269
订阅者
+124 小时
-27 天
-230 天
帖子存档
.
ایستگاه رقص پنجاه و یکم🦋
۱۸:۳۰ امروز
به یاد سومین زادروز آقای حسین چهرهساز در آسمانها را با موزیکهایی که دوست داشتند و آوای الهه جان، دختر هنرمندشان جشن میگیریم.🎂
پیشتر در مورد ایشان نوشته بودم.
#زاد_شاد #ایستگاه_رقص
#با_هم_رقصیدن_تمرین_برابریست
.
برای یادآوری بیشتر به خودم:
❗️ تحلیل عصبشناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار میکند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانیمدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت میشوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن میشوند.
.
ایستگاه رقص پنجاهم 🦋
۱۸:۳۰ امروز
#ایستگاه_رقص #زاد_شاد
#با_هم_رقصیدن_تمرین_برابریست
Repost from تازههای علمی
🔺 زوال تدریجی توانایی خواندن: چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمیتوانند کتاب بخوانند؟
🔹 آمارهای جدید نشاندهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسلشناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتابخوانی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتابهایی دشوارتر از کتابهای دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نمانده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحهای هم برنمیآیند.
🔹 طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانشآموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتابهای بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شدهاند و طعم چالشهای ادبی بزرگتر را نمیچشند. دختران هم سن آنها گرچه انتخابهای متنوعتری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند. بررسیها نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه میکنند و نمرات خواندن دانشآموزان سال آخر دبیرستان به پایینترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است.
❕ تحلیل عصبشناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله
سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار میکند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانیمدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت میشوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن میشوند. وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیهای شبکههای اجتماعی و اسکرول بیانتها بمباران میشود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو میپاشد. جالب اینکه طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف میکند.
🔹 در کنار گوشیهای هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانشآموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چتباتها میخواهند تا متون را برای آنها خلاصه کنند یا مقالاتشان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم میکند.
❕ پژوهش دانشگاه MIT: هوش مصنوعی چگونه مغز را تنبل میکند؟
مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه امآیتی بر روی داوطلبانی که از چتباتها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده میکردند، حقایق تکاندهندهای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش مییابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند. این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاشهای ذهنی به چتباتها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی میشود.
🔹 نظام آموزشی امروزی با کاهش زمانهای مطالعه کلاسی و حذف مواجهههای فکری دشوار، عملاً به این عقبگرد شناختی دامن زده است. کارشناسان هشدار میدهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسلهای آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فناوری و اختصاص زمانهای مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_شناختی #علوم_اعصاب #آموزش #مغز #هوش_مصنوعی #سبک_زندگی
Repost from جغرافیدانان ایران Iranian Geographers
🔴 زوال تدریجی توانایی خواندن:
چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمیتوانند کتاب بخوانند؟
🔸 آمارهای جدید نشاندهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسلشناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتابخوانی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتابهایی دشوارتر از کتابهای دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نمانده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحهای هم برنمیآیند.
🔸طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانشآموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتابهای بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شدهاند و طعم چالشهای ادبی بزرگتر را نمیچشند. دختران هم سن آنها گرچه انتخابهای متنوعتری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند. بررسیها نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه میکنند و نمرات خواندن دانشآموزان سال آخر دبیرستان به پایینترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است.
❕ تحلیل عصبشناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله
سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار میکند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانیمدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت میشوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن میشوند. وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیهای شبکههای اجتماعی و اسکرول بیانتها بمباران میشود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو میپاشد. جالب اینکه طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف میکند.
🔸در کنار گوشیهای هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانشآموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چتباتها میخواهند تا متون را برای آنها خلاصه کنند یا مقالاتشان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم میکند.
❕ پژوهش دانشگاه MIT: هوش مصنوعی چگونه مغز را تنبل میکند؟
مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه امآیتی بر روی داوطلبانی که از چتباتها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده میکردند، حقایق تکاندهندهای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش مییابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند. این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاشهای ذهنی به چتباتها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی میشود.
