𝖱𝗎𝗁𝗎𝗆𝖽𝖺𝗇 𝖤𝗓𝗀𝗂𝗅𝖾𝗋
前往频道在 Telegram
𝖬ü𝗓𝗂𝗄 𖥲 𝖣𝗎𝗒𝗀𝗎𝗅𝖺𝗋 ⊹ 𝖧𝖺𝗍ı𝗋𝖺𝗅𝖺𝗋 ༺ 𝖡𝖺𝗓𝖾𝗇 𝖻𝗂𝗋 ş𝖺𝗋𝗄ı, 𝖻𝗂𝗋 𝗂𝗇𝗌𝖺𝗇𝖽𝖺𝗇 𝖽𝖺𝗁𝖺 ç𝗈𝗄 ş𝖾𝗒 𝖺𝗇𝗅𝖺𝗍ı𝗋 *ཻུ۪۪ ➺ t.me/HidenChat_Bot?start=472611244
显示更多未指定国家未指定类别
172
订阅者
-124 小时
-187 天
-2630 天
帖子存档
تجربه میگه جلو جلو خوشحالی کردن آخرش میرسه به کنسلی، نمیخواد جار بزنی و به بقیه بگی، صبر کن اتفاق که افتاد خوشحالی کن، تازه اونموقع هم به همه نگو، چون همه خوشحال نمیشن.
و من از تمام دنیا تنها خواستهام فکر آرام است؛ اینکه شبها بتوانم به آرامی بخوابم، اینکه برای همهچیز بیش از اندازه فکر نکنم، اینکه دائم نگران همهچیز نباشم.
"فکر کن فردایی روشن، از پشتِ این همه خاکستر سر برآورَد،
چه حاصل عزیزِ من؟
کدام دست، گل های پر پر شده را به باغ باز می گرداند؟
کدام رود، جوانیِ رفته را به رگ هایِ زمان باز می ریزد؟
ما ماندیم با آسمانی که دیگر آبی نیست
و با پنجره هایی که رو به رنج گشوده شده اند..."
در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم. حتی بعدها باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم. انسان خودش را نمیشناسد، خصوصا قدرتهایش را:)
