𝘍𝘢𝘭𝘴𝘦 𝘌𝘲𝘶𝘪𝘭𝘪𝘣𝘳𝘪𝘶𝘮
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
248
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+930 天
帖子存档
پیرزن موهای زن مرده را میکند و میگفت: اگر این کار را نکنم، فردا از گرسنگی میمیرم -آکوتاگاوا ریونسوکه، راشومون
مردم از گرسنگی و بدبختی، کمکم شبیه حیوان میشوند؛ چیزی درونشان میشکند و دیگر به هیچ چیز فکر نمیکنند جز زنده ماندن. -صادق چوبک، عنتری که لوطیاش مرده بود
چه روح عجیبی است روسیه! همهچیز در آن آمیختهای از دروغ و خنده است، و انسان در میان این دو، دیگر نمیفهمد چه چیزی حقیقت است -نیکولای گوگول، نفوس مرده
مردم چنان در آمیختگیِ راست و دروغ افتادهاند که دروغ را حقیقت میپندارند و حقیقت را به خنده میگیرند. -عبید زاکانی، اخلاق الاشراف
من یک بیمار هستم، من یک مرد ناامیدکنندهام، من یک مرد با اعتماد به نفسی وهمآلود و حالبهمزن هستم و نمیتوانم از آن فرار کنم. -فیودور داستایفسکی، یادداشت های زیرزمینی
او در آینه به خود نگاه میکرد، اما هرچه بیشتر نگاه میکرد، کمتر یک “خود” میدید؛ فقط لایههایی از خاطره و تکرار بود که روی هم جمع شده بودند و راه فرار نداشتند. -هوشنگ گلشیری، شاهزاده احتجاب.
حتی در این دنیا، هنوز حس میکنم باد در وجودم جریان دارد، و نمیتوانم آسمان را چیزی جز چیزی ببینم که انگار همیشه در درون سینهام در حال شکستن است. -دیوان اشعار، ناکاهارا چویا
من از جهان چیزی جز صدای باد و حرکت بیقرار درختان نفهمیدم؛ گویی آسمان همیشه در درون من در حال شکستن است. -ای آدمها، نیما یوشیج
«من همیشه از آدمها میترسیدم. هیچوقت نتوانستم آنها را بفهمم؛ و همین ناتوانی، مرا وادار میکرد پشت نقاب پنهان شوم، بخندم، و خودم را آنطور که نیستم به دیگران نشان بدهم.» -نه آدمی، دازای اوسامو
“من همیشه از آدمها میترسیدم. هیچوقت نمیتوانستم آنها را بفهمم و همین ناتوانی مرا وادار میکرد خودم را پنهان کنم، نقش بازی کنم و پشت چهرهای دروغین زندگی کنم.” -بوف کور، صادق هدایت
✦ ولی نسخه پارسیزبان آتسوشی ناکاجیما، نادر ابراهیمیه و این یه حقیقته نه یه فرضیه.
✦ ولی نسخه پارسیزبان فیودور داستایفسکی، هوشنگ گلشیریه و این یه حقیقته نه یه فرضیه.
