…My Somber Existence…
前往频道在 Telegram
It’s cool tho, I said it’s cool, bro… Unknown: https://t.me/iNewChatbot?start=sec-jdagjggb Spotify PL: https://open.spotify.com/playlist/65tHyyXk5eE22j6Lya1R0o
显示更多未指定国家未指定类别
247
订阅者
无数据24 小时
+157 天
-31330 天
帖子存档
Repost from هواخواه ورشکسته ی گلزار.
محمدرضا دیشب یه خاب عجیب دیدم:))))) بیا جلو واست تعریفش کنم عشقم 🥺😍 خاب دیدم ازدواج کردم ولی با تو نه! با رامین رضاییان ولی خب فقط چون یکم حسودیت بشه میگم خیلیم ناراحت نبودم😅 رامین بهم گفت قراره شب مهمون بیاد واسمون پاشو برو فدا درست کن منم مثل یه خانوم خوب رفتم پخت و پز کردم و وقت اومدن مهمونا که رسید حدس بزن کی پشت در بود؟ تو بودی عشقم!😍 ولی تنها نیومده بودی هادی چوپانم باهات بود🥺 انقدر ذوق کردم که فقط جلو خودمو گرفتم جیغ نزنم بعد رفتیم که شام سرو کنیم براتون یهو رامین گفت خودتو سرو کت برا آقایون😳 گفتم چی گفت همینی که گفتم پاشو لخت شو و خودتو برای مهمونای محترمم سرو کن من اول خیلی میترسم چون راستشو بخای آقای چوپان داشت منو با چشاش میخورد😂 ولی تو عشقم با سلابت و جزبه ی شهوانیت به من نگاه کردی و دستور دادی لخت شم و منم نتونستم اطلاعات نکنم ازون صدای خیس کنندت؛)🙃 خلاصع که لخت شدم و مثل یه مار جذاب خزیدم روی میز و یه راست اومدم سراغ تو و آقای چوپانو با ارز تاسف سگ محل کردم✨😅 خودمو برات کشیدم رو میز و تو چشات دیدم که منو میخای عشقم:) دستتو دراز کردی و کشیدی رو صورتم و منم دستتو بوس کردم و واسه شصتت خوردم تا تو حسابی دیوونم شی:)😊 آقای چوپانم اصلن اهل تعارف نبودنا😁 از پشت حسابی مشغول شام بودن ایشونم ولی تو انقدر درگیر بوسیدنه لبای من بودی که یادت رفت باید غیرتی شی راستی اون پسره دیوونه رامینو بگو که گوشه ی سالن از هممون فیلم میگرفت با دقت🫣 تو داشتی خامه نوتلا میمالیدی رو اوجومولای من و منم داشتم با زبونم کره بادوم زمینی میمالیدم به اوقوگوجوی بوزورگت که مثه یه وزغ گنده و پشمالو میخواست بپره تو دهنم🥺 ولی حواست بود که باهاش زیادی خفه نشم:) ازونور آقای چوپان داشت عضلات قویشو هل میداد تو همه جای بدنم و حسابی خیس شده بودم🙃 داشتم دیوونع میشدم زیر شما دوتا دیوونع:)))) به رامینم خیلی داشت خوش میگزشت انگاری😂💔 بعد تو دوباره شدی همون گرگ گرسنه ی خابم قبلیم:)) همه جای منو کشیدی سمت خود عشقم:) گوجولچه ی لای پاهامو با ابرقدرتت پر کردی سوپرمن من🫠 منم دیگه کونترلم دست خودم نبود که عشقم:)))) هی بالا و پایین میپردیم روی آنتن مردونگی تو و آقای چوپان هم داشت سینه های گنده و چربشو یجوری میمالید به کمرم که انگار بلا به دور میخواست خودشو جا بده تو من:)) همونجا بود که از درد جیغ زدم و تو خیلی عصبانی شدی و زدی روی دست آقای چوپان و ازش خواستی بکشه بیرون🥺 بعد منو محکم بوس کردی با اون لبای دخترکشت و شروع کردی به زوزه کشیدن سر میز😳 همه ترسیدیم حتی آقای چوپانم با اون عزمتش ترسید ازت و از پشت میز پاشد:)))) یهو کت و شلوارتو پاره کردی و پشم سیاه از