283
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
282
یه چیز جالبی که تو رمان های قرن نوزده وجود داره اینه که اکثرا عاشق و مغشوق عشقشون پاک و معصوم نیست شخصیت هایی مثل اما بوواری و انا کارنینا، و در کل خیلی واقع گرایانه و رمانتیسم نوشته شدن و شخصیت پردازی قوی ای دارن، به طوری که هیچوقت نمیتونم راجع به خوب یا بد بودن یک شخصیت تصمیم بگیرم .
اما از طرفی اینکه همیشه یک زن رو خیانتکار جلوه میدادن آزار دهنده ست، که اینم برمیگرده به زن ستیزی اون زمان؛ چون هر رمانی که یک زن شخصیت خیانتکار رو داشته، توسط یک نویسنده ی مرد نوشته شده.
282
بی تو زندگی کنم
یا بگردم ؟
همین که باشی
همین که نگاهت کنم
مست میشوم
خودم را میآویزم به شانهی تو
با تو
اول کجاست ؟
با تو
آخر کجاست ؟
از نداشتنت میترسم
از دلتنگیت
از تباهی خودم
همهاش میترسم
وقتی نیستی تباه شوم
من
بی تو
یعنی چی ؟
غمگین که باشی
فرو میریزم
مثل اشک
نه مثل دیوار شهر
هر کس چیزی بر آن
به یادگار نوشته است
تو بیشتر منی
یا من تو ؟
