گریزگاه من | ندا احمدی :):
前往频道在 Telegram
237
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
بودها...
بود
بود
بود
بود
بودهایم را
میشمارم
چه زیادند
هستهایی که
بود شدهاند
و بودهایی که
نیست شدهاند
بود
بود
بود
بود...
ندا احمدی :):
@yaddashtneda
خالهای سفیدِ آه
یکی یکی پر میکنم
با ماژیکم
خالهای سفیدِ پیراهنِ خالخالیام را
هر خالم آهیست
که روی پیراهنم چسبیده
پر میکنم
سیاه میکنم
دانه به دانه
خالهایِ سفیدِ آهم را
کلِ آهم را
ندا احمدی :):
@yaddashtneda
نقاشی چیست؟
برای من؟
امروز یه عالم نقاشی دیدم. داشتم به نقاشیها نگاه میکردم.
چرا نقاشی وجود نداشت؟
آیا آن نقاشیها نقاشی بودند؟
نقاشی، نقاشی است؟ اگر نقاشی، نقاشی است پس چرا دیگر نقاشی برایم نقاشی نیست؟ چرا دنبال چیز بزرگتری توی نقاشی میگردم؟
نقاشی که بتوان بارها و بارها دیدش. آن چه نقاشیای است؟
حتا وقتی نقاشیهای افراد مشهور را میبینم با خودم میگویم:
همین؟ نقاشی همین است؟ همینقدر ساده و همینقدر پیچیده.
از نظر من نقاشی چیست؟
آیا هنوزم اگر دست درست شبیه به دست باشد برایم نقاشی است؟ یا زیباست؟ نقاشی باید زیبا باشد؟ زیبایی از نظر چه کسی؟ هر کس زیبایی را یکطور میبیند و معنا میکند.
نقاشی چیست؟ به چه چیزی نقاشی و به چه چیزی نانقاشی میگویند؟ اصلن چیزی به اسم نانقاشی وجود دارد؟
نقاشیهای نقاشیطور و نقاشیهای نانقاشیطور.
نقاشی چیست؟ هر خطی که روی سطحی میکشیم یا چیزی ورای همهی اینها؟
نقاشی یک چیز سادهاس؟ یا یک چیز پیچیده؟
نقاشی چیست؟
نه نه نه اشتباه شد. نقاشی برای من چیست؟ الان برای من چیست؟
نقاشی هنوز هم نقاشی است یا چیزی ورای آن؟ هان؟
ندا احمدی :):
#ازنقاشی
@yaddashtneda
Repost from گَپ| لادن شایانفر
کتابچهی
«شعر من، اسب بالدار من»
شعر و متنهایی برای شعر
لادن شایانفر
@ladanshayanfar
#نقاشیمقاشی
شیوا گفت: منم دوست دارم یه دختر توتفرنگی باشه که داره قاصدک فوت میکنه!
گزارش نیک سوالی
از یک تا ده به امروز چه نمرهای میدهی؟ چرا؟
پنج شاید. چون امروز بیشتر در حال ذوب شدن بودم. هوا گرم بود و کولر خراب بود و عصبی بودم و درد داشتم. پس بیشترش را دراز کشیدم و ذوب شدم.
از گفتوگوهای امروز چه نکتهای اندوختی؟
اینکه خوشحال باشیم و مثل یه کودک تجربه کنیم زندگی رو.
امروز در کدام کتابها پرسه زدی؟
کتاب در «فاصلهی دو نقطه» ایران درودی.
«در شب، آنچه ما را احاطه میکند به وضوح قابل رویت نیست، با این همه ما تمامی حضورشان را حس میکنیم. این مسئله اساس مهم بیان نقاشی است.»
کتاب بدن فراموش نمیکند.
امروز رفتی پیادهروی؟
پیادهروی. نه. باید بیرون برویم تا برگشتش را با پا بیایم.
امروز از خوردن چی بیشتر لذت بردی؟
آیستی که درست کرده بودم. توی گرما داشتم چای یخم را میخوردم و چقدر خوب بود آن یخی و شیرینی. قشنگ جیگرم حال اومد.
امروز چه چیزهایی نگران یا ناراحتت کرد؟
یه سری خاطرهها ناراحتم کرد.
نگران هم کلن این نگرانی وصل بهم یعنی وصله به همهمون با این شرایط.
امروز از رویاپردازی دربارهی چی کیف کردی؟
از اینکه اگه قلب سنگی میداشتم چقدر خوب میشد.
امروز با کی تماس گرفتی؟
من اصلن اهل تماس تلفنی نیستم.
ولی امروز تماس تصویری بله هم کار نکرد و نتانستیم با متخصصون جلوس بداریم.
امروز چه واژه یا عبارتی در کانون ذهنت بود؟
شجاعت و غلبه بر ترس.
