منِاو؛
关闭频道
به نام خالق چشمان او 🦢 ! شاید اینجا حرفای نگفته ات باشه .. رندوم های یک فاطمه ی رندوم 🧘🏻♀️
显示更多未指定国家未指定类别
624
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-1630 天
帖子存档
624
دیدی دارم چطور فکر میکنم
دیدی شبو روزامو چجوری طی میکنم
دیدی؟؟
دیدی چقدر عاشقت بودم
ولی وقتی ازت پرسیدم میگفتی فک نکنم
منی ک دود تو ریم سری پرمیشد
منی ک دیونت میشد خل میشد
منی ک عصب میزدم روی کوچیک ترین چیز
این من فقد واسه تو کصخل میشد
تو دیدی روزام همه حاجی پرغمه
ندیدی گریه میکردم واسه همه
همه میگفتن درداشونو یکی یکی
ولی من بجای دردو دل خالی میکردم تو دلم هی
تو اومدی تسکین دادی ب این دلپیرم
چشام هی میدید ادمارو با دل بی رحم
ولی تو اومدی با دستای کوچیکت لو دادی
ک منم عاشقتم و از دنیا سیرم
میدونی چقدر قشنگت چشات؟!
یا طرزه درسته نگات؟!
میدونی چقدر قشنگه اون خندیدنت
میشه برای ما بخندی یه بار؟؟
میگیرم دستای کوچیکتو عیب ک نی
بانو ما واسه تو میزنیم سکته ریز
ولی قول بده جای قلب نیاز داشتی
قلبه دیگه هدیه میدم چیزی نیس
ولی دختر بابا نره یادت
من هستم تو غماو شادیای دورت
یه وقت کم نیاری پیشتم بابا
حتی با اخلاقه خلت
دردو غمات مال من
دنیات رنگی گل من
عاشق اون کنجه لبتم
اره وقتی میخوره ب لبه من :)🤍
