502
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-2730 天
帖子存档
502
خیلی بی ربط یادم افتاد دوران دبیرستان دهم بودیم موقع ناهار دوستم اومد بشینه منم اومدم ادای دوستای مهربونو دربیارم صندلی رو براش کشیدم عقب نگو محاسبات این جور دیگه ای بوده من صندلی رو کشیدم عقب این با باسن مبارک افتاد زمین یه دفعه دیدیدم میست افتاده الان دارم از خنده زمینو گاز میزنم
502
مبینا یادت بود یه زمان کلمه یهویی مد شده بود؟هرکی هر گوهی تو زندگیش میخورد استوریش میکرد میگفت همین الان یهویی😉🥰🔥
502
https://t.me/c/2143244565/23242
+شما شاهدا، شهادت میدین؟
-بله، بله
داماد: عه اونام ازدواج کردننن هووووو🕺
502
واااا ارشیاااا مامانننن هوشنگگگ چیه عموووو هوشنگگگگ🗣️🗣️🗣️
عطااااا🗣️🗣️بریممممم اینجا دیگه جای ما نیس
( نمیدونم چرا ولی رندوم حس کردم باید اینو بگم )
502
https://t.me/c/2143244565/23238
مرگو به بچگیم نزدیک دیدم وقتی عمو پورنگ اونجوری غمگین بود. وگرنه که...
502
مامان عموپورنگ که فوت کرد فهمیدم ما اونقدری بزرگ شدیم که مرگ نزدیک شده بهمون و دیگه قراری از زندگی نمیتونه وجود داشته باشه.
