ch
Feedback
غَرِیْبْ

غَرِیْبْ

前往频道在 Telegram

• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat

显示更多
伊朗150 216未指定类别
201
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-1630 天
帖子存档
دلتنگم و با هیچ‌کسم میل سخن نیست کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست - ‌وحشی ‌بافقی | آهیّات

گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق غماز بود اشک و عيان کرد راز من - ‌حافظ | آهیّات

گفت: «مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو؟» مُردم از اين هوس، ولی قدرت و اختيار کو؟! - ‌حافظ | آهیّات

هیچکس کامل نیست؛ اما اونی که سعی میکنه بخاطرت خودشو اصلاح و بهتر کنه به مرور تبدیل به یه آدم کامل میشه برات.

چگونه شاد شود اندرون غمگينم؟ به اختيار، که از اختيار بيرون است - ‌حافظ  | آهیّات

تو اختيار منی از همه جهانيان و جهان در آن هوس که ز دست من اختيار بَرَد - ‌سلمان ‌ساوجی | آهیّات

کتاب پیکرم یک موجِ می شیرازه می‌خواهد نمِ آبی فراهم می‌کند خاک پریشان را - ‌بیدل ‌دهلوی | آهیّات

دلی روشن کن، از تشویقِ این ظلمت‌سرا بگذر به‌جز فکرِ چراغت نیست تدبیری به تاریکی - ‌بیدل ‌دهلوی  | آهیّات

ای عشق، به‌جز غمم رفیقی دگر آر وی وصل، غرض تویی، سر از پیش برآر وی هجر، بگفته‌ای بریزم خونت گر وقت آمد، بریز و عمرم به سر آر - ‌انوری | آهیّات

پای سیرم نیست، اما سیل اشکم داده‌اند می‌توانم خانه را بر خویشتن صحرا کنم - ‌کلیم ‌همدانی | آهیّات

جهان به مجلسِ مستانِ بی‌خرد مانَد که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست - ‌صائب ‌تبریزی | آهیّات

به قول چاوشی :
غصه‌ات پایان ندارد ؛ در هزار و یک شب من ...

چراغ خويش به آتش گرفتمی همه وقتی چه آتش‌ است جدايی؟ کز آن بمُرد چراغم! - ‌اوحدی | آهیّات

بهار نازم و کس محرم تماشا نيست به صد خيال يقين شد که من خيال خودم - ‌بیدل ‌دهلوی  | آهیّات

خونم نگین‌نگین که فرومی‌چکد ز چشم بر هر نگین ز کلکِ وفا نقشِ نامِ توست جانی که هست در کفِ اندیشه‌ها گرو بر رخ ز خون قباله نوشتم که نام توست - ‌امیرخسرو ‌دهلوی | آهیّات

منم از چشم تو قانع به نگاهی گاهی وز تمنای میانت به خیالی خرسند صد رهم بینی و نادیده کنی، آه از تو! حال من دیدن و این‌گونه تغافل تا چند؟! - ‌هلالی ‌جغتایی | آهیّات

زندگی اگه بالا پایین نداشته باشه زندگی نیست که تو بالا هاش نباید مغرور شد و تو پاییناش ناامید.

آیینه شدم، زبس که حیران تواَم برهم‌زدهٔ زلف پریشان تواَم خود را از من چرا جدا می‌گیری؟ من عشقم و آمیخته با جان تواَم - ‌محمد ‌قهرمان | آهیّات

دل اگر روشن شود غفلت نمی‌گنجد به چشم آن‌چه نتوان دید تاریکی است در نور چراغ - ‌بیدل ‌دهلوی  | آهیّات

تو‌ همونی‌ هستی‌ که‌ تو‌ اوج عصبانیتم‌ دلم‌ چشماشو‌ میخواد.