مُطاٰب؛
前往频道在 Telegram
173
订阅者
-124 小时
-27 天
-2830 天
帖子存档
173
به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم
تمام آرزوهای منی، کاش
یکی از آرزوهای تو باشم؛
173
قبل از آنکه موقعش برسد، نباید کسی را دوست داشت. دوستداشتن، باید محتاطانه باشد به طوری که هرگاه کسی به دلت نشست، نخست دلت را بازخواست کنی که "چرا او را نشانده؟"...🌱
173
بخندانی جهان را تو نخندی
بنالانی روان را تو ننالی
تو دست و پای هر بیدست و پایی
تو پر و بال هر بیپر و بالی
هزاران مشفق غمخوار سازی
ولیک از ناز گویی لاابالی
173
غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود
منکه پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود؛
همدمی ما بین آدمها اگر مییافتم
آه من در سینهام یک عمر زندانی نبود؛
173
تو بگو دل که به آهنگ دلت ساز کنم
تو بگو عشق که من عاشقی آغاز کنم؛
تو بگو راز که من بشکنم این قفل سکوت
سر صحبت به تو ای محرم دل باز کنم؛
173
دلم تا برایت تنگ میشود..
مینشینم اسمت را مینویسم!
مینویسم...مینویسم...
بعد میگویم:
این همه او...
پس دلتنگی چرا...🌱
