ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

سایه روشن

سایه روشن

前往频道在 Telegram

«اینجا چراغی روشنه»

显示更多
未指定国家未指定类别
257
订阅者
无数据24 小时
+87 天
+3630 天
帖子存档
روزِ شمار بی‌گمان گلی می‌بوییدم که زمانی میان چهره‌ای مُقام داشت...
بیژن الهی

نظریه‌های ادبی - قسمت اول 📚📖 وقتی صحبت از نقد میشه، همه فکر می‌کنن باید بدی‌ها و جنبه‌های منفی یه اثر رو بیان کنیم، ولی اصولا نقد ادبی کاری با جنبه‌های مثبت یا منفی یک اثر نداره؛ در نقد ادبی، ما با یه‌سری معیارهایی که از نظریه‌ها وام گرفتیم، یک اثر ادبی (اعم از فیلم، متن، عکس و...) رو ارزیابی می‌کنیم و ویژگی‌هاش رو با توجه به معیارهای اون نظریه بیان می‌کنیم. 🧐 خودِ واژه «نقد» یعنی چی؟ 🤔 نقد رو جدا کردن خالص و ناخالص یا شناختن سَره از ناسَره معنی می‌کنه. سابقه نقد ادبی در جهان و ایران به چه زمانی برمی‌گرده؟ 📜 نقد ادبی در جهان سابقه زیادی داره. خاستگاه نقد ادبی، سده‌های سوم و چهارم پیش از میلاد در یونان باستان بود؛ جایی که ارسطو در کتاب ریتوریک یا بلاغت خودش اومد قوانینی رو برای خطابه وضع کرد و پایه‌های نقد ادبیِ فلسفی رو بنا گذاشت. 🏛️ نقد ادبی در ایران تقلیدی از نقد ادبی یونان و اعراب بود. کتاب‌های فلسفی یونان باستان در ایران ترجمه شدن و تاثیر به‌سزایی در تولید علم فلسفه و به تبع، نقد ادبی ایفا کردن. این نکته مهم رو باید ذکر کنم که اصطلاحات نقد ادبی در گذشته تا حد زیادی از علوم مختلف مثل فلسفه، سیاست و ... وام گرفته شده بودن و نقد ادبی یک گرایش مجزا نبود. یکی دیگه از خاستگاه‌های نقد ادبی که تاثیر زیادی در نقد ادبی ایران گذاشت؛ نقد سنتی در میان اعراب بود. نقد ادبی در میان اعراب پیش از اسلام و در سده‌های نخستین اسلامی، بیشتر ذوقی، شفاهی و مبتنی بر زبان و بلاغت بود. 🗣️ برخلاف یونانیان که نقد رو بر پایه مباحث فلسفی بنا کردن، اعراب در آغاز، شعر رو بر اساس فصاحت، بلاغت، استواری زبان، وزن، زیبایی تصویر و تأثیرگذاری می‌سنجیدند یعنی نقد کاملا سنتی بود. بازار عُکاظ جایی بود که شاعران در اونجا گرد هم جمع می‌شدن و بهترین شعر‌های خودشون رو برای نابغه ذبیانی که نقش داور رو ایفا می‌کرد، می‌خوندن. بهترین شعر‌ها جزو شعر‌های معلقات سبع می‌شدن و روی خانه کعبه آویخته می‌شدن. 🏙️🕌 نقد ادبی سنتی در ایران به دو دوران پیش از اسلام و پس از اسلام تقسیم میشه: مهم‌ترین شاهدی که در مورد نقد ادبی پیش از اسلام موجوده: گفته‌های جاحظ بصری در مورد کتابی به اسم کاروند هست که امروزه چیزی ازش باقی نمونده. اما در دوره اسلامی کار‌های خوبی صورت گرفت: چهارمقاله اثر نظامی عروضی سمرقندی (اواخر قرن ۵)، المعجم فی معاییر اشعار العجم اثر شمس قیس رازی (قرن ۶) و حدائق‌السحر فی دقائق‌الشعر اثر رشیدالدین وطواط (قرن ۷) سه مورد از مهم‌ترین و از ستون‌های اصلی نقد ادبی سنتی فارسی محسوب میشن. 📚✒️ توی این پست سعی کردم یه تاریخچه مختصری از نقد ادبی ایران و جهان ارائه بدم. توی پست بعدی نظریه‌های ادبی نوین رو بررسی می‌کنیم. 🔜 #پست_اول #نقد_ادبی #نظریه_های_ادبی

