224
订阅者
-124 小时
+57 天
+1430 天
帖子存档
224
دیگر سر زنده نبود.
بیشتر اوقاتش به دل نگرانی میگذشت.
انرژی ای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی میکرد حالا داشت صرف دوام آوردنش میشد.
224
(که چی؟)
این سوالیست که حالا در همه چیز از خود میپرسم،تصور نمیکنم که به پوچی رسیده باشم اما خب دو دستی هم به زندگی نچسبیدهام،خوشحال میشوم اما ذوق زده نه، هر دردی عادیست و هر خنده عادیتر ،شاید نهایت زندگی همین است ،شاید بیهوده آن را در ذهنم عظمت دادم.
224
بابا صد دفعس بت میگم بهتر شو
آخه حالت اصلا خوب نییی
هرشبم بیشتر مث من شووو
آخه حال منم خوب نییی