🔸نظام آموزشی امروزی با کاهش زمانهای مطالعه کلاسی و حذف مواجهههای فکری دشوار، عملاً به این عقبگرد شناختی دامن زده است. کارشناسان هشدار میدهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسلهای آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فناوری و اختصاص زمانهای مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است.
📌منبع
@Science_Focus
🔰به مابپیوندید🔰
🌍کانال جغرافیدانان ایران🌍
👇👇👇
🆔 @Geographers_Iranian
🆔 @Geographers_Iranian
تنپرسش ۵
دوست من، پیشنهادی دارم.
لطفاً به نرمی به تنت گوش بسپار. من هم میسپارم. من به تنم و تو به تنت.
آیا دلش میخواهد ایستاده، نشسته یا حتی دراز کشیده، هر طور که دلش میخواهد و در توانش، خودش را تکان دهد و تنتکانی کند؟
۷
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶دوشنبهها با تننامهام همهی توجهم را به پیشانیام میدهم، کل پیشانی، گیجگاهها. کوشش میکنم منبسط و رهایش کنم. پیشانیام: هنوز دو سالت نشده بود. مامان تاج، باردار ماهی بود، زهره در حیاط خانهی کوچهی نفت با جوجهای در حال بازی و زهرا شاید به گلپایگان و گشت و گذار. ترسیدی و پرت شدی در زیرزمین و تصویر پر از خونش، شد کهنهترین عکس در پستوی پشتم. شمسی خانم همسایهی روبه رویی همیشه حاضر و شاهد، بردت به بیمارستان محل تولدت، بازرگانان. دکتر آمد و از بالا نگاهم کرد. با گریه گفتی:« آقای دکتر میدوزی؟ ندوووز.» دکتر گفت: « همین زبونته که سرتُ به باد داده.» و این جمله، سالهای سال و هنوز مانترای اهل خانه با همان لحن کودکانه. «آقای دکتر میدوزییییی؟ ندوووز.» فاطمه: هنوز جایش در مرکز تو و شاید ماه دیگر من. شمسی خانم که خانهشان، پاتوقم و به مامان گفته بود: «هر حرفی را جلویش نزنید، همه چیز را برای ما تعریف میکند.» چه کوتاه بود و پرماجرا تا چهار سالگیم و پس از آن، اسباب کشی با گاری از کوچهی نفت به شالفروشها شد تفریح. خانهای بزرگ قاجاری دور تا دور آن پر از اتاقهایی خالی و چه بسیار بود کنج هایی وسیع، آنها که جان می داد برای بالا بلندی و قایم باشک و پر ز اسرار و سریر. پیشانیام: سال ...ا هم، زمانی که آن مهربان مرد، برای دوختنم آمد و باز از بالا نگاهم کرد، همان تصویر، پس از چهل و اندی سال از پشت من و جلوی چشمان تو رد گشت. فاطمه: آاه، خاطرهاش عجیب است و اینجا نیست مجالش، بماند به یادگار تا آبی روزگار. پیشانیام: هنوز به مدرسه نمیرفتی و شاید پنج ساله بودی؛ روزی با مامانتاج از کوچه به خانه باز میگشتی و میخواستی قایم شوی تا خواهرانت را شگفت زده کنی، دویدی و محکم خوردم به در چوبی خانه. عین کارتونها یک گردو رویم رویید. دردم گرفته بود و خواهرانت از دیدن آن گردو رودهبر شدند و تو با اشک و تعجب و گذاشتن پایت روی پیش بخاری و گرفتن لبهی طاقچه، خودت را به آینه رساندی و دیدی دلیل خندیدن خواهران آتش پارهات. فاطمه: با خودم فکر میکنم شاید حضور دلقک در درونم با همین خاطره پررنگ شد. این که به دردم خندیدند انگار به من یاد داد زندگی آنقدرها هم جدی نیست. چیزی که از درون، دردناک و سوزناک است، بیرونش گردویی کارتونی و خندهدار. از این جهت بد نشد؛ من حتی به دندانپزشکی هم که میروم، شیرجهی دندانپزشک در دهانم را از بالا تصور و خندهام میگیرد. اما