تانگوی شیطان
前往频道在 Telegram
نیم ساعت توی بهشت بودن، قبل از اینکه شیطان بفهمه مردی.
显示更多未指定国家未指定类别
214
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+230 天
帖子存档
214
بعضی از شخصیت های کتاب ها که یهو وارد صحنه میشن بعد از چندتا دیالوگ بعد یهو از صحنهی کتاب گم میشن چقدرررررر تاثیر گذارن، برای من اون شخصیت پاکروفسکی دانشجو در کتاب بیچارگان داستایفسکی بوده. چقدر این انسان دوست داشتنیه. آدم ممکنه در روند داستان با آدم های روبه رو بشه که هرکجا دنبالت میان، در هر چیزی که انسانیست ممکنه ردی ازشون پیدا بشه، حتی ممکنه به خواب هات بیان بهاشون دیالوگ هایی داشته باشی، ممکنه همش توی سرت قدم بزنن و تاثیرشون رو توی زندگیت بزارن.
214
چه موجود عجیبیست انسان. قدر داشته هایش را نمیداند، وقتی که چیزی را از دست می دهد حاضر است تمام زندگی اش را بدهد که یک لحظه در ان شرایط باشد، و وقتی که به دست می آورد باز به ان بی اعتنایی میکند.
214
هعی بیشتر میخونم هعی شخصیت هاش بیشتر منو متحیر میکنن، همش فکر میکنم ناتاشا در جلد ناستینکاست، ( البته از جاهاتی خیلی بهتره از ناستینکا) یا ایوان پترویچ در جلد رازومخین، یا الیوشا در جلد پرنس میکشین. اما در سناریو های مختلف. البته ایوان از جهاتی یکم شبیه میشکین هم میمونه، چقدر درک شخصیت هاش سخته، هعی یه چیزی پیش میاد آدم دهن باز میمونه، واه مگه ممکنه از فلانی همچین کاری بر بیاد.
214
کدوم فیلم؟ کدوم کتاب؟ چرا اصلا حسادت؟ توی این وضعیت ادم مگه میتونه کار خاصی انجام بده؟
