مُطاٰب؛
前往频道在 Telegram
170
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-2730 天
帖子存档
170
خانهام ابریست اما
ابر بارانش گرفتهست
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم
من به روی آفتابم
میبرم در ساحت دریا نظاره
و همه دنیا خراب و خرد از باد است...
170
در میان اشکها پرسیدمش؛
خوشترین لبخند چیست
شعلهای در چشم تاريکش شکفت
جوش خون در گونهاش آتشفشاند
گفت لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشان..
ـ من ز جا برخاستم؛ بوسیدمش؛...
