Panda world 🐼
前往频道在 Telegram
به دنیای پاندا خوش اومدی✨ برات از نقاشی ها و داستان هام گذاشتم، دوست داشتی نظرت رو بگو، چه تو کامنتا چه ناشناسم. ناشناسم: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-u0lx29zcHIrD
显示更多未指定国家未指定类别
226
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+230 天
帖子存档
Repost from N/a
اقا سوال...
بکگراند رو چطوری خوب در میارید؟😭😂
و پر جزئیات....
سوالمو خوب نپرسیدم احتمالا ولی در کل لطفا برای کشیدن بکگراند راهنمایی بدید....💖
شاید توجه به آدمهای واقعی و شخصیتهای داستانی و خصوصیاتشون کمکت کنه.
همچنین طراحی گذشتهی کاراکتر تاثیر مهمی روی شخصیت زمان حالش میذاره.
اول باید ببینی خصوصیات خاص از نظرت چیه؟
همینجوری یه توضیحی جدا از داستان بدی؟ اره شیطونه مهربونه؟
نه من این و شخصیت پردازی نمیدونم
شخصیت پردازی یعنی اینکه در حین داستان نشونش بدی
مثلا نمیتونی بیای بگی« خب اره این شخصیتم خیلی شخصیت خوبیه و پشت همه بهش گرمه و حامی باقی»
باید توی یه صحنه نشون بدی که چرا همچین حرفی و راجع بهش میزنی مثلا
« راجع به پیتر بخوام بگم، وقتی یکی از اطرافیانش به مشکل میخوره، قبل از اینکه حتی ازش کمک بخوان خودش جلو میاد. همیشه حواسش به بقیه هست و وقتی لازم باشه بدون منت پشتشون میایسته، حتی اگه خودش هم شرایط خوبی نداشته باشه. »
اهم اهم
اول از همه، نترس و بی پروا باش.
غیرمنطقی ترین اخلاقیات رو بساز، نترس از اینکه" وای چرا اینقدر غیرمنطقی شد" چون ما آدمی که کل شخصیتش منطقی باشه رو نداریم
گاهی اوقات بذار شخصیت هات اشتباهات فجیع انجام بدن
حسادت، خشم، نفرت و غم رو بهشون اضافه کن
و اگر آدم خوبی هستن بازم اضافه کن و برای نشون دادن اینکه بد نیست، بابتش بهشون عذاب وجدان بده
احساسات و خلق و خوی منفی برای واقعی کردن یه شخصیت الزامیه، چون توی زمانهای زندگی میکنیم کهههه آدم خوب به شدت کمیاب و و حتی نایاب هست و همه یه لکه سیاه پنهان دارن گه گاهی هم نشونش میدن به هر روشی
به شخصیت ها نقطه قوت و ضعف های متفاوت بده، به هر کدوم رنگ و غذای مورد علاقه و نیت متفاوت و هدف بده
حتی میتونی شخص بی هدف بسازی که به مرور هدفمند میشه
یا حتی شخصیت پوچی که زندگیش پر بدبختیه و و یهویی میوفته میمیره بسازی( مریضم؟ اا شاید)
بچه ها به رزالین تو این نکته کمک کنید که یه لیست بلند بالا در طراحی قراره بهتون کمک کنه🎀
Repost from 🎋Rosalyn Channel🎋
خب برای این ....
در حال حاضر فکر میکنم بشه گفت یکی از بزرگترین مشکلاتم شخصیت پردازیه ؟؟
هروقت میام مشخصات و بیوگرافی شخصیاتمو بنویسم و مشخص کنم حس میکنم همشون شبیه هم میشن..... و اینکه هیچ کدوم خصوصیات خاص و مخصوص خودشونو ندارن که بتونه اونارو خاص کنه
برای این اگه بتونید کمکم کنید خیلی خوب میشه 🫱🏻🫲🏻
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم 🗿
یه چیز دیگه هم راجع به افعال تکراری هست، اینه که اگر یک کمی ساختار جمله رو عوص کنی یا بتونی با خوندن کار های دیگه دایره لغات و تجربه ذهنتو بالاتر ببری افعال تکراری کمتری استفاده میکنی
که توی نوشته اولیه سخته رعایت همش با هم و ویرایش خیلی مهمه!
