524
订阅者
+124 小时
+67 天
+830 天
帖子存档
این که من میتونم نفس بکشم و بدوام و و سفر برم و دوچرخه سواری کنم و هنوز مورد خشونت خانگی قرار نگرفتم و شوهرم منو با نفت نسوزونده فوقالعادس
Repost from N/a
یک روز عادی با من و فاطمه اینطوریه که یا تظاهر میکنیم دیلر مواد مخدر هستیم و شارلاتان یا میشینیم جلوی بستنیفروشی حدس میزنیم مردم چه بستنیای سفارش میدن یا میریم شیرینیفروشی و نیم ساعت فکر میکنیم چی انتخاب کنیم یا میریم ایرانشهر با آدمهای رندوم مسابقهی فشن میذاریم یا میریم لباسهایی میخریم که دقیقا یکسانن و هرجا که میریم میپرسن عه خواهرته؟ و میگیم نه یا میریم از مردم رندوم فندک میگیریم تا باهاشون ارتباط برقرار کنیم یا صبح از خواب پا میشیم روی تخت میپریم تا دستمون رو به لوستر بزنیم و امتیاز بگیریم یا میریم قهوهخونه هایی که تنها دخترهای موجود اون منطقه هستیم و با غیرمتعارف ترین استایل چای کمرباریک میخوریم سیگارمون رو هم میدیم عمو برامون روشن کنه یا یکی با داس بهمون فرمون میده چجوری دوبل پارک کنیم یا میریم دم مطب روانشناس میشینیم و مردم رو بر اساس دیوانگیهاشون دستهبندی میکنیم.
خلاصه از وجود همچین آدمی در زندگیم خیلی خوشحالم که انقدر زندگیم رو بهتره میکنه.
