پژواکِ خاطراتِ قدیمی•
前往频道在 Telegram
232
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from N/a
یک سال میشود چند سال و چند سال میشود یک عمر. یک روز صبح، بیدار میشوید و میبینید روزهای رفتهتان بیشتر از روزهای پیش رویتان است و نمیدانید چطور به اینجا رسیدهاید.
بریتماری اینجا بود فردریک بکمن
اگه تازه باهام اشنا شدی و میبینی هرچی میگی رو باور میکنم من احمق نیستم عزیزم میخوام ببینم تا چه اندازه بچ تشریف داری که جرعت میکنی شر و ور تحویلم بدی حداقل بلد باشید دروغ بگید.
