پژواکِ خاطراتِ قدیمی•
前往频道在 Telegram
232
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from Apartment 144
دیگه دارم قبول میکنم که سردرد بخشی از وجودم شده که هیچوقت قرار نیست رهام کنه و صرفا گاهی یکم فاصله میگیره
And if I only could, I'd make a deal with God And I'd get Him to swap our places Be running up that road, be running up that hill Be running up that building Say if I only could, oh. 00:51
Repost from N/a
اسپیرال یعنی حرکت کردن در مسیری که مستقیم نیست، پیچ میخورد، برمیگردد، اما هر بار تو را کمی جلوتر میبرد. یعنی تکرارهایی که شبیه قبلاند ولی هرگز دقیقاً همان نیستند. یعنی افتادن، بلند شدن، دوباره چرخیدن دور همان احساسات قدیمی، اما با درکی تازهتر. اسپیرال شبیه زندگیست؛ گاهی گیجکننده، گاهی خستهکننده، اما همیشه در حال پیشروی. حتی وقتی فکر میکنی سر جای اولی، در واقع یک لایه عمیقتر شدهای، یک قدم بالغتر، یک نفس نزدیکتر به خودت.
