ch
Feedback
◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹

◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹

前往频道在 Telegram

• ارتباط: @Marziyehalishahi_bot

显示更多
未指定国家未指定类别
385
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+330 天
帖子存档
وای بچه‌ها اگه میخواین برین فردا برین همین الانشم خیلی از کتاباش رفت🥲 فروشگاه کتاب نشر شهر توی بوستان گفتگو (مثل من اشتباهی نرید پارک لاله🤣)

میشه بگی کتاب فروشی که پنجاه درصد تخفیف گذاشته کجا بوده که ما هم بریم پولامون رو خرج کنیم ؟🥲

خوشحالی فروشی جاییه که باعث شه این‌طوری برگردم:
خوشحالی فروشی جاییه که باعث شه این‌طوری برگردم:

با هستی رفتیم یک کتابفروشی‌ای که روی تمام کتاباش ۵۰ درصد تخفیف داشت🤡 یه نگاه به کتابا می‌کردیم، یه نگاه به خودمون و خیلی ملیح یه کتاب جدید رو به لیست کتابایی که می‌خواستیم بخریم اضافه می‌کردیم. و این شد که روی هم رفته نزدیک ۷ تومن خرج کردیم🗿💔

وقتی میگن باید با کسایی بگردی که هم‌فازت باشن:
وقتی میگن باید با کسایی بگردی که هم‌فازت باشن:

حالا در حینی که دارم برمیگردم سرجای اولیه‌ام برای اینکه مسیرمو تغییر بدم... یه دختری گفت من گم شدم ۴ ساله ایران نبودم الان نمی‌دونم چطوری برم میدون کتاب شما می‌دونی؟ قیافه منی که سه ساله دارم با مترو میرم و میام و گم شدم:

وقتی میگم در وضعیت فروپاشی روانی که قرار دارم نباید نزدیکم بشین منظورم همینه: 🤣🤣🤣🤣🤣

Mohsen-Chavoshi-Khodahafezi-Talkh-(Shahrzad)-320.mp39.19 MB

این زخم هم فراموش خواهد شد. اما باید بگویم به شدت تحقیر شده‌ام و احساس می‌کنم به من خیانت شده است. گمان نمی‌کردم بعد از آن همه دوندگی و گروگذاردن ریش پیش این و آن این طور کودکانه عمل کنی. اگر بخواهم حقیقت را گفته باشم باید بگویم که مجموعه اعمال و رفتارت نشان می‌دهد آدمی هستی خود ویرانگر! مایلم نامه‌ام را با این مثل قدیمی به آخر برم: خدایا تو مرا از شر دوستانم حفظ کن، خودم از پس دشمنانم بر می‌آیم.
همنوایی شبانه ارکستر چوبها | رضا قاسمی

بگذار سقوط کنی، آنکه خواهی شد تو را خواهد گرفت.

به هیچ‌کدوم نرسیدم😂

واقعا کار کردن و هم‌صحبتی‌ با بچه‌های کلاس نویسندگیم حالمو بهتر می‌کنه.
واقعا کار کردن و هم‌صحبتی‌ با بچه‌های کلاس نویسندگیم حالمو بهتر می‌کنه.

و این در حالیه که وسط کلاس یهو میگم
خببببب بچه‌ها...
خودت بچه‌ای اون وسط، به کیا داری میگی بچه‌ها زن😭😭😭😭

میانگین سنی کسایی که پیجمو فالو میکنن داره روی عدد بالای ۳۴ میره... من فوبیای ارتباط با بزرگتر از خودمو دارم، حس میکنم توی آزمون الهی قرار گرفتم😭😂💔 بعد فکر کن کلاس میذاری، معرفی هنرجوهاتو میگیری، میای خودتو معرفی کنی حس می‌کنی جای خواهر کوچیکه یا دخترشونی😭💔 یادمه توی یکی از کارگاه‌ها یه مامان خانم مهربونی داشتیم، کم کم به بچشون حسودیم شد 🤣 از یه جایی به بعد قربون صدقه منم می‌رفت احساس کمبود محبت نکنم😭🤣

میخوام به عنوان جا عودی‌ای که خودم درستش کردم جدیش بگیرم، ولی واقعا قیافش اجازه نمیده.
میخوام به عنوان جا عودی‌ای که خودم درستش کردم جدیش بگیرم، ولی واقعا قیافش اجازه نمیده.

خدا لعنت کنه سازنده دیوارهای کاغذی رو... من موندم صدای بچه‌ی فلان فلان شده‌ی طبقه بالایی چطوری در این حد رسا به گوش می‌رسه؟ مگه بلندگو قورت دادی...