گاهی هم احساس تنهایی، ترس، بیپناهی، فرار از درخواست کمک و استقلال بیش از حد کودک درونم را ناشی از همین خاطرات میدانستم. شکر که با سالها آموزش، مشاوره و تمرینها به امنیت و آرامش نسبی و رضایت کافی رسیدهام. پیشانیام: حیاط خانهی قاجاری که مستطیلی بود به مربع نزدیک. سه طرفش اتاقهایی که با دو راهرو به هم متصل میشدند و پردههای برزنتی ضخیم و رنگی که جلوی راهروها آویزان و ناودانهایی کنارشان. یک طرف حیاط، زیرزمین یا همان آب انبار قدیمی که تبدیل به حمام بزرگی شده بود با رختکن، ماشین لباسشویی اتوماتیک، آبگرمکن و بخاری برقی دیواری حمام و چه صفایی. کنار زیرزمین، باغچهی کوچکی پر از رزهای هفت رنگ و دور باغچه، گلدانهای یاسمن، حسن یوسف و... کمی آنطرفتر، روشویی و توالت بزرگی که بود محل آببازیهای شدید تو و ملیحه با شلنگ، دور از چشم مادر. پشت توالت، در انباری بود که کج بود و یک پله داشت در کنج حیاط با دو دالان بزرگ در دو طرف و بالایش، بالا پیاز و سیب زمینی بود و پایین بشکههای نفت، یک بار شدی در آن مهمان، به جرم بلبل زبانی و دادن جواب مهمان. (مهمانی که دختر همسایه بود و همکلاسی ملیحه و دوستهای خانوادگی صمیمی شدید و هنوز هم دوستید و دوستدار هم.) فاطمه: داخل انباری، خواهر را به فاش کردن اسرارش پیش مامان و بابا تهدید میکردم که اگر باز نکند همه چیز را میگویم. حالا ولی میخندم به آن رازنداری و مهمانننوازیم. خب چهها دیدی در حیاط قدیمی؟ پیشانیام: با آرام مقیم آلمان و مهمان تابستان و ملیحه، قلعه بازی میکردید. پشت پرده گوش ایستاده بودی ببینی چه نقشهای میکشند که آرام، پردهی برزنتی را شتابان کنار زد و تق خوردم به لبهی دیوار سیمانی و خونم شد جاری. مامان آرام، عاتکه خانم مهربان چسبی زد بر رویم، خونم بند آمد. این هم شد علامتی در گیجگاهت و نقطهای از محور مختصات شکستگیهای سرت. فاطمه: آرام یک سال از من بزرگتر و با هم داریم خاطرات بسیار. یاد هم خوابگاهیم افتادم. شعر میگفت و آرام بود و اهل گیلان. شبی در خوابگاه دانشگاه، شعری برایم سرود و گفت: فاطمه، خوش به حالت که این همه جای شکستگی و بخیه داری از کله تا شصت پایت. معلوم است که هر چقدر دلت خواسته بازی و بچگی کردی، مامان من معلم بود و اصلاً اجازهی بازیگوشی به ما نمیداد. ادامه دارد #تن_نامه
Repost from سرزبان | مهارت پرسشگری
پای احساس در میان است؟
اطلاعات با ما چه میکنند و ما با اطلاعات چه میکنیم؟
یادآوری وبیکار
پرسش دربارهی دادهها و اطلاعات به عنوان پایهی تفکر نقادانه و سیستمی چطور کار میکند؟
مهمان امروز: رفتن گلاب بیارن✨🌻✨
ساعت ۱۹
لینک زیر:
https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor
به امید دیداررررر.💖😀
.
ایستگاه رقص چهل و نهم 🦋
۱۸:۳۰ امروز
#ایستگاه_رقص #زاد_شاد
#با_هم_رقصیدن_تمرین_برابریست
Repost from سرزبان | مهارت پرسشگری
آغاز برگی جدید از مسیر سرزبان
یادآوری وبیکار
پرسش دربارهی دادهها و اطلاعات به عنوان پایهی تفکر نقادانه و سیستمی چطور کار میکند؟
مهمان امروز: رفتن گل بچینن✨🌻✨
ساعت ۱۹
لینک زیر:
https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor
به امید دیداررررر.💖😀
.
ایستگاه رقص چهل و هشتم 🦋
۱۸:۳۰ امروز
#ایستگاه_رقص #زاد_شاد
#با_هم_رقصیدن_تمرین_برابریست