لای چاک سینت زد بیرون:))) گرگ شدی عشقم یه گرگ سیاه بزرگ و خطرناک😶 پریدی رو میز و با آقای چوپان درگیر شدی:)))) دست آقای چوپانو گاز گرفتی و آقای چوپان با ترس خورد به دیوار😳 رامینم دوربینو انداخت رو زمین و پرید تو بغل آقای چوپان و هر دوتا فرار کردن فکر کنم رفتن تو اتاق خواب تا با هم خلوت کنن😂 بعد پریدی روی من و پشمای گرمتو مالیدی به تن لختم🥺 من گول خوردم فک کردم میخای اوجولوکمو لیس بزنی ولی تو یه گرگ بدجنس بودی که دستمو محکم گاز گرفت🥲 منم جیغ زدم و از دستم کلی خون اومد و یهو حس کردم یه چیزی داره توم عوض میشه🧐 دردم گرفت خیلی و رو میز پیچ خوردم و یهو دیدم که از لای پای خوشگل و درخشونم یه دسته پشم سفید زد بیرون😨 گوشام دراز شدن و پنجه در اوردم:)) عشقم تو گرگ کردی منو یه گرگ سفید:)))) بعد اومدی زیر دم سفیدمو بو کردی و بهم فهموندی منو میخای منم دوتا پای کوچولومو باز کردم و گزاشتم وسط همون میز سوارم شی و دودولچه ی گرگیتو بکنی تو شوشولچه ی گرگی من🥺 من جای ناله کردن زوزه میکشیدم برات و توام با دهن گرگیت داشتی گردنمو آروم گاز میگرفتی🥹 تازه داشتم تا ته احساس میکردم اون مردونگی گرگی ای که کردی بودی تومو چون هی عقب و جلو میشدی و چشم دشمن کور کمم نمیاوردیا:))))😭 خلاصع که یه عالمه آب گرگی خالی کرده توم و کلی پشتمو با اون زبون کوشولوت لیس زدی واسع تشکر قربونت بشم🥺 همونجا بود که بیدار شدم و عشقم:) خیلی ناراحت شدم چون همش یه خواب بود و من ازت چندتا توله گرگ کوشولو باردار نبودم:((( ولی بازم طعبیر خابم معلومه:)) محمدرضای من... من و تو دوتا گرگ عاشقیم و مهم نیس که چقدر فاصله باشه بینمون چون بلخره بهم میرسیم:)💔❤️🩹
محمدرضا دیشب یه خاب عجیب دیدم:))))) بیا جلو واست تعریفش کنم عشقم 🥺😍 خاب دیدم ازدواج کردم ولی با تو نه! با رامین رضاییان ولی خب فقط چون یکم حسودیت بشه میگم خیلیم ناراحت نبودم😅 رامین بهم گفت قراره شب مهمون بیاد واسمون پاشو برو فدا درست کن منم مثل یه خانوم خوب رفتم پخت و پز کردم و وقت اومدن مهمونا که رسید حدس بزن کی پشت در بود؟ تو بودی عشقم!😍 ولی تنها نیومده بودی هادی چوپانم باهات بود🥺 انقدر ذوق کردم که فقط جلو خودمو گرفتم جیغ نزنم بعد رفتیم که شام سرو کنیم براتون یهو رامین گفت خودتو سرو کت برا آقایون😳 گفتم چی گفت همینی که گفتم پاشو لخت شو و خودتو برای مهمونای محترمم سرو کن من اول خیلی میترسم چون راستشو بخای آقای چوپان داشت منو با چشاش میخورد😂 ولی تو عشقم با سلابت و جزبه ی شهوانیت به من نگاه کردی و دستور دادی لخت شم و منم نتونستم اطلاعات نکنم ازون صدای خیس کنندت؛)🙃 خلاصع که لخت شدم و مثل یه مار جذاب خزیدم روی میز و یه راست اومدم سراغ تو و آقای چوپانو با ارز تاسف سگ محل کردم✨😅 خودمو برات کشیدم رو میز و تو چشات دیدم که منو میخای عشقم:) دستتو دراز کردی و کشیدی رو صورتم و منم دستتو بوس کردم و واسه شصتت خوردم تا تو حسابی دیوونم شی:)😊 آقای چوپانم اصلن اهل تعارف نبودنا😁 از پشت حسابی مشغول شام بودن ایشونم ولی تو انقدر