امروز دربارهی داستان بلندت چه خیالی بافتی؟
داستان بلند؟ اصلن چی چی هست؟ اصلن یادم رفته که داستانی داشتهام.
امروز یاد کدام خاطره افتادی؟
یاد خاطرهی نامن و آببازی بچهها و جیغ و دادشون که کل حیاط رو پر کرده بود مهدی فسقلی که کلن یه چیکه آب شده بود.
امروز در وبینار نویسندهساز چی بیشتر پررنگ بود؟
بازنویسی داستان و ساجده حق پرست که اولین بار میدیدمش.
ندا احمدی :):
@yaddashtneda
#نقاشیمقاشی
اگه رنگها شکل داشتند چه شکلی میشدند؟
برای من زرد این شکلیه. یه حس آرامش و رهایی داره. دراز کشیدن آزادانه روی چمنا و دیدن آسمون پر ابر.
برای شما زرد چه شکلی داره؟
رنگهای دیگه چی؟
هزار قاصدک
گفته بودی
هر وقت قاصدکی دیدی
میآیم
امروز
هزارمین قاصدکم را
فوت کردم
ندا احمدی :):
@yaddashtneda
Repost from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
😊دانلود رایگان کتاب جدید شاهین کلانتری:
🌟فرهنگوارهی فارسی خلاق
گسترش دایرهی واژگان و افزایش سلیقهی کلامی
@shahinkalantari
ShahinKalantari.com
MadreseNevisandegi.com
جاذبه
میشود آرام
در تبسم نگاه
زردانه مُرد و خندید
و روی بالهای استرس
بیپروا
سقوط کرد
میشود شب را
درون لیوانت تخلیه کنی
و از رودهای بخارگرفته
ماهیهای امید
بچینی
ندا احمدی :):
@yaddashtneda
شناختِ ناشناخته
«هنر گامی است از شناختهها به سوی ناشناختهها»*
ناشناختهها هم همان ندیدنها میشود؟
شاید.
ندیدنها و ناشناختهها هر دو مرموزند، هر دو سحرآمیز.
برای اینکه به ناشناختهها برسی، باید اول شناختهها را بشناسی.
و برای شناختن، باید بشکافی، بسنجی و درک کنی تا شاید به ناشناختهها برسی.
اما این شکافتن و سنجیدن را از کجا باید شروع کنیم؟
ناشناختهها کداماند؟
شناختهها کدام؟
آیا شناختهها واقعن شناختهاند؟ یا ناشناختهای که فکر میکنیم میشناسیم؟
ناشناختهها؟
راه رسیدن به آنها چیست؟
ندا احمدی :):
#ازنقاشی
*جبران خليل جبران
@yaddashtneda
Repost from پروچیستا | ناعمه سجادی
📌خواندن یا خاندن؟ مسئله این است
متنی که دیشب از کانال فرشته برگی بازنشر کردم، برای تعدادی از همراهانم این پرسش را برانگیخت که آیا استفاده از «خاندن» و «خاستن» به جای «خواندن» و «خواستن» عمدی بوده است؟ و اگر بله، چرا بعضی نویسندگان چنین رسمالخطی را انتخاب میکنند؟
این موضوع بیشتر از آنکه یک مسئلهٔ درست یا غلط باشد، یک اختلاف در فلسفهٔ رسمالخط فارسی است. بحث اصلاح خط فارسی، پیشینهای دستکم از دورهٔ مشروطه دارد؛ اما از دههٔ ۱۳۴۰ به بعد، این دیدگاه بیش از گذشته وارد آثار ادبی، ترجمهها و برخی نشریات شد و شماری از زبانشناسان، نویسندگان و مترجمان کوشیدند خط فارسی را از وابستگیهای املایی عربی دور کنند و آن را تا حد امکان به تلفظ امروز فارسی نزدیکتر کنند. در مقابل، گروه دیگری معتقد بودند که رسمالخط فقط ثبتِ تلفظ نیست؛ بلکه تاریخ، ریشه و خویشاوندی واژهها را نیز حفظ میکند.
این اختلافنظر را میتوان در چند نمونهٔ شناختهشده دید؛ از جمله تنوین («تقریباً» یا «تقریبن»)، الف مقصوره («حتی» یا «حتا») و واو معدوله («خواهر» یا «خاهر»). این موارد، پشتوانهای نظری دارند و صرفاً یک سلیقهٔ شخصی نیستند.
هرکدام از این سه مورد داستان متفاوتی دارند.
۱. تنوین: «تقریباً» یا «تقریبن»؟
دو دیدگاه اصلی وجود دارد.
دیدگاه رسمی (فرهنگستان)
تنوین بخشی از هویت واژهٔ عربی است.
