𝗁𝖾𝗋 𝗉𝗋𝗂𝗏𝖺𝗍𝖾 𝗁𝖾𝗅𝗅
前往频道在 Telegram
𓐄 ☠ +69 God is pretty creative. I mean, look at﹙ me ﹚.
显示更多未指定国家未指定类别
292
订阅者
+224 小时
+37 天
-2030 天
帖子存档
زمانی، در اعماق این روح تبدار و پریشان، تمنای عشقی ابدی و استوار زبانه میکشید. عشقی که لنگرگاه من باشد، که مرا از این انزوای تاریک و افکار بیمارگونهام بیرون بکشد و رستگارم کند. اما آه، چه خیال خامی! تجربه، این معلم بیرحم، با تازیانههایش به من آموخت که برخی ارواح برای تاب آوردن در آغوش گرم عشق، بیش از حد نفرینشده و ویراناند. من هر بار که دستم را به سوی این نور دراز کردم، تنها دستمایه رنجی عمیقتر و حقارتی تازهتر شدم. حالا دیگر همهچیز تمام شده است. «عشق»... این واژه اکنون در دهانم طعم خاکستر میدهد. دیگر هیچ قداست و حرارتی در آن نمیبینم؛ تنها یک توالی توخالی از چند حرف بیمعنی است که احمقها در قمارخانههای زندگی روی آن شرط میبندند و خود را فریب میدهند. من خستهام. استخوانهای روحم از این تقلاهای بیهوده و امیدهای واهی درد میکند. دیگر نه اشتیاقی مانده و نه حتی خشمی؛ تنها یک پذیرش سرد، تاریک و ملالآور. من تسلیم شدهام و سرانجام با این حقیقتِ عریان روبرو شدهام که عشق، این سراب باشکوه، سهم من از این جهان نیست. سهم من همان دیوارهای سرد اتاق، میز تحریرم و گفتگوهای طولانی با شیاطینِ درون خودم است. بگذارید دیگران با این افسانه خود را گرم کنند؛ من دیگر رمقی برای این بازی ندارم. درِ این بخش از قلبم را برای همیشه قفل کردهام و کلیدش را در تاریکترین رودخانه سنتپترزبورگ انداختهام.
I consider psycho, toxic, paranoid, and bitch to be a definition, so don't argue with me, honey.
tell me if you need me and call me if you're feeling alorie 'cause i'm here i'm always right here.
