212
订阅者
-124 小时
-17 天
-1330 天
帖子存档
212
Nonchalant men are not for me. I want him to have a panic attack if we’re not talking.
212
آها، اینم یادم رفت بگم
وقتی بیس داشت به کید دست میزد، کید از گردنش گرفت و گفت «من دوستت دارم، ولی نمیتونم این کارو باهات بکنم. تو الان با خواهرمی.» بعدش بیس با شک و تردید ازش فاصله گرفت و همون لحظه فهمید چقدر خودش از نظر روحی آسیب دیده. و در آخر، خندههای ضعیف برندت وقتی بهش گفت «دیدی؟ هیچکی تو رو نمیخواد؟» من اون لحظه فشارم رفت بالا.
با اینکه بیس یه شخصیت فرعیه، ولی به اندازهی کید براش ناراحت شدم.
212
دوست ندارم درمورد صحنه های موردعلاقم حرف بزنم اما فقط میخوام بگم اون قسمت که ستیسی شب میخواست تنهایی به زیر زمین بره تا با برندت حرف بزنه باعث شد بدنم از ترس بلرزه.
