ch
Feedback
سیمرغ

سیمرغ

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
275
订阅者
-124 小时
+137
+5130

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+52
在1个频道中
六月 '26
+86
在3个频道中
Get PRO
五月 '260
在2个频道中
Get PRO
四月 '26
+160
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
27 七月0
26 七月0
25 七月+13
24 七月+1
23 七月+2
22 七月0
21 七月0
20 七月+1
19 七月+1
18 七月0
17 七月0
16 七月+1
15 七月+1
14 七月+2
13 七月+9
12 七月+5
11 七月+11
10 七月0
09 七月0
08 七月0
07 七月0
06 七月+2
05 七月0
04 七月+1
03 七月+1
02 七月0
01 七月+1
频道帖子
دوشس نیوکسل آفرا بن(۱۶۲۰-۱۶۸۹) نخستین زن در انگلستان بود که توانست از راه نوشتن و فروش آثارش به استقلال مالی برسد و زندگی‌اش
+1
دوشس نیوکسل آفرا بن(۱۶۲۰-۱۶۸۹) نخستین زن در انگلستان بود که توانست از راه نوشتن و فروش آثارش به استقلال مالی برسد و زندگی‌اش را اداره کند.معروف‌ترین رمان او اورونُکو نام دارد که به نقد برده‌داری و استعمار می‌پردازد. زندگی او به اندازه نوشته هایش جالب است. نام او با شورش بردگان در هند غربی گره خورد، جایی که در آن دستاورد بزرگی داشت و أولین فرد اروپایی بود كه از قبیلهاى بومی دیدن می کرد. بعدها جاسوس بادشاه چارلز دوم شد و هنگامیکه در پرداخت دستمزدش اهمال كردند، به- دلیل بدهی به زندان افتاد. او را طرفدار الغاى بردهدارى، ويك پیشگام جنسى بود. آفرا بن نمایشنامه نویسى موفق بود كه توانست در طول هفده سال هرسال یک نمایشنامه بنویسد و زندگی آسودهای برای خود تأمین کند. سالها بعد ویرجینیا وولف در مورد او نوشته است: (همه زنان، به همراه هم، بايد به قبر آفرا بن گل نثار كنند ... زيرا او بودكه اين حق را به ايشان داد تا از ذهن خويش سخن بگويند.) اما نسخه فرهنگ زندگی نامه ها در اواخر قرن هجدهم از موضعی کاملاً متفاوت حكایت داشت و بن راكسى معرفى مى كرد كه استعدادهایش (بايد تا حدممكن ... براى ابد به فراموشی سپرده شود).