خانه از پاى‌بند ویران است خواجه در بندِ نقشِ ایوان است
سعدی

درود بر همه دوستانم با کمک خدای بزرگ و همفکری و همکاری جمعی از دوستانِ خوبم و با توجه به اینکه اکثر افراد از جمله خودم اطلاعات کمی نسبت به نقد و نظریه و مکاتب ادبی داریم؛ تصمیم گرفتم شنبه‌های هر هفته نظریه‌های ادبی رو توی کانال قرار بدم تا هم کسانی که برای ارشد مطالعه می‌کنن و هم افرادی که می‌خوان اطلاعات عمومی‌شون رو در این زمینه افزایش بدن ازش بهره‌مند بشن. هر کس از دوستان اگه نظر، انتقاد یا کمکی داشته باشه، من در خدمتم🌱 در ضمن این پست‌هارو می‌تونید با هشتک‌های مربوطه دنبال کنید.

آخرین روز ترم دوم دانشگاه گیلان🌱❤️
+3
آخرین روز ترم دوم دانشگاه گیلان🌱❤️

10 - Saz o Avaz (Baba Taher 2).mp318.98 MB

هر تولد، یادآور این است که فرصت، محدود اما کافی‌ست. 25🎂

به دستِ بادِ بی‌هنگامِ پاییزی سپردم من شمیمِ یادِ دیدار تو را در روزِ بارانی نشستم، چای نوشیدم و قدری «شاملو» خواندم نبودم بی‌خبر از قصه‌هایِ سردِ طوفانی قلم در دستِ من لرزید و بغضم بر ورق پاشید ردیفِ شعرِ من فریاد زد: «دیگر نمی‌مانی» دل از تکثیرِ روزافزونِ دردِ تو به لب آمد شدم آبستنِ اندوه در دنیای ویرانی تو رفتی، بازماندم من در این اندوهِ بی‌پایان عجب دردی، عجب سوزی ، عجب شامِ غریبانی! جهانم بی‌تو خالی شد، دلم آماج تنهایی شبیخون زد خیالت بر سکوتِ تلخ پنهانی نمانده از تو جز خاکستری خاموش در قعر وجود من که دارم زجر میبینم از این بیداد طولانی سپردم عقل را دست دلم هر آنچه بادا باد که فرقی نیست اینجا بین دانایی و نادانی! #فهیمه_منصوری(ارغوان)

Ihtiyacim Var (Live Version) 128.mp34.00 MB

آرزوی موفقیت برای همه دوستان عزیزم که فردا آزمون ارشد دارن❤️

من و انکار شراب این چه حکایت باشد غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد زاهد و عُجب و نماز و من و مستی و نیاز تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است عشق کاریست که موقوف هدایت باشد من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ این زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می‌گفت حافظ ار مست بود جای شکایت باشد
حافظ

آره داداش تو ایران نقد ادبی نداشتیم:

قریه‌ی «ناو» درسته

Repost from N/a
این آواز شالیزار را هنگامی که هوا به تاریکی می‌رود می‌خوانند. این آواز در قریه‌ی نا در (ارتفاعات اسالم) ضبط شده است.

