ch
Feedback
Echo of my shadow

Echo of my shadow

前往频道在 Telegram

ॐ زن زندگی آزادی. Welcome to Tony Stark fanclub. Carpediem. Professional yapper. She/her talk:http://t.me/BluChtBot?start=60a3aa02b1daa98f8f43 Me: @Bomblalala Private:https://t.me/+10oE7ZBkD0BiMTVk

显示更多
未指定国家未指定类别
497
订阅者
+1724 小时
+347 天
+10230 天
帖子存档
از این خونه متنفرم، از این شهر متنفرم، از این کشور متنفرم. یک روز ازش می‌رم بیرون و دیگه برنمی‌گردم. حتی دلم نمی‌خواد هیچ‌وقت تشکیل خانواده بدم یا با کسی به طور دائم تو یک خونه زندگی کنم.

نمی‌دونم چیشد که تصمیم گرفتم این دوتارو love interest همدیگه کنم ولی خب.

بچه‌ها یک رندوم فکت راجع به اسکادی بگم؟ درواقع تو اساطیر نورس کسی که اون مار رو می‌بنده بالای لوکی که زهر بریزه روش اسکادی بوده. بعد تازه لوکی باعث مرگ بابای اسکادی می‌شه.

میشع تنظیمات زندگی رو بهم معرفی کنید یا ببرمش کافینت

Repost from Mahshid is talking
من چرا نمی‌تونم همزمان نقاش و گرافیست و عکاس و انیماتور و باستان‌شناس و کارگردان و مجسمه‌ساز و فشن‌دیزاینر و پژوهشگر تاریخ هنر بشم؟ این زندگی لعنتی چطوری کار‌ می‌کنه؟

آخ اودین امیدوارم تو آتیش بسوزی بعد هربار که سوختی پوستت نابود شد دوباره ترمیم بشه که از اول بسوزی.

Repost from Perplexahedron✧
چکش ثور رو اودین طلسم کرد پس لوکی هیچوقت نمی‌تونست لایقش باشه چون هیچوقت با استانداردهای اون پیرمرد لایق نبود.

تو دنیایی که اون America's ass بی‌عقل تونست چکش ثور رو بلند کنه ولی لوکی نه نمی‌خوام زندگی کنم جدی.

"One day I'm gonna grow wings" but it's Loki trying to be more that what people tell him he is.

بحث جالبی نبود لطفا تکرار نشه.

sticker.webp0.13 KB

و دیدید چقدر لوکی همیشه سعی داشت این حقیقت که یک خدا هست رو بکنه تو چشم بقیه؟ بنظرم بخاطر این بود که احساس می‌کرد تنها چیزی که داخلش خوبه همونه. و از همون به عنوان سپر بلا استفاده می‌کرد چون نمی‌دونست دیگه چطوری به بقیه بگه که شرور و هیولا نیست.

"تو بدنیا نیومدی که پادشاه بشی لوکی، بدنیا اومدی که درد و رنج و مرگ رو به آدما متحمل کنی. برای اینکه بقیه بتونن به بهترین ورژن خودشون دست پیدا کنن."

دقت کردی تو مارول همه میان به لوکی لیبل می‌دن که تو فلانی، تو بیساری و تلاش می‌کنن که بهش دیکته کنن چیه؟ و تمام چیزی که لوکی می‌خواد اینه که بیشتر از چیزی باشه که بقیه بهش می‌گن هست، ولی انقدر غرق در معنایی شده که بقیه براش خلق کردن که بلد نیست چطوری اینکارو کنه.

وای از اودین متنفرم فرض کن بری یک بچه بدبخت رو به عنوان پسر خودت بزرگ کنی نه بخاطر اینکه دوستش داری صرفا بخاطر اینکه ازش به عنوان یک اهرم برای صلح استفاده کنی.

البته تو مارولم همین بود.

لوکی تو کی هستی که هم تو مارول هم تو اساطیر عاقبتت سیاهه.

لوکی همیشه تو اساطیر اینطوری بود که همه فکر می‌کردن فقط کارش درست کردن هرج و مرج و اذیت کردن بقیه است. و دقیقا زمانی که دیگه نیازی بهش نداشتن دورش می‌انداختن. فقط ازش استفاده می‌کردن استفاده.

بعد مثلا سر اینکه بالدر(خدای نور) رو می‌کشه خیلییی بد مجازاتش می‌کنن. درحالی که باقی خدایان هم به بالدر سنگ می‌زدن و اذیتش می‌کردن صرفا چون نمی‌مرد و چیزیش نمی‌شد کاریشون نداشتن. لیترلی میان لوکی رو با روده‌های تیکه شده‌ی پسرش به صخره می‌بندن و بعد یک مار می‌ذارن بالا سرش که زهر بریزه روش.