ch
Feedback
Devil's laugh(caprice no.13)

Devil's laugh(caprice no.13)

前往频道在 Telegram

چقدر آرشه به نرمی میلغزید، و هر نغمه سرود عشق بود اما امروز قلبم چنین سنگین است، و دستانم چنین خسته. ‌ https://t.me/Devils_Mewsic

显示更多
未指定国家未指定类别
286
订阅者
无数据24 小时
+47 天
+2430 天
帖子存档
دلتنگ این چنل بودم حقیقتا

اگه توانشو داشتم برای تک تکتون کانفیگ میفرستادم وصل بشید، افسوس از این ناتوانی.

Wenn ich mit Menschen- und mit Engelszungen redete und hätte der Liebe nicht, so wäre ich ein tönend Erz oder eine klingende Schelle. Und wenn ich weissagen könnte und wüßte alle Geheimnisse und alle Erkenntnis und hätte allen Glauben, also daß ich Berge versetzte, und hätte der Liebe nicht, so wäre ich nichts. Und wenn ich alle meine Habe den Armen gäbe und ließe meinen Leib brennen, und hätte der Liebe nicht, so wäre mir’s nichts nütze. Wir sehen jetzt durch einen Spiegel in einem dunkeln Wort; dann aber von Angesicht zu Angesicht. Jetzt erkenne ich’s stückweise; dann aber werde ich erkennen, gleich wie ich erkannt bin. Nun aber bleibet Glaube, Hoffnung, Liebe, diese drei; aber die Liebe ist die größte unter ihnen.
اگر به زبان انسان‌ها و فرشتگان سخن بگویم ولی محبت نداشته باشم، چیزی جز صدای فلزی و زنگی توخالی نیستم. و اگر پیامبری کنم و همهٔ رازها و همهٔ دانش را بدانم، و ایمانی داشته باشم آن‌چنان که کوه‌ها را جابه‌جا کنم، ولی محبت نداشته باشم، هیچم. و اگر همهٔ دارایی‌ام را به فقیران بدهم و بدنم را بسپارم تا سوخته شود، ولی محبت نداشته باشم، هیچ سودی نبرده‌ام. اکنون ما همچون نگاهی مبهم در آینه می‌بینیم؛ اما آنگاه، رو در رو. اکنون شناخت من اندک است؛ آنگاه خواهم شناخت همچنان که خود شناخته شده‌ام. و اکنون این سه می‌مانند: ایمان، امید، محبت؛ اما بزرگ‌ترین آن‌ها محبت است.

O Tod, wie bitter bist du, wenn an dich gedenket ein Mensch, der gute Tage und genug hat und ohne Sorge lebet und dem es wohl geht in allen Dingen und noch wohl essen mag. O Tod, wie wohl tust du dem Dürftigen, der da schwach und alt ist, der in allen Sorgen steckt, und nichts Bessers zu hoffen, noch zu erwarten hat.
ای مرگ، چه تلخی در توست برای انسانی که به تو می‌اندیشد، انسانی که روزگار خوش دارد و بی‌نیاز است، بی‌دغدغه زندگی می‌کند و کارهایش بر وفق مراد است و هنوز از نعمت زندگی بهره‌مند است. ای مرگ، چه آرام‌بخشی برای درمانده، برای آن که ناتوان و سالخورده است، و در دلِ رنج‌ها گرفتار، و امیدی به بهتر شدن یا انتظاری خوش در پیش ندارد.

Ich wandte mich und sahe an alle, die Unrecht leiden unter der Sonne; und siehe, da waren Tränen derer, die Unrecht litten, und hatten keinen Tröster, und die ihnen Unrecht taten, waren zu mächtig, daß sie keinen Tröster hatten. Da lobte ich die Toten, die schon gestorben waren, mehr als die Lebendigen, die noch das Leben hatten; und den noch nicht geboren ist, der des Übels nicht gewesen ist, den lobte ich am meisten.
بازگشتم و نگریستم همهٔ ستمدیدگان را زیر آفتاب؛ و اینک، اشک‌های آنان که ستم می‌دیدند، و هیچ‌کس نبود که ایشان را دلداری دهد، و ستمگران چنان نیرومند بودند که کسی نبود آنان را آرام کند. آنگاه مردگان را، که پیش از این رفته‌اند، خوشبخت‌تر از زندگان یافتم که هنوز زنده‌اند؛ و خوشبخت‌تر از هر دو، کسی است که هنوز زاده نشده و شرارت جهان را ندیده است.

