502
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-2730 天
帖子存档
502
وای سکانسی که اسی چاقو زد به الاز، اکتشون خدا بود همش با چشماشون بازی کردن 😭 هیلال گور به گور شده تو خوابشم نمیدید بتونه همچنین زوج و سکانسای تمیزی دربیاره
502
https://t.me/mutluyuva/21018
شاید آلازی که انگشتشو شکوند خودشو آزاد کرد بره دنبال عاصی
- بمیرمم تو رو اینجا تنها ول نمیکنم.
502
https://t.me/mutluyuva/21018
ایسو ی سر صخره کلا🙏🏻
- هربار که میخای اسم زن منو بیاری سه بار قبلش باید ازم اجازه بگیری
- داداش تو منو از این صخره پایینم بندازی هیچ چیز به جز دوست داشتن فادیمه از من نمیشنوی🛐
502
بدون دیاالوگگگگگگگگگگ
یعنی تنها دیالوگ اون سکانس همین بود « گریه نکن عاصی کیز این حق من بود 😭😭😭😭 »
502
https://t.me/mutluyuva/21018
آلازی که بعد چاقو خوردن گفت این حقم بود😭😭😭😭😭
عاصی ای که نتونست بعد چاقو زدن ولش کنه بره بردش پیش دکتر گفت اگه مرد با پلیس بیاین دنبالم
502
https://t.me/mutluyuva/21018
مثلا معذرت خواهی ایسو ی از زیر گله در اومده همون اولین باری که بعد به هوش اومدن با دختره تنها شد🙏🏻
502
Repost from mutlu yuva 🪴
#EsDil || Sheyda 🫠عشق حد وسط ندارد؛ یا تباه میکند یا رستگاری میبخشد. بشر پیوسته بر سر همین دو راهی است: تباهی یا رستگاری. هیچ تقدیری نمیتواند مانند عشق چنین قاطعانه این امر را جلوهگر سازد. عشق، اگر مرگ نباشد، زندگی است. ویکتور هوگو - mutluyuvaedit
