✐ᝰ. ᴀᴠᴀ ᴘᴀɪɴᴛᴛ 𐦂𖨆𐀪𖠋
前往频道在 Telegram
✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ Just Art and everything . . .𖹭⋆.𐙚 ════════════════════ ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ .
显示更多未指定国家未指定类别
774
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+630 天
帖子存档
Repost from N/a
+1
New trend! نیازی به عضویت نیست
ترندی که جدیدا پر شده و خب دلم خواست استارت کننده اش باشمپیامو فور کنید چنلاتون، انجامش بدین مثل عکس و بزارید تو چنلاتون چنل بزرگی ندارم ولی بعدا میام بیشتر کار هاتو فور میزنم، خوشحالم میشم انجام بدین لذت ببریم همه(≧▽≦)
@Aquamarinerey_bot پرایوت شیر یا ناشناس بفرستین هم اوکیه
Happy birthday to you
Happy birthday to you
Happy birthday to you deat lotus
Happy birthday to youuuuu
Repost from 𝐻𝒾𝓂𝑒𝓀𝑜 𝐻𝑒𝓃𝓀𝒶 ❤️🔥دتیز دارم❤️🔥
+1
OC Club ✨
Finally done! 🎉 I hope you all like it!
Don't forget to forward it to your channel and tell me your thoughts. I'd love to hear your feedback! 💖
بلاخره تموم شد ..امیدوارم خوشتون بیاد ..حتما تو چنلتون فور کنید و نظرتون رو بگید🥹
#OCs #Club https://t.me/Angelaa20050
یکی از ارتای قدیمیم رندوم شبیه لینگهه اس😂✨
اسمش الکس بود. درگن لرد به حساب میومدولی کسی نمیدونس🙂↕️ با پنبه سر میبرید🙂↕️✨
#oldart
نیکسو تیمارستان میخوابونن. پنج سال تحت درمان میگیره و کاراشم وکیل میکنه. وکیلش اسمش نیکلاس. خیلی بهش کمک میکنه و از منجلاب میکشتش بیرون. بعدشم تو سایه ی یه قهرمان دیگه کار میکنه. ی چند باری هم با توشی رو ب رو میشه ولی میرینه بهش🙂↕️✨
وقتی رابطش با توشی شکل گرفت اوضاعش یکم بهتر شد. اما این بهتر شدنه ب شدت شکست. چی شد؟
ی روز نحص نیکس برمیگرده خونه و میبینه پدر و برادرش باز مشاجره دارن.
در انتهای بحث پدر نیکس میگه کاش بمیری که حوصلتو ندارم.
برادرش هم میگه، باشه بابا من ارزوتو براورده میکنم.
و همونجا خودشو با گلوله میکشه.
نیکس سعی میکنه جلوشو بگیره ولی فقط خون برادرش میریزه تو صورتش.
باباهه هم ب چپش گرفته قشنگ. ادماشو صدا میزنه که این کصافت کاریو جمع کنن. نیکس تا چند روز تو شوکه. هیچ حرفی نمیزنه هیچ حرکتی نداره. و بعد این چند روز یه قتل عام را میندازه تو خونه خودش! باباش، و تمام زیر دستای باباشو میکشه.
از بوی جنازه مردم جمع میشن و ب پلیس میگن بیاد. و پلیس نیکسو تو یه شرایط روانی وخشتناک وسط اچن همه جنازه پیدا میکنن!
حالا توشی کجاس؟ اقا ب دلایل شخصی و برای حفاظت از نیکس باهاش کات کرده برگشته ژاپن😐🙄
نیکس و توشی زمانی همو دیدن که نیکس تو بدترین شرایط روانی بود. کلا نیکس مشکل روانی هم داشت. افسردگی خیلی عمیقی داشت. اون مرگ مادرش و دیده بود. مادرش بخاطر این که نزاره پدرش ب نیکس فشار بیاره همش با باباهه دعوا میکرد باباهه هم کشتش.
نیکس اینو با چشای خودش دید.
بعد از اون از باباش وحشت داشت. همیشه تلاش میکرد مطیعش باشه اما خب خیلی اذیت میشد. اون هرروز و هرشب تمرین میکرد تا بتونه به قدرتش مسلط بشه. از دار دنیا دلخوشیش داداشش بود که خب داداشش ترنس بود. برای همین باباهه اونو لکه ننگ میدونست و اونم خیلی شکنجه میکرد.