نظربازیِ حافظ: نکته مهم: نقد روانکاوانه(قضاوت راجع به زندگی افراد و هنرمندان با توجه به رفتار و آثار آنان) دارای یک عیب بزرگ است و آن این است که به طور حتم درست نیست و معمولا چون هنرمندِ مورد نظر از دنیا رفته است، پس قضاوت راجع به زندگی او دور از از اصول انسانی است. این مطلب صرفا جهت آگاهی علاقمندان به اشعار و افکار حافظ گردآوری شده و چیزی را راجع به زندگیِ حافظ اثبات نمی‌کند. ‌ در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند / من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند ‌ داده‌ام باز نظر را به تَذَروْی پرواز / باز خواهد مگرش نقش و شکاری بکند ‌ از بتان «آن» طلب ار طالب حسنی ای دوست / این کسی گفت که در «علم نظر» بینا بود ‌ می خواره و سرگشته و رندیم و نظر باز / و آن کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟ ‌ عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش / تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام ‌ صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی / زین میان حافظِ دل‌سوخته بدنام افتاد ‌ دوستان عیبِ نظربازی حافظ نکنید / که من او را ز محبان خدا می بینم ‌ سرو چشمی چنین دلکش، تو گویی چشم از او برگیر؟! / برو کاین وعظِ بی معنی مرا در سر نمی‌گیرد منبع: شاهد‌بازی در ادبیات فارسی از سیروس شمیسا

نظربازی سعدی ‌ نکته مهم: نقد روانکاوانه(قضاوت راجع به زندگی افراد و هنرمندان با توجه به رفتار و آثار آنان) دارای یک عیب بزرگ است و آن این است که به طور حتم درست نیست و معمولا چون هنرمندِ مورد نظر از دنیا رفته است، پس قضاوت راجع به زندگی او دور از از اصول انسانی است. این مطلب صرفا جهت آگاهی علاقمندان به اشعار و افکار سعدی گردآوری شده و چیزی را راجع به زندگی سعدی اثبات نمی‌کند. ‌ ‌ سعدی در ابتدا هر چیزی رو از هر کسی ممکن می‌دونه: ‌ و ما اُبرّیُ نفسی و لا اُزکّیها / که هر چه نقل کنند از بشر در امکانست ‌ که گفت بر رخ زیبا نظر خطا باشد / خطا بود که نبینند روی زیبا را ‌ جماعتی که نظر را حرام می‌دانند / نظر حرام بکردند و خونِ خلق، حلال ‌ ‌ سعدیا نامتناسب حَیَوانی باشد / هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست عیب سعدی مکن ای دوست اگر آدمی‌ای / کآدمی نیست که میلش به پری‌رویان نیست ‌ نام سعدی همه جا رفت به شاهدبازی / وین نه عیب‌است که در ملت ما تحسین‌است منبع: شاهد‌بازی در ادبیات فارسی از سیروس شمیسا

چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم
لا ادری

اینم زنبورستانِ ما گیلان اومدید بیاید پیشمون

تو این بارون، بانو حمیرا گوش میدیم❤️

یکم پیش تو مغازه بودم و یه مسافری اومد خرید کرد، بعد دنبالش اومدم بیرون، دیدم یه مشما پر از زباله رو آویزون کرده به آیینه ماشینش و با خودش می‌چرخونه تا سطل زباله پیدا کنه، خیلی از کارش خوشم اومد چون به چشم دیدم خیلیا براشون مهم نیست و همینطوری زباله‌هارو ول می‌کنن تو طبیعت و حتی وسط خیابون خلاصه وقتی سوار ماشین شد صداش زدم و گفتم اون کیسه زباله رو بده به من. گفت: خیلی گشتم تو مسیر دنبال سطل زباله ولی پیدا نکردم. گفتم: اینجا سطل زباله پیدا نمیشه منم چون خیلی از سطح فرهنگ و شعورت خوشم اومد گفتم کیسه رو بیاری اینجا و بدی بهم. بعد براش جالب بود که چرا سطل زباله این اطراف نیست. گفتم چی درسته که این بخواد درست باشه. گفت مشتی حرفت خیلی حق بود...