عمق
前往频道在 Telegram
My BOF place... 52hz
显示更多未指定国家未指定类别
264
订阅者
+524 小时
+67 天
+2430 天
帖子存档
264
یه ریلز گذاشتن، نوشتن اوه چه جنتلمن، حق طلاق داد کلخانواده سکوت کردن و فلان👀 بعد کامنت ها
کسی که بخواد بسازه میسازه؟👀 what?
زندگی که زن حق طلاق بخواد زندگینیست؟👀👀
برای ساختن یه خونه هزار تا قرار داد مینویسن، بعد برای ازدواج شما این رو قرارداد در نظر نمیگیری؟
ازدواج قرارداده، که روی خودتون خانوادتون فرزندانتون نوه هاتون عروس دامادهای رو یه نسل تاثیر میذاره.
حق طلاق یه امر کاملا طبیعیه که مرد باید بده، حق خروج از کشور طبیعیه که باید باشه، اصلا اینا حق طبیعی انسانه اینکه ما اینقدر قوانینمون سه نقطه است که باید برای اینا بجنگیم خودش یه مشکله، بعدشم حق طلاق به زن داده بشه باز فکر میکنید زن میره میگه طلاق میخوام و تمام؟ ما در قانون ایران داریم زندگیمیکنیم، مرد دست بالارو داره، مرد هر لحظه بخواد میره طلاق میده ولی زن کلی داستان داره.
زن تمکین نکنه مرد طلاق میده ولی مرد تجاوز کنه (ارتباط جنسی بدون رضایت زن) حقش محسوب میشه و حلال هست براش، حالا زن بره طلاق بگیره؟، یه دور همون ادم هایمربوطه بهش تجاوز میکنن هیچکسیم پیگیر نمیشه👀(بعد تازه همین شکایت برای تجاوز توسط نامحرم ها، نیاز به ۴ نفر شاهد،داره، و تا قبل از ۷۳ ساعت شما باید بری هنه تست ها ازمایش های تمام اون فرایند رو بدی، تهش م بارها میگن لابد خودت خواستی، چی پوشیده بودی؟ چرا این وقت شب اونجا بودی، چرا خونه اون آقا بودی، چرا پیامکوتاه جواب دادی ، در نهایت شما مقصری خانم، برو وقت مارو نگیر.)
(منشن کنم تجاوز به اقایون هم در کشور ما دست کمی نداره.)
وای خدای من🤦🏻♀
264
Repost from آرش نعمت زاده
از میت امروز من تیتر وار یه سری نوت برداشتم.
مینویسم و به اشتراک میذارم.
برای هفته بعد تصمیم گرفتیم این موارد رو ادامه بدیم و به یه جمع بندی برسیم.
زحمت مدیریت جلسه بعد رو ناهید قبول کرده و قراره برامون یه تعداد سوال حول این موضوع آماده کنه که از خودمون بپرسیم و جواب بدیم.
———
نوت های امروز من:
- feeling of pressure/guilt/shame for saying no to others
- prioritizing others' needs over ourselves
- being clear about our boundaries
- do we need to explain ourselves to others?
- 3 types of attitude: 1. overshare and overexplain 2. closed and rigid and hard to trust others 3. healthy: fine to say no and fine to hear no
- saying no to one thing is saying yes to another thing
- setting boundary vs controlling others
- the only mattering thing is our action
- nvc (observation, feeling, need, request)
- 3 questions: 1. what are we protecting? 2. what happens if this boundary isn't protected? 3. how would we feel if we do or don't do the action?
- when should we finally give up?
- middle eastern families vs western ones
- should we submit to what elder ones want?
- Esther Perel - Belgian psychotherapist
- i see you, love you, care about you, but you need to give me space
- family and culture
- not submiting to system and society
- i care about me VS. i care about us
- supressing needs will finally lead to disaster (yes saying jackal) - passive aggressiveness - accumulated debts needs to be paid
- doing right thing is hard and needs to be brave
- our plans vs. what happens in reality
- taking the risk for my boundary
- necessary condition vs. sufficient condition
- if all of us are victims, who is the cruel one here?
- when am i the toxic one in relationship?
- saving private ryan quote: if god is with us, then who is with them?
- our feelings/thoughts is separate from our actions
- doing right thing won't always lead to happy endings
- i can't control the others, and that's the good news!
- moralistic judgements: right and wrong side?
- relationships are messy and full of different layers
- school of life (youtube)
- we are on the same side, we are a team
264
Fabergé Imperial Egg
تخممرغهای فوقلوکس دربار رومانوف که بعضیهاشون داخل خودشون عکس خانواده، تاج، کالسکه یا سازههای مینیاتوری داشتن.(اون حجم از تخم مرغ های کوچیک و بزرگ که سوغاتی ممکنه بخرن از این ور قضیه میاد)
264
Alexander II
تزاری که اصلاحات بزرگی کرد ولی در نهایت ترور شد؛ کلیسای Savior on Spilled Blood به یاد کشتهشدن او ساخته شد.
264
Grigori Rasputin
همون مرد مرموزی که به خانواده آخرین تزار نزدیک شد و نفوذش اونقدر جنجالی شد که چند نفر از اشراف تصمیم گرفتن حذفش کنن.
264
Felix Yusupov
شاهزاده اشرافی فوقثروتمندی که توی کاخ یوسوپوف، نقشه قتل راسپوتین رو اجرا کرد.(میگم راسپوتین کی بوده، گر صبر کنی ....)
