Bury me at makeout creek.
前往频道在 Telegram
336
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+1330 天
帖子存档
بهنظرم اولِ دیماه یکجورهایی افترپارتیِ شب یلداست و باید با فروغ خوندن جشن بگیریمش.
امروز روز اول دیماه است
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم
نجاتدهنده در گور خفتهست
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
Repost from Gooshe
شب چله مبارزه است
✍️#گوشه
شبچله هم دیگر برای ما مبارزه شده است. چند دهه است که میخواهند «یلدا» را هم مثل چیزهای دیگر وجودیمان از ما بگیرند، چون هرچه میکنند رنگ و بوی سیاهی و وابستگی نمیگیرد و شعارزده نمیشود.
نتوانستهاند آدابش را دستکاری کنند. نتوانستهاند جای شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ، جای حماسه و شعر و غزل، جای ترانه و خاطرههای شخصی ما افسانههایی با لباس واقعی بسازند. نمیتوانند از «شبچله» خرافات طراحی کنند و اسبها و کبوترها و مرغهای سخنگوی سیاهپوش ۱۴۰۰ساله بسازند.
هرچه کردند نتوانستهاند این شب را حذف کنند یا فریبکارانه تغییرش دهند تا از یک آیین زنده و طبیعی و جاری و اسطورهای، ظلمت و سکون و خرافه و اشک و آه درآید. نتوانستهاند با فریب تغییر نام، چیزی را در درون ما نسبت به چنین شبی تغییر دهند.
شبچله دیگر برای ما فقط شب آخر پاییز نیست. مبارزه پرشوریست در آغاز سوز و سرمای زمستان. سرآغاز و شروع است در دل سیاهی که تمامنشدنی به نظر میرسد. پیشینیان ما تاریکی را نماینده اهریمن میدانستند و چون در طولانیترین شب سال، تاریکیِ اهریمنی بیشتر میپاید، جمع میشدند و آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی بگریزند. قرنها از آن باور میگذرد و ما همچنان میدانیم نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیکی و پاکیست و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش.
روزها در منطقه ما پس از #یلدا، پس از زایش خورشید، پس از «خُرم روز» و آغاز «چله بزرگ» بلندتر میشوند و شبها کوتاهتر و ثانیههای نور بر دقیقهها و ساعتهای تاریکی پیشی میگیرند.
طبیعت به ما درس ایستادگی میدهد در برابر نومیدی و ظلمت مطلق. در برابر هر آنچه میخواهد تو را بپوساند و بخشکاند و به زمین بزند. در مقابل یخزدگی و سرمازدگی در سیاه زمستان.
قدیمترها شبچله را شب عدالت و پیمان و جنگ و مبارزه هم میدانستند. و ما، ما ایستادگان زخمخورده با همین چیزها تا امروز مبارزه کردهایم؛ این سُفره یلدا، این کُرسیهای گرم، این دور هم بودن، این موسیقی، این حماسهخوانیها و غزلها و شعر ورق زدنها، این خاطرهها، این حضورها و دیدارها و این ایستادن و کنار هم بودن سر سرمای زمستان و این تلاش برای چِله را از چنگ آنها درآوردن، خودش یک مبارزه است.
تاریکی وادارمان میکند از هر کورسویی برای امیدداشتن و برای مقاومت بهره ببریم، برای همین #شب_یلدا هم یکی از ابزارهای مقاومت ماست. برای همین #شب_چله هم دیگر برای ما مبارزه شده است.
✍️#گوشه
@gooshe
🔗 لینک کانال یوتیوب گوشه
🔗 لینک صفحه اینستاگرام گوشه
«من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست
نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست
وین ندیم ژندهپیرم دوش با من گفت
کاندرین بیفخر بودنها گناهی نیست»
-میراث، مهدی اخوان ثالث
Rare aesthetic: catching a cold with the first heavy rain of the year, because you wanted to walk under it.
نیمساعته وسط یه خیابون شلوغ زیر بارون وایستادم و اسنپ قبول نمیکنه و دارم یه پادکست راجع به نیما گوش میدم.
هوا یهجوری تار و تیرهست انگار تو سریالهای آخرالزمانیام. دورِ چراغهای خیابون یه هالهای از نوره و هیچی از آسمون مشخص نیست.
Repost from روزها
۱۲ دسامبر #روز_جهانی_هوی_متال است. یک سبک موسیقی راک که در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ در بریتانیا و آمریکا شکل گرفت. از کارهای معمول این روز گردهماییهای طرفداران این سبک موسیقی، و گوش دادن یا به اشتراک گذاشتن آن است
@Roozha365