درگیر بوسیدنه لبای من بودی که یادت رفت باید غیرتی شی راستی اون پسره دیوونه رامینو بگو که گوشه ی سالن از هممون فیلم میگرفت با دقت🫣 تو داشتی خامه نوتلا میمالیدی رو اوجومولای من و منم داشتم با زبونم کره بادوم زمینی میمالیدم به اوقوگوجوی بوزورگت که مثه یه وزغ گنده و پشمالو میخواست بپره تو دهنم🥺 ولی حواست بود که باهاش زیادی خفه نشم:) ازونور آقای چوپان داشت عضلات قویشو هل میداد تو همه جای بدنم و حسابی خیس شده بودم🙃 داشتم دیوونع میشدم زیر شما دوتا دیوونع:)))) به رامینم خیلی داشت خوش میگزشت انگاری😂💔 بعد تو دوباره شدی همون گرگ گرسنه ی خابم قبلیم:)) همه جای منو کشیدی سمت خود عشقم:) گوجولچه ی لای پاهامو با ابرقدرتت پر کردی سوپرمن من🫠 منم دیگه کونترلم دست خودم نبود که عشقم:)))) هی بالا و پایین میپردیم روی آنتن مردونگی تو و آقای چوپان هم داشت سینه های گنده و چربشو یجوری میمالید به کمرم که انگار بلا به دور میخواست خودشو جا بده تو من:)) همونجا بود که از درد جیغ زدم و تو خیلی عصبانی شدی و زدی روی دست آقای چوپان و ازش خواستی بکشه بیرون🥺 بعد منو محکم بوس کردی با اون لبای دخترکشت و شروع کردی به زوزه کشیدن سر میز😳 همه ترسیدیم حتی آقای چوپانم با اون عزمتش ترسید ازت و از پشت میز پاشد:)))) یهو کت و شلوارتو پاره کردی و پشم سیاه از لای چاک سینت زد بیرون:))) گرگ شدی عشقم یه گرگ سیاه بزرگ و خطرناک😶 پریدی رو میز و با آقای چوپان درگیر شدی:)))) دست آقای چوپانو گاز گرفتی و آقای چوپان با ترس خورد به دیوار😳 رامینم دوربینو انداخت رو زمین و پرید تو بغل آقای چوپان و هر دوتا فرار کردن فکر کنم رفتن تو اتاق خواب تا با هم خلوت کنن😂 بعد پریدی روی من و پشمای گرمتو مالیدی به تن لختم🥺 من گول خوردم فک کردم میخای اوجولوکمو لیس بزنی ولی تو یه گرگ بدجنس بودی که دستمو محکم گاز گرفت🥲 منم جیغ زدم و از دستم کلی خون اومد و یهو حس کردم یه چیزی داره توم عوض میشه🧐 دردم گرفت خیلی و رو میز پیچ خوردم و یهو دیدم که از لای پای خوشگل و درخشونم یه دسته پشم سفید زد بیرون😨 گوشام دراز شدن و پنجه در اوردم:)) عشقم تو گرگ کردی منو یه گرگ سفید:)))) بعد اومدی زیر دم سفیدمو بو کردی و بهم فهموندی منو میخای منم دوتا پای کوچولومو باز کردم و گزاشتم وسط همون میز سوارم شی و دودولچه ی گرگیتو بکنی تو شوشولچه ی گرگی من🥺 من جای ناله کردن زوزه میکشیدم برات و توام با دهن گرگیت داشتی گردنمو آروم گاز میگرفتی🥹 تازه داشتم تا ته احساس میکردم اون مردونگی گرگی ای که کردی بودی تومو چون هی عقب و جلو میشدی و چشم دشمن کور کمم نمیاوردیا:))))😭 خلاصع که یه عالمه آب گرگی خالی کرده توم و کلی پشتمو با اون زبون کوشولوت لیس زدی واسع تشکر قربونت بشم🥺 همونجا بود که بیدار شدم و عشقم:) خیلی ناراحت شدم چون همش یه خواب بود و من ازت چندتا توله گرگ کوشولو باردار نبودم:((( ولی بازم طعبیر خابم معلومه:)) محمدرضای من... من و تو دوتا گرگ عاشقیم و مهم نیس که چقدر فاصله باشه بینمون چون بلخره بهم میرسیم:)💔❤️🩹
