αƚαɾαxყ
关闭频道
جایی که شخصیتهای خلق شدهی ذهنم، به جای من حرف میزنن، عاشق میشن و میمیرن! If you wanna talk: @a7taraxyjkbotbot
显示更多未指定国家未指定类别
297
订阅者
-124 小时
-117 天
+6430 天
帖子存档
297
"فقط گاهی از زندگی حالم بهم میخوره؛ چون من... من همیشه تلاش کردم که زندگی کوفتیام رو خودم بسازم، فارغ از هر سختیای که توش بودم؛ اما انگار دنیا با من دشمنه... من توی کل زندگیام با همه جنگیدم تا بتونم خودم باشم. با پدرم جنگیدم، با مادرم جنگیدم، با کسایی که دوستم داشتن جنگیدم، با کسایی که ازم متنفر بودن جنگیدم؛ لعنت بهش... چند نفر برای شکستن یک نفر لازمه؟"-Dracula- #mafavepart
297
خونه گاهی یک مکان نبود. خونه میتونست یک آدم باشه که متراژش فاصلهی دستهاش دور تو بود.-Dracula- #mafavepart
297
_ میدونی بدترین قسمتش چیه؟ اینکه یک بچه بالاخره یک جایی بین اون همه درد، واقعاً باور میکنه مشکل، خودشه. + تو هیچوقت برای دوست داشته شدن سخت نبودی، تهیونگ. فقط آدمهایی که باید دوستت میداشتن... بلد نبودن چطوری این کارو بکنن. -Dracula- #mafavepart
297
شنیدن این جمله مثل کشیدن پتو روی بدن یخزدهاش بود؛ گرمش میکرد، آرومش میکرد، بهش حس دیده شدن میداد. انگار یکی بالاخره تمام چیزهایی رو که همیشه سعی کرده بود پنهان کنه، دیده و باز هم کنارش مونده بود. اما آیا این کافی بود؟
انگار تمام اون سالهایی که سعی کرده بود بیسروصدا از پس همه چیز بر بیاد، یواشیواش از لای ترکهاش بیرون میریختن.-Dracula- #mafavepart