2
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن / دور فلک درنگ ندارد شتاب کن #حافظ+3
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن / دور فلک درنگ ندارد شتاب کن #حافظ
41
3
شاد کن جان من، که غمگین است رحم کن بر دلم، که مسکین است   روز اول که دیدمش گفتم آنکه روزم سیه کند این است   روی بنمای تا نظاره کنم کآرزوی من از جهان این است   دل بیچاره را به وصل دمی شادمان کن، که بی ‌تو غمگین است   بی‌رخت دین من همه کفر است با رخت کفر من همه دین است   گه‌گهی یاد کن به دشنامم سخن تلخ از تو شیرین است   دل به تو دادم و ندانستم که تو را کبر و ناز چندین است   بنوازی و پس بیازاری آخر ای دوست این چه آیین است؟   کینه بگذار و دلنوازی کن که عراقی نه در خور کین است   عراقی
44
4
استاد_سرآهنگ_شاد_کن_جان_من_که_غمگینم.m4a
44
5
Kianoosh_Rahimi_Shad_Kun_Jan_Man_Del_Dar_Khun4K_کیانوش_رحیمی_شاد.m4a
139
6
هیچ‌وقت هیچ کتاب شعر را به آخر نرساندم، از اینکه با حافظ تا این‌جا آمدم خودم هم تعجب می‌کنم.
هیچ‌وقت هیچ کتاب شعر را به آخر نرساندم، از اینکه با حافظ تا این‌جا آمدم خودم هم تعجب می‌کنم.
53
7
زنان افغانستان در قرن بیست‌یکم اجازه ورود به دانشگاه را ندارند. همان‌طور که زنان اروپا از قرون یازدهم تا اواخر نوزدهم اجازه ورد به دانشگاه‌ها را نداشتند.
53
8
زن دانشمند به ستاره دنباله‌داری می‌ماند که با ظاهر شدند باید منتظر شر و گزند شد. #زنان‌درروزگارشان #مارلین‌لیگت
54
9
یک استاد داریم؛ هر وقت مجبور شوم در صنفش باشم. باعث می‌شود صدبار به بی‌سوادی خود شکر کنم.😁☺️
55
10
sticker.webp
65
11
اما واقعا چرا؟ میان زنان دو نوع اختلاف و سرکوب وجود دارد. اختلاف میان خود زنان به وجود می‌آید و سرکوب ریشه در مردسالاری دارد. چون ساختارهای مردسالار قرن‌ها و سال‌ها خشونت‌های زن علیه زن را در بسیاری از موارد عادی کرده‌اند، زنان نیز با یکدیگر به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی این خشونت‌ها حق آنان است. زنانی که زیر سلطه مردسالاری قرار گرفته‌اند، تلاش می‌کنند تابوی «زن خوب» را حفظ کنند؛ به همین دلیل، می‌کوشند زنانی را که اعتراض می‌کنند، با خشونت خاموش سازند.
66
12
اینجا زنان، بیشتر از مردان زن‌ستیز اند.
41
13
+4
没有文字...
96
14
در سال ۱۷۳۹، ماری کولیه، یک زن رختشوی انگلیسی، توصیفی از شرایط کار مضاعف زنان کشاورز داده است که بسیار به شرایط امروز زنان شب
در سال ۱۷۳۹، ماری کولیه، یک زن رختشوی انگلیسی، توصیفی از شرایط کار مضاعف زنان کشاورز داده است که بسیار به شرایط امروز زنان شبیه است.
88
15
فکر می‌کنم، همه جا بودن ولی هیچ جا نبودن؛ جز از روزگار ما شده. اینطور نیست؟ ابراهیم گلستان یک داستان دارد بنام «بودن در نقش نبود» با این همه بودن و نبودن یادش افتادم.
84
16
همه جا هستم ولی به طور عجیبی هیچ جا نیستم. یک ساعت می‌شود فکر می‌کنم, امروز چه کار کردم اما نمی‌توانم خودم را بیاد بیاورم. 😊😁
81
17
Kianoosh_Rahimi_کیانوش_رحیمی_صدای_قلبم_را.m4a
79
18
Sezen-Aksu-Firuze-Lyrics-Şarkı-Sözleri.m4a
78
19
امروز که پیکر شهرنوش به آغوش طبیعت سپرده شد، مدام به این فکر می‌کنم که او خود را در زمین کاشت؛ همان‌گونه که در داستان‌هایش به بازگشت به خاک، به آغوش طبیعت، به دوباره سبز شدن و ادامه یافتن در کالبدی دیگر باور داشت. بیش از هر زمان دیگری به نماد درخت در جهان داستانی او فکر می‌کنم. او بارها از طریق درخت به مسئله زنان می‌پرداخت؛ آنجا که مهدخت خود را در باغچه می‌کارد تا درخت شود، آنجا که ستاره زیر درخت دفن می‌شود و نشان می‌دهد زنان، حتی اگر بمیرند، تجربه‌ها و حقیقتِ زیسته‌شان به شکلی دیگر به زندگی ادامه می‌دهد؛ ستاره دوباره سبز می‌شود، در انارهایی که حقیقت را میان دیگران بخش می‌کند. آنجا که زرین‌کلا و باغبان مهربان بر گلبرگ‌های نیلوفر سفر می‌کنند، و آنجا که طوبی و لیلا در ریشه‌های درخت نفوذ می‌کنند تا طوبی به کشف حقیقت برسد. هرچه بیشتر به جهان داستانی او می‌اندیشم، بیشتر درمی‌یابم که نماد درخت در آثار او به معنایی عمیق و گسترده می‌رسد. شاید درخت شدن، تقلیل از مرحله انسانی باشد؛ اما گاهی زنان مجبور به درخت شدن می‌شوند، قسمی که مهدخت درخت می‌شود. اما گویی شهرنوش به این باور داشت که جسم انسان روزی به خاک بازمی‌گردد و زندگی باید در هیبت دیگر، ادامه بیابد. «طوبی و معنای شب» در یادم همچون درختی سبز، باقی خواهد ماند.
80
20
没有文字...
77