Denn es gehet dem Menschen wie dem Vieh; wie dies stirbt, so stirbt er auch, und haben alle einerlei Odem, und der Mensch hat nichts mehr als das Vieh; denn es ist alles eitel. Es fährt alles an einen Ort; es ist alles von Staub gemacht und wird wieder zu Staub. Wer weiß, ob der Odem des Menschen aufwärts fahre und der Odem des Viehes hinunter unter die Erde fahre? So sieh ich denn, daß nichts Besseres ist, denn daß der Mensch fröhlich sei in seiner Arbeit; denn das ist sein Teil.
زیرا سرنوشت انسان همان سرنوشت حیوان است؛ چنان که حیوان می‌میرد، انسان نیز می‌میرد، و همه یک نفس دارند، و انسان بر حیوان برتری ندارد، زیرا همه چیز بی‌ثبات و باطل است. همه به یک جا می‌روند؛ همه از خاک‌اند و دوباره به خاک بازمی‌گردند. چه کسی می‌داند که روح انسان به سوی بالا می‌رود و روح حیوان به سوی زمین فرو می‌رود؟ پس درمی‌یابم که هیچ چیز بهتر از این نیست که انسان در کار خود شادی کند، زیرا این بهرهٔ اوست.

وقتی تلگرام وصل می‌شه جمله home sweet home رو با تمام وجود درک می‌کنم.

به معنای واقعی کلمه بخش قابل‌توجهی از این روزهام و زندگیم رو مدیون این چنلم، کتابخانه مرجع، چرا که اگه نبود و تمام این کتاب ها رو در دسترس عموم قرار نمیداد مجبور بودیم سرمایه عظیمی خرج کنیم تا کتاب هایی که لازم داریم بدست بیاریم، البته اگه پیدا کنیم !

Repost from Reference Library
دقیقا یک سال پیش در چنین روزی، با تمام محدودیت ها در حال تلاش برای آپلود کتاب بودیم. بعد از آپلود کلی کتاب، تلگرام ۲۰۰ هزار کتاب رو به دلیل بیش از ۱ میلیونی شدن فایل های چنل پاک کرد. ولی ما باز هم ادامه دادیم و عناوین جدیدتری آپلود کردیم. سعی کردیم هر لحظه این آرشیو رو کامل تر کنیم تا دوستان عزیزمون راحت تر کتاب بخونن. تا اگر کسی توان خرید کتاب فیزیکی نداره، فایلش رو دانلود کنه. ولی در حال حاضر پی می‌بریم، شاید تمام اون تلاش های ما بی معنی بود! چرا که در این روزها اکثریت مردم حتی دسترسی به اینترنت ندارن. کسانی هم که دسترسی دارن، دانلود یک کتاب براشون هم قیمت خرید نسخه فیزیکی در میاد! در کشوری که هر کاری جز بقا، لاکچری حساب میشه، کتاب خوندن هم تبدیل شده به یک تفریح لاکچری مسخره.

The Great seied Johannes Brahms With Family.
The Great seied Johannes Brahms With Family.

Standing: Ignaz Brüll, Anton Door, Josef Gänsbacher, Julius Epstein (Brüll's piano teacher), Robert Hausmann. Sitting: Gustav
Standing: Ignaz Brüll, Anton Door, Josef Gänsbacher, Julius Epstein (Brüll's piano teacher), Robert Hausmann. Sitting: Gustav Walter, Eduard Hanslick, Johannes Brahms

مطالعه آثار اریک رو چه در اقوال الانعام و چه در Anarconomy تو برنامه زندگیتون قرار بدید، حتی یک درصد پشیمون نخواهید شد.

اینکه من اینجام، در قعر این سیاهچال، و مشتی بی‌هنر ریتارد در بهترین نهادهای آموزشی دنیا، چیزی نیست جز زیبایی زندگی. هنوز به لِول من نرسیدید که درک کنید.

+1
ده اسفند Vs بیست و خورده‌ای اردیبهشت : ‌

Repost from German idyll
به امید روز های روشن

به گمونم بهترین کاری که میتونم بکنم اینه که مثل قبل اینجا ادامه بدم، چون واقعا زورم میاد چنلو بکشم ببرم روبیکا یا بله یا هر کوفت و زهرماری که بدست اشرار ساخته شده. پس ؟ سعی میکنم محتواها رو در حجم های کمتر قرار بدم تا هر یک گیگی که بهش چهارصد هزارتومن پول دادین سر هیچ و پوچ از بین نره.