ᴇɢᴏ
前往频道在 Telegram
1 202
订阅者
-2224 小时
-2337 天
+73030 天
帖子存档
1 198
Repost from N/a
نمیدانی چه بهشتی میخواستم برایت بسازم بهشتی که در جان خودم بود بهشتم را دور تو برپا میکردم عیبی نداشت اگر دوستم هم نمیداشتی مگر چه میشد؟
همه چیز همانطور میماند میگذاشتیم همانطور بماند فقط مثل یک دوست با من حرف میزدی کنار هم خوش بودیمو میخندیدیم شادمانه به چشم هم نگاه میکردیم و زندگی به همین منوال خوش خوشک میگذشت حتی اگر عاشق آدم دیگری هم میشدی عیبی نداشت.
تو با او خوش و خندان میرفتی من از آن طرف خیابان نگاهتان میکردم همه اینها هیچ اهمیتی ندارد اگر او فقط یکبار دیگر چشم هایش را باز کند.
_نازنین_
