⨷Covey girl's lullaby⎊
前往频道在 Telegram
ॐ زن زندگی آزادی. Welcome to Tony Stark fanclub. Carpediem. Professional yapper. She/her talk:https://t.me/SendHarfBot?start=36b42d516e59 talk2:http://t.me/safeCht_bot?start=jZRCAS Me: @Bomblalala Private:https://t.me/+10oE7ZBkD0BiMTVk
显示更多未指定国家未指定类别
501
订阅者
-124 小时
-57 天
-230 天
帖子存档
حتی نمیدونم چی داره دنبالم میکنه که انقدر میترسم. از زمان میترسم. میترسم زمانم تموم شه و نتونم کاری انجام بدم، ولی همین ترس باعث میشه کاری که انجام میدم رو درست انجام ندم. صرفا میخوام به پایانش برسم برم سراغ بعدی و این چرخه همینطوری ادامه پیدا میکنه.
چقدر همیشه عجله دارم. همیشه دارم از دست یک چیزی فرار میکنم. دارم این کتاب رو میخونم، به این فکر میکنم که هروقت اینو تموم کردم باید کدوم رو بخونم. دارم فیلم میبینم، با خودم حساب میکنم چقدر طول میکشه تا فلان قدر قسمت ببینم که بتونم برم سراغ یک چیز دیگه. دارم ورزش میکنم، با خودم میگم کی تموم میشه برم حرکت بعدی. انگار هیچ وقت تو مسیر نیستم، همیشه دلم می خواد سکندری بزنم تو پایان چیزها. انگار همیشه از همه چیز عقبم.
این وسط همینطوری بگم که یه نحله فلسفی بوده به اسم چارواکا(بعد فکر کنید ایم کتاب من انقدر قدیمیه که اسمشو نوشته سارواکا) یا اسم دیگش لوکایاتا که خب بنیانگذاریش رو به بریهاسپاتی نسبت میدن.
که یک مکتب ماتریالیستی داخل هند قدیمه. بعد این شکلی بوده که اصل اولیه هرچی که وجود داره عناصر چهارگانست و هیچ چیزی فرای اون وجود نداره. حتی میگفتن ذهن و آگاهی هم از این چهار عناصر درست شدن و مثلا روح غیر مادیای در کار نیست، هرچی که هست همین چهارتاست.
و به زندگی بعد از مرگ، کارما، روح مستقل از بدن، و کلا هرچیز ماورالطبیعیای اعتقاد نداشتن و مرجعیت وداها رو هم نمیپذیرفتن(ایشالا بعدا به وداها هم میپردازیم)
در رابطه با اخلاق هم بنظر میاد وابسته به لذت بودن و ترجیح میدادن بجای ریاضت و پاره کردن نشیمنگاهشون در آرامش چیل کنن.
خدا رو هم قبول نداشتن و معتقد بودن شناخت وابسته به حسه. یعنی ما باید به هرچیزی که مستقیما از حواسمون دریافت میکنیم اعتماد کنیم.
