ch
Feedback
🖤 بـوسه‌گــران

🖤 بـوسه‌گــران

前往频道在 Telegram

ھنࢪمنداں ځسته‌اند ,

显示更多
未指定国家未指定类别
197
订阅者
无数据24 小时
无数据7
无数据30
帖子数量

数据加载中...

反应
评论
Telegram 星星
按以下排序的热门帖子

数据加载中...

发布分析
帖子
浏览量动态
امروز اینجا فعالیتی صورت نمی‌گیره، ممنونم که درک می‌کنید 🤍
11000Loading...
خیلی ممنونم که انقدر با دقت نظرتونو بهم میدید..خوشحالم که تونستم توجه شمارو به خودم جلب کنم..🤍
11000Loading...
sticker.webp
17000Loading...
-
17000Loading...
ㅤㅤㅤㅤ 🥃ㅤ> 𝖢𝗋𝖾𝖺𝗍𝖾𝖽 𝖿𝗈𝗋 тех, 𝗐𝗁𝗈 замечают 𝖽𝖾𝗍𝖺𝗂𝗅𝗌. ㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤ‌ ‌‌® ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌𝖱𝖤𝖭𝖤𝖦𝖠𝖣𝖤 -+1
ㅤㅤㅤㅤ 🥃ㅤ> 𝖢𝗋𝖾𝖺𝗍𝖾𝖽 𝖿𝗈𝗋 тех, 𝗐𝗁𝗈 замечают 𝖽𝖾𝗍𝖺𝗂𝗅𝗌. ㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤ‌ ‌‌® ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌𝖱𝖤𝖭𝖤𝖦𝖠𝖣𝖤 -
15000Loading...
sticker.webp
18000Loading...
sticker.webp
20000Loading...
کرمی
19000Loading...
sticker.webp
21000Loading...
sticker.webp
22000Loading...
没有文字...
19000Loading...
نقاشی مورد علاقه‌ی منم هست😭
21000Loading...
sticker.webp
21000Loading...
sticker.webp
22000Loading...
من با نظراتت یک لبخند بزرگ میزنم؛ خیلی خوشحالم مورد پسندت بوده چون میدونی که فیومی و اینکه این حرفو از تو بشنوم خیلی خوشحالم میکنه
22100Loading...
sticker.webp
22000Loading...
sticker.webp
21000Loading...
-
22000Loading...
در روزهایی که مرگ، آرام‌تر از زندگی به نظر می‌رسید و تنهایی تنها پناهِ من بود، تو مثل تکه‌ای آفتابِ ناگهانی، روی دیوارهای سرد+1
در روزهایی که مرگ، آرام‌تر از زندگی به نظر می‌رسید و تنهایی تنها پناهِ من بود، تو مثل تکه‌ای آفتابِ ناگهانی، روی دیوارهای سردِ اتاقم تابیدی. درست همان‌جایی که ناامیدی تا عمیق‌ترین گوشه‌های قلبم ریشه دوانده بود، تو آمدی. روزها همان روزها بودند، خیابان‌ها همان خیابان‌ها، و آسمان همان رنگ همیشگی را داشت؛ اما از لحظه‌ای که تو وارد دنیایم شدی، انگار همه‌چیز آرام‌آرام دوباره رنگِ زندگی گرفت. لبخندی که مدت‌ها بود فراموشش کرده بودم، بی‌اجازه روی لب‌هایم نشست و قلبم، بعد از مدت‌ها، دوباره با امید تپید، نه با ترس. نجات، همیشه در قامتِ ناجی‌ای سوار بر اسب سفید از راه نمی‌رسد؛ گاهی فقط صدایی‌ست در هندزفریِ خیس از اشک، که آرام در گوشَت زمزمه می‌کند: «همه‌چیز درست خواهد شد.» و من، از روزی که تو آمدی، دوباره نفس کشیدن را دوست دارم؛ دوباره زندگی، برایم ارزشِ ادامه دادن پیدا کرده است.
15000Loading...
sticker.webp
23000Loading...