بنشینتماشایتکنم
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 بنشینتماشایتکنم 的分析概览
频道 بنشینتماشایتکنم (@tamashayat1) 是活跃参与者。目前社区聚集了 46 970 名订阅者,在 其他 类别中位列第 。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 46 970 名订阅者。
根据 19 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 30 799,过去 24 小时变化为 761,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 24.05%。内容发布后 24 小时内通常能获得 24.26% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 11 167 次浏览,首日通常累积 11 261 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 49。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“- جایی برای ثبت ما وقع،برای مرور در آینده؛
ناشناس:t.me/HidenChat_Bot?start=1174690378”
凭借高频更新(最新数据采集于 20 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。
46 970
订阅者
+76124 小时
+10 7797 天
+30 79930 天
帖子存档
47 227
اگه فکر میکنی من آدم ساکتی هستم متاسفم تو به قسمت پریمیوم شخصیتم دسترسی نداری.
47 227
من مغرورم اما هیچوقت از عذرخواهی نترسیدم،
به اشتباهم اعتراف کردم، تشکر کردم، لطفایی که در حقم شده رو وظیفه ندونستم و جبران کردم و در برابر هیچ لبخندی اخم نکردم، مغرور بودن با عقدهای بودن خیلی متفاوته.
47 227
چرا تعریف از خود نباشه؟
اتفاقا تعریف از خود باشه
من خیلی عالی هستم
۱۰ امتیاز برای من💅🏻‘
47 227
و اگر من برای همهی دنیا چیزی نبودم،
عیبی نداشت...
فقط میخواستم عزیزِ تو باشم
عزیزِ تو بودن، انگار عزیزِ خدا بودن بود.
47 227
دلم پاییز میخواد؛ قدم زدن توی ولیعصر و تئاترشهر، گشت زدن بین بساط دستفروشها، بالا و پایین کردن پلههای مترو، نگاه کردن به لباسهای قشنگ و پرنسسی مغازههای نوفل لوشاتو، ده بار متر کردن کوچهی لولاگر،نوشیدنیهای باحال کلانا، عکس گرفتن توی آینههای انقلاب، شکار کردن کتابهای خوشقیمت و... . دلم پاییز میخواد
پاییز تهران.
47 227
زندگی خیلی سخته. خیلی مهمه به دیگرانی که دوستتدارن و خوبت رو میخوان اجازه بدی بخشی ازش رو برات آسونتر کنن. آدمی به آدم زندهاست.
47 227
نه راستش نگران نیستم
من بی جی پی اس پیدات میکنم.من بی اینترنت بهت زنگ میزنم.من آنتن رفت برات نامه مینویسم. من به امید گرمای بغلت ،دوساعت تو ترافیک منتظر میمونم
47 227
اکثر آدما فقط ویترینن برای دیدن،به قول یه عزیزی نذار حسرت ۱۰ تا آرزو،شکر هزارتا نعمت رو ازت بگیره.
47 227
هی نگید "تو این گرما خفه نمیشی پتو کشیدی؟"
شما بگو اصلا 50درجه،وقتی بدون پتو خوابم نمیبره چیکار کنم؟من خیلی آدم پتوییای هستم.
47 227
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
ندانمت که چه گویم؛ تو هر دو چشم منی
که بی وجود شریفت جهان نمیبینم
