عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
前往频道在 Telegram
ژن، ژیان، ئازادی
显示更多未指定国家未指定类别
313
订阅者
无数据24 小时
+517 天
+5130 天
帖子存档
وای یه سری عکسهای بچگیمو میبینم متوجه میشم بدجور فازشو داشتم
امروز کنار سینک وایساده بودم و لیوان آب یه دستم بود و اون دستم قرص ویتامینها. یهو پاهام شل شد. روی زانوهام بودم و گریه میکردم. نمیفهمیدم یهو چی شد ولی بلند گریه میکردم. از دلتنگی گریه میکردم روی زانوهام و هنوز نمیتونم باور کنم که جمهوری اسلامی هر چیزی که بهم حس زندگی داد و بهم عشق داد رو گرفت. ریشههای من هم سوخته نمیدونم زنده به چیم. چشمانتظاری؟
حین دوچرخهسواری یه پسر بچه دیدم گفتم بیا مسابقه بدیم و کمکم دوست شدیم. یاسین ۸ ساله بهم گفت ۱۵ سالشه صرفا قدش کوتاهه. منم گفتم ۱۴ سالمه فقط یکم زیادی رشد کردم. گفتم خونهتون کجاست گفت دنبالم بیا نشونت بدم. وسط راه گفت نظرت چیه جای آدرس خونمون شمارهمو بدم؟ بدجور خندم گرفت.
وای خیلی سر به سرش گذاشتم گفتم گوشی ندارم با گوشی مامانم بهت زنگ میزنم دوتا فوت میکنم بدونی منم. الانم فردا ساعت ۱۰:۳۰ شب قرار دارم باهاش.
میترسم بازوهامو نشونتون بدم دیگه بهخاطر خودم عاشق ماشقم نباشید.
برای انگیزه دادن به کنکوریها عکس بازوهامو میفرستم. عدد ۲۷۲۷ رو بفرستید.
