مردی نشسته در ایوان؛
前往频道在 Telegram
پلیلیست شما؛ https://t.me/ourplaylists1 گوش شنوایم برای شما؛ @Mardineshastadarivanbot
显示更多伊朗103 750未指定类别
1 030
订阅者
+1824 小时
+2627 天
+78630 天
帖子存档
1 030
از خودم بابت همهی وقتهایی که واقعیتها رو فهمیدم و انکار کردم؛ معذرت میخوام.
1 030
بدترین گناهت این است که خودت را نابود و به خودت خیانت کردی، آن هم برای هیچ.
داستایفسکی
1 030
«بعضی وقتها گوش دادن، تنها راه کمک کردن به یک انسان است.»
ستارهباز/رومن گاری
1 030
درون ذهنم پُر از حرف است و وقتی سعی میکنم بنویسم، چیزی برای نوشتن پیدا نمیکنم.
1 030
باید به دنبال شادیها گشت، چرا که غمها خودشان ما را پیدا میکنند.
فردریش نیچه
1 030
یونگ میگوید:
سایهی ما آن کسی است که ترجیح میدهیم مانند او نباشیم. میتوانیم سایه را در یکی از اعضای خانوادهمان مشاهده کنیم که بیشتر دربارهی او قضاوت میکنیم، در مقامات دولتی که رفتارشان را محکوم می کنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان میدهیم.
اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایهی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجرکنندهی دیگران و خودمان است، یکه میخوریم و به این حقیقت هوشیار میشویم که
"هر چیزی که سعی داریم از افراد موردعلاقه مان پنهان کنیم و همهی آن چیزهایی که نمیخواهیم دیگران دربارهی ما بدانند، سایهی ماست".
دبی فورد، راز سایه
1 030
به یقین مردن باید به سان هدف حقیقی زیستن لحاظ شود؛ در سکرات موت هر آنچه در طول کل جریان زندگی تدارک دیده و وعده شده بود معلوم می گردد. مرگ نتیجه و خلاصه و حاصل جمع زندگی است، یا به یک حرکت بیانگر همه ی تعالیمی که به تدریج و اندک اندک توسط زندگی مهیا شده، یعنی تمامیِ تلاش انسان، نمود آنچه زندگی است، تلاشی بیهوده و بی ثمر و خود _ ویرانگر بوده برای دور شدن از رهایی.
- آرتور شوپنهاور
- جهان و تأملات فیلسوف
1 030
ادبیات صرفاً مجموعهای از داستانها و شعرها نیست؛ بلکه صحنهای است که در آن معنا، ایدئولوژی و تجربهٔ انسانی شکل میگیرد.
ادبیات یعنی تمرینِ آزادی در میان واژهها.
ادبیات، فیلم، فرهنگ: اصول و مبانی نقد، مایکل رایان
1 030
هیچ انسانی بیهوده به دنیا نیامده؛ هرکس پیامی دارد، حتی اگر خودش هرگز نشنود.
تولستوی، جنگ و صلح
1 030
حتما میگویی مرده کسیست که قلبش از کار افتاده باشد، بله اما این فقط یک قرارداد است. بسیاری از مردم جنازههای متحرکاند و فقط قسمتهایی از بدن آنها به کارشان ادامه ميدهند. ولی وقتی کسی حتی نتواند عقاید تازه را درک کند مرده به حساب میآید.
تنفس، جورج اورول
1 030
همهجا سرد و بیروح است؛ کالبدهای بدونِ حس و درنده که خطرناکتر از انسانها نیست؛ اما در این میان عواطف انسانی در پستوی قلب جوئل زنده است؛ عشق او نسبت به دخترش.
او دخترش را سالها قبل از دست داده است و یاد و خاطرات دخترش هنوز در ذهنش زنده است. او با قلبی آکنده از خشم و نفرت نسبت به سیستمی که روزگاری دخترش را کشته اند، زندگی میکند؛ نظامی که مقتدرانه در میانِ تمام این اتفاقات بد و خشن، یکهتازی و دیکتاتوری میکند.
اما بیننده با دو روی یک سکه مواجه است؛ بخشی که خشن، ترسناک و تاریک و بیروح است و بخش دیگر تلاش برای همیاری و زنده نگه داشتن انسانهای آلوده نشده به ویروس و حس کمک و تلاش برای بقا و عواطف جوئل که سبب از خود گذشتگی های پدرانه میشود، جربان دارد.
آیا انسان موجودی جاه طلب است یا فداکار!؟ شاید هردو اما آیا این عواطف و احساسات بشریست که بقا را تضمین میکند یا جنگ و دیکتاتوری!؟
انسان حتی در بدترین شرایط هم دنبال حس مالکیت و قدرت است، قدرتی که فکر میکند میتواند با آن بقای خودش را تضمین میکند اما احساسات همواره انسان را به دیگران نزدیکتر میکند، نزدیکی از نوع امنیت، آرامش و زندگی.
جواد سپاهی
1 030
بتهوون همواره برایم تجلی بخش زندگی بوده است. از آنجا که او حتی قادر به شنیدن یک نُت از نوشتههای موسیقاییاش نبود، اما بزرگترین شاهکارهای تاریخ موسیقی کلاسیک را نوشت.
1 030
Repost from N/a
در مرز بودن و نبودن نه صدا، نه کلمات، و نه دست و پا هیچکدام به کار نمیآید. حتی تاسف خوردن هم فایدهای ندارد.
او از صداها رنج میکشید، همانطور که همیشه میکشید. صداهایی که به جز ایجاد رنج هیچ سود دیگری نداشتند.
ساموئل بکت /
ترجمه : کیوان طهماسبیان