نوشتن «َن» به جای «اً» اطلاعات ریشهشناختی واژه را از بین میبرد.
ممکن است این « َن» با «ن» معمولی اشتباه شود.
داریوش آشوری در مقالهٔ معروف «داستان تنوین» مینویسد که تبدیل «تقریباً» به «تقریبن» نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه ابهام خط فارسی را بیشتر میکند. او همچنین یادآور میشود که این شیوه نخست به شکل طنز در کتاب «وغوغ ساهاب» صادق هدایت دیده شد و بعدها بعضی نویسندگان آن را جدی گرفتند.
دیدگاه آوایی
گروهی معتقدند:
ما «تقریبن» تلفظ میکنیم نه «تقریبا».
پس بهتر است همان چیزی نوشته شود که خوانده میشود.
این کار یادگیری خط را آسانتر میکند.
در دهههای گذشته ناصر وثوقی از نخستین کسانی بود که این شیوه را به طور منظم در مجلهٔ «اندیشه و هنر» به کار برد.
۲. الف مقصوره: «حتی» یا «حتا»؟
اینجا نیز دو نگرش وجود دارد.
طرفداران «حتا»، «موسا»، «کبرا» و... میگویند:
در فارسی صدای پایانی «ا» است، نه «ی».
نوشتن با الف، تلفظ را روشنتر میکند.
بسیاری از واژهها قبلاً نیز چنین تغییری را پشت سر گذاشتهاند؛ مثلاً «تقوی» به «تقوا» و «مبتلی» به «مبتلا» تبدیل شدهاند.
به همین دلیل، در نشریاتی مانند آدینه و دنیای سخن و میان برخی نویسندگان مستقل، «حتا» و «موسا» بسیار دیده میشود.
۳. واو معدوله: «خواهر» یا «خاهر»؟
اختلاف نظر دربارهٔ واو معدوله، ریشه در همان پرسش بنیادین دارد: آیا خط باید تاریخ واژه را حفظ کند یا تلفظ امروز آن را؟
طرفداران حفظ «خواهر» میگویند واو معدوله بخشی از تاریخ واژه است و حذف آن میتواند میان واژههایی که امروز همآوا هستند، ابهام ایجاد کند. برای مثال، اگر «خوار» و «خار» هر دو به صورت «خار» نوشته شوند، دیگر از روی شکل نوشتاری نمیتوان آنها را از هم تشخیص داد.
اما گروهی از طرفداران رسمالخط مبتنی بر آوا، مانند فرشته برگی، این استدلال را قانعکننده نمیدانند. آنها میپرسند: مگر امروز میان «شیر» (جانور)، «شیر» (خوراکی) و «شیر» (وسیلهٔ آب) تفاوت نوشتاری وجود دارد؟ با این حال، خواننده تقریباً هیچگاه در فهم آنها دچار مشکل نمیشود، چون معنا را از بافت جمله درمییابد.
آنها معتقدند حفظ واو معدوله صرفاً به دلیل پیشینهٔ تاریخی آن، الزاماً توجیهی برای نگه داشتنش در خط امروز نیست و بافت جمله در بیشتر موارد برای رفع ابهام کافی است.
در سدهٔ اخیر، برخی نویسندگان و اهل قلم در آثار خود از شکلهایی متفاوت با رسمالخط رسمی بهره گرفتند. احمد کسروی از نخستین چهرههایی بود که به اصلاح بنیادین خط فارسی میاندیشید و پس از او کسانی مانند ناصر وثوقی، عباس نعلبندیان، بهرام بیضایی، بیژن الهی، یدالله رویایی، رضا براهنی و برخی دیگر، هر یک به شیوهای متفاوت، به تجربهٔ شکلهای تازهای از نوشتار پرداختند.
امروز سه رویکرد عمده وجود دارد:
۱. رسمالخط رسمی (فرهنگستان): «حتی»، «تقریباً»، «خواهر».
۲. رسمالخط فارسیگرا: «حتا»، «تقریبن»، «خواهر».
۳. رسمالخط مبتنی بر آوا: «حتا»، «تقریبن»، «خاهر» و نزدیک کردن هرچه بیشتر نوشتار به تلفظ.
هیچیک از این سه رویکرد را نمیتوان صرفاً «غلط» یا «درست» دانست؛ هر کدام بر فلسفهای متفاوت دربارهٔ نسبت زبان گفتاری، تاریخ واژهها و کارکرد خط استوارند. اختلاف اصلی، در واقع، این پرسش است که خط فارسیِ امروز ما قرار است حافظ گذشتهٔ واژهها باشد یا بازتابدهندهٔ شیوهٔ سخن گفتن امروزمان.
پروچیستا | ناعمه سجادی
🆔 @procheasta