بلافاصله هم ویرایش نکنید همیشه، وقتی بگذره به عنوان خواننده برگردی ایرادات رو بهتر میبینی
*
توی اول شخص نوشتن خیلی نکات راز باقی میمونن و احساس میکنم کنجکاوی رو بر می انگیزه و میتونه نکته مثبت خوبی باشه
Repost from ꒷꒦✶☾𝓝𝖊𝕔ʀ𝔬𝓥𝐢𝖆☽✶꒦꒷
تازه چند بار خوندن نوشتهت باعث میشه هر دفعه ویرایش کنی و هر دفعه بهتر از نسخه اولیه بشه برای همین خیلی مهمه
Repost from ꒷꒦✶☾𝓝𝖊𝕔ʀ𝔬𝓥𝐢𝖆☽✶꒦꒷
به عنوان کسی که تو دوران دبستان داستان نوشت
و کسی که شیش ساله پیدر پی داره نویسندگی میکنه
باید بگم که:
•از نظر من وقتی متن داستانی کتبی باشه داستان سنگینی و سبک استایل بهتری میگیره مثلا اینطوری که یه سری از افراد که دنبال داستانهای خوب باشن اول به استایل نوشتن طرف نگاه میکنن مثلا اگه نویسنده موقع نوشتن برای دیالوگ کاراکترا از + / – و دیالوگ خالی و بدون توصیف حالات کاراکتر استفاده کنه خیلیها کلا رد میکنن میرن و نمیخونن از طرفی به نظر خودم اگه مدل نوشتار کتبی باشه و عامیانه نباشه لول و سطح قلم نویسنده بالاتره ( بازم میگم از دید خودم)
بعد اینکه علائم نگارشی و توصیف کردن خیلی چیز مهمیه تو داستان چون خواننده نیاز داره با نوشتههای نویسنده فضا / مکان / شخصیت / حالت چهره شخصیت موقع صحبت رو تصور کنه و از طرف دیگه بفهمه تو ذهن کاراکتر چی میگذره البته اینجا یه چیزی به وجود میاد اگه نویسنده بخواد سوم شخص بنویسه، میتونه راحت به عنوان راوی داستان خودش، تمام ذهن و افکار کاراکترهای مختلف داستانش رو روایت کنه. اینکه هر کاراکتر به چه چیزی فکر میکنه. توی سوم شخص نوشتن خواننده حکم ناظری رو داره که به تمام فضای داخل داستان دسترسی داره برای همین خیلی راحت میتونه با دنیای داخل داستان ارتباط برقرار کنه ولی از طرف دیگه اول شخص نوشتن هم سبک خاص خودش رو داره برای نویسندههایی که روی شخصیت اصلی تمرکز دارن میتونن با اول شخص نوشتن تمام ذهنیت و رفتار کاراکتر اصلی رو توضیح بدن و از طرف دیگه ما بقیه کاراکترها رو از دید شخصیت اصلی میشناسیم نه از دید خودشون و اینجاست که میشه خیلی کارها باهاش انجام داد چون از دید شخصیت اصلی ممکنه هر شخصیت شبیه خود واقعیش نباشه و دست نویسنده باز تره و صرفا شخصیت اصلی تمام داستان و فضاشو توصیف میکنه ( این کمی راحتتره ) ولی بازم نیاز به توصیف قوی داره مثلا وقتی ما دیالوگ کاراکتر رو میخونیم، نیاز داریم بدونیم چه چهرهای به خودش گرفته ناراحته؟ خوشحاله؟ عصبانیه؟ این خیلی کمک میکنه که بهتر بفهمیم و تازه میتونیم با توصیفات مختلف نشون بدیم که یه کاراکتر چه عادتی داره مثلا اگه کلافه میشه دست میکنه تو موهاش یا مثلا از روی عادت عصبی نوک کفشش رو میکوبه رو زمین. اینا خیلی داستان رو واقعبینانه تر و خوندن و تصورش رو راحتتر میکنهدیگه اینکه.
استفاده کردن از افعال تکراری پشت سر هم باعث میشه خسته کننده بشه مثلا تو یه پاراگراف همش بنویسی بود بود بود یا شد شد شد این فقط خواننده رو خسته میکنه و یهو خودش تو ذهنش افعال رو حذف میکنه از اونجایی که تو نویسندگی باید یه جوری نوشت که خواننده هم راحت بخونه ( البته داستانهای پیچیده و معمایی معمولا نوشتهها و دیالوگ کاراکترهاشون هم پیچیدهست تا خواننده بیشتر و بیشتر ذهنش درگیر شه ولی در کل میشه تو نوشتن از حذف فعلها استفاده کرد تا گفتار و خوانش نوشته برای خواننده راحت شه
درستش توی فارسی همیشه اینه که اول گفت بیاد بعد دیالوگ...
فلانی در حالی که به چشمهای بساری نگاه میکرد گفت:
«زیادی آرومی.»
در حالی که توی فارسی همچین چیزی رو نداریم.
از طرفی، مترجمها رعایت نمیکنن، از طرف دیگه ادمهایی هستن که متون رو زبان اصلی میخونن و عادت کردن.
توی انگلیسی ما چنین حالتی رو داریم:
«زیادی آرومی»
فلانی، این رو در حالی گفت که به چشمهای بساری نگاه میکرد😔😂🤣
برای اسم شهر، کشور، کاراکترت.
https://www.fantasynamegenerators.com/dnd-elf-names.php
از این سایت استفاده کنی بهتر از AIعه✨
بعد اصلا یه سریا صحنههای جنسی رو هم چنان قشنگ مینویسن و با کلمات بازی میکنن واقعا یه جور شاهکار میشه برای خودش.
ولی اکثر آدما یه سری کلمات زشت و تکراری رو ردیف میکنن برای خودشون-_-
بعد میدونی، وقتی مخاطبی نباشه (انتظار هر روز پست گذاری باشه) و نظر و حمایتی هم نباشه.
نویسنده دچار فرسودگی شدید میشه...
ایده کم میاره، از نظر روانی خسته میشه و کمکم دیگه نوشتن خوشحالش نمیکنه.
میگن به خاطر دل خودت بنویس ولی غیر منطقیه.
نمیشه.
حداقل یک خواننده برای هر نویسنده نیازه که واقعا با جون و دل بخونه و نظر بده:)
