…اینجا یه نفر دیونه بارونه…
关闭频道
228
订阅者
-424 小时
+57 天
-930 天
帖子存档
بی خدا بودم و بیهوده دعا میکردم....
حیف از آن خانه ک بر باد بنا میکردم ....
مامانم اینا نیستن خونه و ارامش مطلقه
ولیییی من بازم صب زود بیدار شدم /:
حتی وقتیم بچه ها نیستن عادت کردم ب زود بلند شدن
Repost from mim
ما که خودمان را پنهان میکنیم،
در تابستان،
در چمدانهای نقرهای،
در سفرهایی به سمت شمال،
در عکسهای دسته جمعی
در باران،
در شادی مرطوب دریایی در رامسر..
رنج ،چگونه آدرسها را پیدا میکند؟!
" محسن بیدوازی
