دورسین
前往频道在 Telegram
دورسین؛ باقی بماند. رهـــــا لبخند زندگــی "برای وقتهایی که حرف داری✍️🏻" https://t.me/XBCHATBot?start=sec-fjfebffgjh جیرجیرک 🪔 "دورهمشعرمیخونیم" @Criickeett
显示更多未指定国家未指定类别
1 249
订阅者
-224 小时
-107 天
+1530 天
帖子存档
1 249
دی کوزهگری بدیدم اندر بازار
بر پاره گلی لگد همی زد بسیار
و آن گل بزبان حال با او میگفت
من همچو تو بودهام مرا نیکودار
#خیام
1 249
مرا چشمیست خونافشان ز دست آن کمانابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو؟ رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم هزاران گونه پیغام است و حاجب در میانْ ابرو روان گوشهگیران را جبینش طرفه گلزاریست که بر طرف سمنزارش همیگردد چمان ابرو دگر حور و پری را کس، نگوید با چنین حسنی که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو اگر چه مرغ زیرک بود، حافظ در هواداری به تیر غمزه صیدش کرد، چشم آن کمانابرو غزل شماره ۴۱۲#حافظ #شجریان 🌔 @dorsiien
1 249
جایی رفت که انگار سالها بود ازش دور شده بود...
زمانی که وارد زندگیش شد
زیر و رو کرد زندگیاش را،
چون نور در ژرفای وجودش
و زمانی که رفت ویرانه کرد... !
و از آن ویرانه گلی رویید
رویید و رویید و رویید
ویرانه چون مرداب
گل چون نیلوفر
زندگیاش چون طلوع...
نور بخشید بر نیلوفرِ خسته از راه
امید که در هنگامِ غروب ها؛ به آرامی بخوابد...
آن نیلوفر خسته...
#نمیدانم_ها
1 249
شاید فالِ تو باشه...
از طرف زندگی و از زبانِ حافظ جآن !
' در هر صورت صاحبشو پیدا میکنه... 👁🪞
1 249
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند
چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟
چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بود
که جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند
غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دلِ درویشِ خود به دست آور
که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند
بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زر
که جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند
ز مهربانیِ جانان طمع مَبُر حافظ
که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
#حافظ > غزلیات > غزل شمارهٔ ۱۷۹
1 249
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پیداو پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت اواره ی صحرانشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یاریت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب اورا صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفم بلی
🪷🪞
1 249
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق ،دلخونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پیداو پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت اواره ی صحرانشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یاریت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب اورا صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
بر حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده است
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
1 249
آتشی در تو می زند خورشید
کنده ات باز شعله ای نکشید؟
چون درخت آمدی، زغال مرو
میوه ای، پخته باش، کال مرو
میوه چون پخته گشت و آتشگون
می زند شهد پختگی بیرون
سیب و به نیست میوه ی این دار
میوه اش آتش است آخر کار
خشک و تر هر چه در جهان باشد
مایه ی سوختن در آن باشد
سوختن در خوای نور شدن
سبک از حبس خویش دور شدن
کوه هم آتش گداخته بود
بر فراز و فرود تاخته بود
آتشی بود آسمان آهنگ
دم سرد که کرد او را سنگ؟
ثقل و سردی سرشت خارا نیست
نور در جسم خویش زندانی ست
#هوشنگ_ابتهاج / @dorsiien
1 249
کلن کتاب هایی که از جزئیات زندگی کردن میگن یا یاد میدن رو، دوست دارم آروم آروم بخونمشون...
گاهی چندبار یه سری موضوع هاشو میخونم... یا حتی یه نشونهای به جا میزارم که توی شرایط خاصِ خودش یا برای یادآوری باز بخونمشون...
چون ذهن ناخودآگاه ما، هر شب که به خواب میریم و بیدار میشیم ریست میشه... و تکرارِ اون کار ها هستش که میشه یه عادت میشه روتین...
یه جمله قشنگی هست که میگه
کوچیک ترین کارهایی که ما در طول روز و شب انجام میدیم میشن ' ما ' !
پس تکرار کارها و موضوع های زیبا - درست - هنرمندانه... همیشه یه پیروزیِ؛ حتی اگه یک صفحه کتاب خوندن باشه توی کلِ روزت :)🌻
