ch
Feedback
علی دودانگه‌

علی دودانگه‌

前往频道在 Telegram

@Alidh81 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5714922996

显示更多
未指定国家未指定类别
223
订阅者
+224 小时
+17 天
+930 天
帖子存档
آنکه به هر که زاد، جگرگوشه داد، در تقدیرِ من نوشت که خون به جگر شود ای روز خوب من! کمی آهسته‌تر بیا خوابیده است بخت، مبادا خبر شود #علی_دودانگه @Alidodangeh

ای آنکه آه آه صدا می‌زنم تو را پا می‌خوری تو هم شبی از دستِ بیصدا #علی_دودانگه @Alidodangeh

بهرِ دل بردنِ ما حاجتِ بیداد نبود می‌سپردیم، اگر می‌طلبیدی از ما #وفایی_خوافی

آهاااای یادِ عزیزم کمی فراموشی...

غمای جورواجور همیشه بام جورن تو بی‌تفاوتیات یه دنیا منظورن مشکلمو حل کن دلِ تو مسئوله توو این معادله‌ها سکوت مجهوله! وقتی نگا می‌کنی یه پام لب گوره آهااای چشم‌خمار بلا ازت دوره #علی_دودانگه @Alidodangeh

رفتی و همچنان به خیال من اندری گویی که در برابر چشمم مصوری فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد کز هر چه در خیال من آمد نکوتری مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری تو خود فرشته‌ای نه از این گل سرشته‌ای گر خلق از آب و خاک، تو از مشک و عنبری ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست کز تو به دیگران نتوان برد داوری با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری تا دوست در کنار نباشد به کام دل از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری گر چشم در سرت کنم از گریه باک نیست زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری چندان که جهد بود دویدیم در طلب کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری سعدی به وصل دوست چو دستت نمی‌رسد باری به یاد دوست زمانی به سر بری #سعدی

نمی‌دانند این مردم چه بلوایی به سر دارد کسی که گفت‌وگو با خویش از شب تا سحر دارد نشانِ عشق‌بازان چیست غیر از دلهره؟ اینجا ندارد هر کسی آشوب، سودای دگر دارد تو از دوری‌گزیدن‌ها، من از رویای وصل تو یکی از ما از این اصرار باید دست بردارد خبر می‌آوَرَد یک آشنا از تو برای من به لطف تو هنوز این کوچه گاهی رهگذر دارد گذشت از من به آرامی، شنیدم زیر لب می‌گفت: کسی را ایستاده دفن کردن هم هنر دارد! #علی_دودانگه @Alidodangeh

خودم ز کار جهان خون ز دیده می‌بارم تو هم اگر گله داری، به‌جا نیاوردم مگو که از غمِ چشمم بفهم کی هستم چقدر حوصله داری! به‌جا نیاوردم #علی_دودانگه @Alidodangeh

کاش که اون حرفا بغضِ تو رم می‌شکست

+7
Dariush-Be-Naame-Man-256.mp37.26 MB

اینکه بام بدی، خوبه خاص بودن رسمِ آدمای عادیه همین که بهم می‌گی: از سرت زیادی‌ام از سرم زیادیه! وقتی خنده‌هات سیبن می‌شه وسوسه نشد؟ منم آدمم دیگه! هم‌ترازت نیستم خیلی خیلی می‌خوامت ولی خب... کمم دیگه تا بالا رفت می‌ریزه! دعای خیرِ منو بلا حرکت می‌ده هیچ چی کم ندارم خدا رو شکر به غمام خدا برکت می‌ده... رد شدی، نفهمیدی که چشام تا کجا رو آبیاری نمی‌کرد... دستمو می‌خواستم روی شونه‌ت بذارم پام یاری نمی‌کرد تو که خشک‌مشربی تا تو رو بچیننت بی‌پرده بو می‌گیری می‌دونم می‌دونم گرمه پشتت که ازم با سردی رو می‌گیری هر دفه حرف می‌زدم روی پرده‌های گوش یه روپوش می‌نداختی حرفامو نشنیدی... از موهات می‌گفتم پشت گوش می‌نداختی پر نمی‌شه گوشِت خامی... چه‌جور برات نوار کاست شم؟ گله باز نمی‌کنم وقتی ساک می‌بندی باید ساکت شم تا که آبروم نره پیش چشمام، تو هم یه کم التماس کن دیگه راهی ندارم یا یه‌دندگی نکن یا منو خلاص کن رفتی بی‌خدافظی حالا احساس می‌کنم خدا برگشته ازم گرچه آب از سر من گذشته، ولی هنوز خدا نگذشته ازم! من برات برجِ زهرمارسازی بودم خوب ساختی کارمو... منِ هف‌خط فکرِ پوست‌اندازی بودم خوب بافتی دارَمو... داغت جیگرمو می‌سوزوند، می‌سوزوند به کمم راضی نبود آلت دست شدم دل من عروسکِ خیمه‌شب‌بازی نبود -ولی باز عزیزکم- توو نبرد زندگی اگه کم آوردی شیپور جنگ بزن [من سراپا گوشم] تو که آهنه دلت اگه توی اشکات پوسیدی، زنگ بزن [گرچه من خاموشم...] #علی_دودانگه @Alidodangeh

تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی بنای مهر نمودی که پایدار نماند مرا به بند ببستی خود از کمند بجستی دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودت به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی #سعدی

نازک‌دلیم؛ طاقت اشکی نداشتیم هر جا دلی شکست، دلِ ما شکسته شد #علی_دودانگه @Alidodangeh

اگر نفس باشم باز برنمی‌گردم عقب می‌اندازد مرگ را ولی هر دم... #علی_دودانگه @Alidodangeh

اینجا به هر بهانه دلم تنگ می‌شود بدجور کودکانه دلم تنگ می‌شود وقتی عبور می‌کنم از کوچه‌های شهر من خانه خانه خانه دلم تنگ می‌شود وقتی مجاز نیست حقیقت شوی چقدر از صنعت زمانه دلم تنگ می‌شود این بار با همیشه دلم فرق می‌کند این بار شاعرانه دلم تنگ می‌شود امشب بیا که لال شویم از شنیده‌ها امشب به هر بهانه دلم تنگ می‌شود علی دودانگه

گمونم کسی که هلت داد توو جاده تهِ این مسیرو نشونت نداده نخواه اینکه تغییر بدم سرنوشتو عزیزدلم... زور دنیا زیاده من اینم؛ همین آدمِ بی سر و پا که جاشو عوض می‌کنه تا نگنده که جز توو خودش پا نذاشته، که حتی نمی‌دونه اعداد کفشاش چنده #علی_دودانگه @Alidodangeh

مگو که می‌روم و زود باز می‌گردم اگر دوباره کنم اعتماد، نامردم! مخواه چشم‌به‌راهِ همیشگی باشم مگر من از سرِ راه عمر خویش آوردم؟ ضعیف نیستم اما از این که در همه عمر به در نگاه کنم، جان به در نمی‌بردم! من و تو هم‌نفسِ یکدگر شدیم، افسوس که مرگ را می‌کردیم زندگی هر دم چو حرف راست ز تو خواستم، شکست دلم... شدم خراب از این راستی، غلط کردم! #علی_دودانگه @Alidodangeh