•آسـیمه•
前往频道在 Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
显示更多未指定国家未指定类别
196
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-330 天
帖子存档
196
یکی دیگه هم هست
شاعر میفرماید هم نامهربونه هم آفت جونه هم قدرم ندونه
از اون کاراش خبر دارم اما چه کنم دوستش دارم
اینجا عاشق مووآن نکرده
#ناشناس
196
Repost from •آســـیمه•
مرا تو راحت جانی
و من تو را نگران
گناهِ کیست که من
با تو ام، تو با دگران...
#فاضل_نظری
#پیشیانه
196
تو با اَغیار، پیشِ چشمِ من، مِی در سبو کردی
من از بیم شماتت، گریه پنهان در گلو کردم
کثافت 😭😭😭
https://t.me/assimeh_graphy/9570
196
رخسار همچو روزِ ترا زلفِ شب بس است
روز مرا سیاه برای چه میکنی؟
https://t.me/assimeh_graphy/9570
196
من اصلا مباحث سیاسی رو بله میذارم
هر موقع اینجا حرف زدم بدونید اون موقع در فشار و فروپاشی ام و لازم دارم حرف متفرقه بزنم.
196
مشتاق تو به هیچ جمالی نظر کرد
بیمار تو ز هیچ طبیبی دوا نخواست
بر ما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت
مارا دلت نخواست، ندانم چرا نخواست
https://t.me/assimeh_graphy/9570
196
برای اونی که از بی وفایی خواسته بود:
یار من بی وفا شد و رفت سوی یک یار دیگه
دل منو تنها گذاشت از پی دلدار دیگه
گفتمش دل آخرش جدا میشه ز سینه
گفت که راهی نداره بخوای نخوای همینه
یار قسم خورده یه روز دیدم شده غریبه
خواب کسی رو دیدهو خواب منو ندیده
گفتم که یار نازنین شیشه دلم چی میشه
گفت که دیگه خسته شده با سنگ زده به شیشه
منم عکساشو پاره کردم نامه هاشو پاره کردم
فکر یه چاره کردم منم عکساشو پاره کردم
نامه هاشو پاره کردم فکر یه چاره کردم
دفعه آخر که رفته قلب منو شکسته
روی دل عاشق من همه درا رو بسته
دفعه آخر که رفته هیچی برام نذاشته
رو صد تا قول و پیمون رفته و پا گذاشته
منم عکساشو پاره کردم نامه هاشو پاره کردم
فکر یه چاره کردم
#ناشناس
196
یه شعری هست خییییلی تو ذهنم میاد
چه حرفها که درونم نگفته میماند
خوشا به حال شماها که شاعری بلدید...
#رضا_احسانپور
دقیقا همین...
196
زیاد شعر بخونید
زیاد فکر و دغدغه برای روی کاغذ آوردن داشته باشید
من خودم عمده مشکلم اینه وزن و عروض و اینا رو خوب بلد نیستم
196
ببخشید چطور میشه طبع شعر رو تقویت کرد
یکی مثل آقای لطیفیان اینقدر شعرهای سوزداز و پرمعنی میگه و اساتید دیگه
یکی مثل کاظم کاظمی اجتماعی میگه تا سال ها میمونه
من چرا ندارم
