202
订阅者
-124 小时
无数据7 天
-1730 天
帖子存档
202
نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند
همه اسماند و تو جسمی همه جسماند و تو جانی
- سعدی | آهیّات
202
بعضی از دعواها اصلاً مال اون لحظه نیستن، مال وقتاییه که مدام گفتی ”عیبی نداره“، ولی داشته.
202
باگ آدمیزاد بنظرم همین گریهاس، داری توضیح میدی ناراحت نیستی و کاملا ریلکسی یهو اشکات میاد پایین و همه چی خراب میشه لعنت بهش.
202
سر در ورق و شراب از شب تا صبح
چون حال جهان خراب از شب تا صبح
من صبح و شب اینچنین فراوان دیدم
بیدار شدی بخواب از شب تا صبح
-معنی زنجانی
202
-آهیات
-صد و بیست و یک
زخم میزدن به زمینِ تنم
شکوفه میزد درد روی کویرِ تنم
گلهای درد میشدن درختِ ننگ
همین باغبونها با تبر اومدن به جنگ
ناخن میکشیدن رو دیوار سلول سرم
روانیها متهم شده بودن به ابد تو من
زل میزدم نگاهشون کنم
دست میکشیدن رو شکوفهها ، تا سیاهمست کنن
تاریکی گرفته بود تموم تنم رو
آدمها بهم میگفتن جلوتر نرم خب!
امّا زندگی تو خون و درد
جاذبهء درد من و میکشید تا مرگ ، خب!
درد روی درد هی تلنبار میشد
نقشه فرارِ من خودکشیم میشد !
هرچی از دور نگاهم میکردن سایه ها
تا پشت چشمهای من سیاه رنگ میشد
آهی
202
سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب
بار همه خار و خس کشیدیم چو آب
آخر به وطن نیارمیدیم چو آب
رفتیم و ز پس باز ندیدم چو آب
- خاقانی | آهیّات
202
دامن دشتِ جنون را گِردبادی میشود
آهم از دل بس که گَردآلود میآید برون
- صائب تبریزی | آهیّات
202
منم به وصل به گنجينه راهیافته دزدی
که در ضمیر بُوَد بیمِ پاسبانش و لرزد
- غالب دهلوی | آهیّات
