ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Charlie Brown 🤎

Charlie Brown 🤎

前往频道在 Telegram

.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430

显示更多
229
订阅者
无数据24 小时
+67 天
+1330 天
帖子存档
تا حالا شده آزردگی قلبتون رو به صراحت حس کنید ؟

به هر دگرگونی روانی که می رسم به جای شروع جلسات تراپی نگاه به موهام‌می کنم و فکر می کنم چیدنشون بهترین تراپیه !!

بین قصد ادامه تحصیل یا ازدواج خیلی علاقه به مردن دارم .

آگهی استخدامی یا داوطلبانه ای از اون دنیا کاش می اومد کاری چیزی بود می رفتیم یک سر اون طرف این دنیا که فایده ای نداریم فقط غصه می خوریم فعلا

تمامش تقصیر تو نیست .

Dariush - Soghoot.mp312.88 MB

صدای بشقاب های چینی وادارم می کرد تک تکشون رو پرت کنم یک گوشه ی خونه و بشکنمشون ؛ اما نمی تونستم . من تو اون ازدحام می خواستم گم باشم اما صدای اَرّه ای که به روحم می خورد همه رو متوجه کرده بودن ؛ می دونستن از یک چیز دارم رنج می برم . اون چی بود ؟ من روی نازک ترین پل دنیا وایستاده بودم و هر لحظه دلم می خواست بپرم یا صبر می کردم خودش می‌شکست ؟ دلم می خواست اون سازنده ی تفنگی باشم که اول روی خودم امتحانش می کنم ببینم گلوله اش چه قدر قویه ؟ تا حالا کلمه ها مثل چاقو توی قلبم فرو نمی رفت می دیدن دارن زخمی می شم که باز چاقو رو در می آوردن و یک گوشه دیگه از این ماهیچه ی بخت برگشته فرو می کردن ؟ من پر از آه بودم آه هایی به سنگینی فریاد و به کم‌جرعتی خمیازه ... من چه قدر تنها بودم دلم می خواست از صحنه فرار کنم دیگه این نقش رو قبول نکنم پرتش کنم جلوی کارگردان و بگم از من دیگه بر نمیاد ! بهم نقش یک کلید رو بده یا چمیدونم یک قفسه از کتابخونه وزنی که قرار باشه زیر حجم کتاب ها تحمل کنم از وزن این فشار های روانی کمتره از من دیگه بر نمیاد ! من حتی پناهگاهی به اسم تو نداشتم تو هم یکی از این شلوغی ها شده بودی تو هم بغض رو تو چشمام می دیدی و به شکستنش اعتنایی نداشتی ؛ فوقش یک اشکه ... سرم پایین بود ولی دنیا رو می دیدم روبه روم نشسته ، با چشمام باهاش حرف می زدم : امشب رو فقط تو خاطرات من ننویس توی دفتر خودت هم یادداشت کن که اگر من حتی یادم رفت تو یادت نره من چه قدر دلم می خواست همراه با شب خودم هم تموم بشم .

اون زمان که زخم هایی به اندازه ترک هندونه دیدم و همین جور با جمله ی " بگذره خوب می شم " ، دستم رو گرفتم روشون تا تمام زندگیم رو خونی نکنن . تا این که رفتم خیاط خونه سر کوچه مون گفتم بدوزشون! گفت : من که بلد نیستم گفتم : فکر کن درز لباسی رو می دوزی . اون هم چهار تا کوک آبکی و من درآوردی زد . حالا همون چهار تا نخ باز شدن و دارن کل این چهار دیواری کوچیکم رو سرخ می کنن وقتی کسی صدام می کنه بیا بیرون از اتاقت دوست دارم داد بزنم : ولم کنید من هنوز گریه هام تموم نشده ...

+ اون بهم گفت : کره خر _ خب هستی دیگه
+ اون بهم گفت : کره خر _ خب هستی دیگه

صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی‌امان تو | مولانا |

ما خسته‌ایم از این قفسِ صد هزار قفل دلتنگی و کدورت و غربت بهانه است | غلامرضا طریقی |

ما خسته‌ایم از این قفسِ صد هزار قفل دلتنگی و کدورت و غربت بهانه است | غلامرضا طریقی |

و ما بخاطر این آقا که یخ نکنه کولر امشب روشن نمی تونیم بکنیم و داریم از گرما هلاک می شیم ...

آشنا نکرده بودم هاپو رنگارنگ از دوستای آدرین که جیرینگ جیرینگ صدا می ده .
آشنا نکرده بودم هاپو رنگارنگ از دوستای آدرین که جیرینگ جیرینگ صدا می ده .

من که می دونم دست ابوالفضل تو این کار بود ولی نمی تونم به واحد ریاست خانه اثبات کنم .

این کلاه پوش فسقلی رو که می بینید امروز قرار بود بره حموم ( بعد قرنی ) و نمی دونم کدوم خبر چینی بهش رسونده بود که از صبح بیدا
این کلاه پوش فسقلی رو که می بینید امروز قرار بود بره حموم ( بعد قرنی ) و نمی دونم کدوم خبر چینی بهش رسونده بود که از صبح بیدار شد تا عصر الکی هی خوابید و خوابید و خوابید ... دیگه از یک جایی دستش رو شد و خواب هم کمکش نمی کرد . خلاصه تسلیم شد ، تشریف آوردن حموم و فهمیدن اون قدرا هم ترسناک نبود

بدبختی یک ماه و یک روز دیگه هم ۲۱ سالم می شه ...

خیالم راحت باشه این رویاهایی که آخر شب ها می بافیم یک روزی واقعی به خودمون بر می گرده ؟

Andy - Nagoo Na Nemisheh (1).mp39.83 MB