Charlie Brown 🤎
前往频道在 Telegram
.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430
显示更多229
订阅者
+124 小时
+67 天
+1330 天
帖子存档
با ابوالفضل طبق معمولی اول صبح دعوای شدیدی کردیم .
بعد هی ابوالفضل اومد ب بهانه ای آشتی کنه من قبول نکردم
تا این که گفت : برم موهام رو کوتاه کنم آشتی می کنی آجی ؟
دیگه سنجیدم پیشنهاد خوبیه
آشتی کردم 🤝🏻🚶🏻♀️
تو ماه بودی و بوسیدنت، نمیدانی
چه ساده داشت مرا هم بلند قد میکرد
| کاظم بهمنی |
امروز یک سوال از آقای لطیفی پرسیدم درمورد تقویت نگاه شاعرانه و یا زیبا نگاه کردن به اطرافمون .
در جوابی که بهم داد خیلی جالب بود
از بخشش صحبت کرد !
من بک هفته بیشتره درگیر یک دلخوری شدیدم از عده ای
جوری که راست می رم چپ می رم می گم خدایا چطور این آدم ها تونستن این کار رو با من بکنن !
امروز آقای لطیفی گفت
شما وقتی دیدت شاعرانه باشه
حتی دشمنت رو زیبا می بینی
وقتی اون قمه دستشه توهم قمه دستته
ولی تمام سلول های فکریت رو با کدورت و کینه پر نمی کنی
چون این جور تو نگاه خودت رو سیاه کردی !
تو دیگه نمی تونی اطرافت رو زیبا ببینی
فکر می کنی همه آدم ها بدن
همه آدم ها دارن بهت ظلم می کنن
خودت رو دریغ می کنی از زیبا دیدن
از یک وجهه ی دیگه دیدن اطرافت ...
یکی از خانوم های کلاس گفت :
استاد من اتفاقا چند وقت بود از نفرت و کدورت یک نفر می میرم
امروز خیلی عجیب بود توی کلاس فیلمنامه نویسی شما از بخشش صحبت کردید .
آقای لطیفی گفت :
چون این موضوع تو رو کشوند این جا .
خیلی آرامش گرفتم از صبحی
انگار واقعا من سهمی مقدر شده از قبل داشتم توی این کلاس
که باید این حرف ها رو می شنیدم .
نمی گم بخشیدم اون آدم ها رو
ولی برای کمک به خودم
به عنوان کسی که عاشق نوشتنه
دوست دارم زیبایی نگاهم رو تاریک نکنم .
من بعد بیشتر از یک ماه کفش تق تقی غیر اسپورت پوشیدم و همین هم انگشت آسیب دیده م درد گرفته که مامانم اگر بو ببره مکافاتی دارم 🦦
