861
订阅者
-324 小时
-167 天
-4830 天
帖子存档
861
دوست یکی از فنا از اسکای پرسید: «اگه بخوای نانی رو یه جای دیگه برای گردش ببری، کجا میبری؟»
اسپانیا / استرالیا / «میخوام ببرمش همهجا»
اسکای گفت اجازه ندارم گزینه رو تیک بزنم، ولی بازم همون گزینهی آخری رو انتخاب کرد :)
یعنی رسماً: هر جا باشه، فقط با نانی باشع
861
+3
وایییییییییییییییییییییییییییییییی
نانییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی کشتی منو😭♥️
⠀ ☁️ . ꒰ྀི ⸝⸝⸝ ꒱𝕛ꪮⅈꪀ ˖ ׁ 🌸 .ᐟ⠀ ⠀⠀
𝒯𝒶𝑔: #skywongravee #skynani #Post #hirunkit_ #fanday
861
پست نانی بعد ایونت♥️
«مرسی از همهتون که اومدین و به اسکای، نانی و تیم صفحهنمایش هم انرژی و حمایت دادین 🥹🤘🏻🫶🙏🏻🤍 خیلی خوشحالم که اینجا دیدمتون. واقعاً همهتون خیلی خوششانسین که پی هیران جلوی این همه خطر و جذابیت رو گرفته، وگرنه قلب همهتون آب میشد 😂 پی هیران دلش به حال همتون سوخت! خیلی خیلی ممنونم. استراحت کنین و شب بخیر، خوابای خوب ببینین 🤍»⠀ ☁️ . ꒰ྀི ⸝⸝⸝ ꒱𝕛ꪮⅈꪀ ˖ ׁ 🌸 .ᐟ⠀ ⠀⠀ 𝒯𝒶𝑔: #skywongravee #skynani #Post #hirunkit_ #fanday
861
+1
همهتون خیلی خفن بودین که خودتون رو جمع کردین و گفتین «چقدر ناز و کیوت بود»، در حالی که ته دلتون میخواست بگین «چقدر خفن و جذاب و دلبر بود!» 😂 واقعاً بهتون احترام میذاریم. دفعه بعد دیگه خودتون رو مجبور نکنین و برخلاف حستون رفتار نکنین 😭 بزرگترها نگرانتونن. شبتون بخیر 🌙 #داغ_مثل_آتش 🔥 #پیهِیران_پیجیران_اینبار_جدیانپست نانی بعد این ایونت
861
پست اسکای بعد تموم شدن ایونت
با کپشن برو های خطرناک بعدا میبینیمیتون..
اسکای اینجوریه که :بچه ها من میگم برو چون با توجه به فضاس ولی شما همچنان همون ایمینای اسکاینانی یادتون نره😔😂
861
ترجمش 👤: خب، دیروز شما دوتا مشغول چی بودین؟ چیکار کردین؟ 🐱: دیروز ما رفتیم... 🐶: میخنده 🐱: ...همینجوری دور و بر میچرخیدیم و خیلی خفنبازی درمیآوردیم... همهجا... 🐶: شیبویا! 🐱: آره، دقیقاً! 🐶: رفتیم اِبیسو هم. 🐱: آره، ولی راستش رو بخواین، من توی همهچی به زورِ پیجونیور کشیده شدم! 😭 🐱: داشت منو اذیت میکرد! مجبورم میکرد اینجوری و اونجوری عکس بگیرم! میگفت این ژست رو بگیر، اون ژست رو بگیر! 🐱: بعدش هم مجبور شدم تقریباً همهجا دنبالش برم و باهاش خرید کنم! آره دیگه! 🐱: من و مارکجی هم فقط باید یه گوشه وایمیستادیم و منتظرش میموندیم. 🎤: اووووووه! 🐶: جونیور خیلی بده! خیلیییی بده! با شیطنت 🐱: میخنده 🐱: نه ولی... ولی پیجونیور واقعاً ما رو هم لوس کرد! مثلاً هر چیزی که من و مارکجی هوس میکردیم بخوریم، میبردمون همونجا و همهشو برامون میگرفت، آره! 🐱: فقط در عوضش باید اون زمانی رو که منتظرش میموندیم، حساب میکردیم... 😭 🎤: یعنی باید زمانهایی که منتظرش میموندین رو با اون چیزا معاوضه میکردین، آره؟ 🐱: آره! تازه بهمون میگفت: «باید اینجوری ژست بگیری! باید اینطوری انجامش بدی! این کارو بکن، اون کارو بکن!» 🐶: حتی قبلش بهمون بریف میداد! مثلاً میگفت: «اِی نانی! این زاویه خیلی خطرناک به نظر میاد!» و «نانی، این ژستو بگیر!» 🐱: دقیقاً! و اگه من میگفتم: «هوووو، نانی دیگه خسته شده پیجونیور!» میگفت: «نه، نه، نه! برو، برو، برو! ادامه بده!» 🎤: اووووووه! 😂 🐱: تازه دیشب درست قبل از اینکه بخوابم، بهم پیام داد: «ببین! برای فردا این ژست رو آماده کن، باشه؟ عکسهای رفرنس رو هم فرستادم. نانی، آماده باش!» 🐱: من فقط این شکلی بودم که... 😭😭😭 🎤: وااای، این دیگه خیلی کاره! 🐶: فقط صبر کنین عکسها رو ببینین، چون جونیور همین الان داشت طرحشون رو آماده میکرد. 🎤: جدی؟ اوکی! 🐶: عکسها رو حتی از قبل ادیت هم کرده. 🎤: اوکی! پس حتماً باید دقیقاً همون ژست و دقیقاً همون زاویه باشه، نه؟ 🐶: هوووو... اگه دار و دستهی واقعی یاکوزا این عکسها رو ببینن، حتی خود یاکوزا هم جلوشون کنار میکشه! 😂 🎤: اووووووه! این گروه واقعاً ترسناکن، چون خیلییی خطرناکن! 🐶: آره، خیلی خطرناکنننن~ 😏😂
