ch
Feedback
بابونه

بابونه

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
258
订阅者
无数据24 小时
无数据7
+1530

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+35
在1个频道中
六月 '26
+82
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+71
在3个频道中
Get PRO
三月 '260
在4个频道中
Get PRO
二月 '26
+3
在1个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+27
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+76
在4个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
29 七月0
28 七月0
27 七月0
26 七月0
25 七月0
24 七月0
23 七月+1
22 七月0
21 七月0
20 七月0
19 七月0
18 七月0
17 七月+1
16 七月+2
15 七月+1
14 七月+2
13 七月+9
12 七月+5
11 七月+12
10 七月0
09 七月0
08 七月0
07 七月0
06 七月+1
05 七月0
04 七月0
03 七月0
02 七月0
01 七月+1
频道帖子
دریغا!
دریغا!

2
خواب کردن در روز آدم را در شب به غلط کردن می اندازد.🤦🏻‍♀️😖
34
3
چرا خورم غم دنیا به این دو روزِ اقامت؟ چو بازگشت به این منزل خراب ندارم... #صائب
40
4
حساس بودن هم خجالت آور است، مثلا جطور بايد به تو بكويم كه ناراحتم جون اين باركه سلام كردى مثل هميشه نبود و إين باعث شده احساس كنم ناخواسته ام و حوصله ام را ندارى!
2
5
باشد که سال آینده از اتفاقات این تاریخ ذوق کنیم و به خوشحالی یاد شوند.
47
6
۱۴۰۵/۵/۵
47
7
۱۴۰۵/۵/۵ باشد که سال آینده از اتفاقات این تاریخ ذوق کنیم و به خوشحالی یاد شوند.
1
8
چقدر حق! و این موضوع تنها در مورد زنده گی صدق نمیکند بلکه؛ هر آن چیزی که ازش دست برداریم بسوی ما میآید.
64
9
في اللحظة التي تقرر أنك لا تريد شيئًا من الحياة، تبدأ الحياة بتحقيق ما كنت تتمناه منها. «لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرید چیزی از زندگی نخواهید، زندگی شروع می‌کند به برآوردن آنچه از آن می‌خواستید.» #محمود_درویش |عربیات
60
10
ماتَو 🌙+2
ماتَو 🌙
83
11
برای تو که هیچ وقت برایم معمولی نبودی! اولین بار که دیدم اش در پوشش عادی بود لباس تن اش او را آدمِ برعکس باطن اش نشان میداد ، آرام سر به زیر و متین ؛ آری او متین بود با نگاه های آرام و از آن نگاه ها که برایشان باید زیر نویس نوشت . حسی که در اولین دیدن اش در من ایجاد شده بود با حس او خیلی نزدیک بود بین آن همه آدم او را محترم تر دیده بودم مهربان تر و بین خودمان بماند دلبرتر. میگویند بعضی دعاها همین که از دهان بیرون شوند اجابت می‌شوند و تیر خلاص زده می‌شود ، از خدا خواسته بودم او را سر راهم قرار دهد ، او سر راهم قرار گرفته بود اما قلبم طور دیگری او را میخواست دعایم مستجاب شد اما در دنیا هر به دست آوردنی بهایی دارد و من نمیدانم او را بدست آورده بودم یا دعای ناخواسته ام قبول شده بود و بهای آنرا میپرداختم اما من لحظه ی خود را بنده ی خوبِ خدا حس کردم او بسوی من میآمد با هر بهانه ی ، نمیتوانستم برایش نه بگویم اصلاً در دایره ی کلماتم کلمه نه نبود من بلد نبودم و همین بود که مانند آدم‌های دست و پا چلفتی و عشق نادیده راه را برایش هموارتر میساختم و خود نیز هم قدم اش میشدم . او معلم خوبی بود نمیدانستم دوست داشتن چه طعمی دارد ، وابسته گی چیست ، چشم به راهی را بلد نبودم او من را با این چیزها آشنا کرد ، با حرف هایش ،کلامش ، صدایش قلبم را لمس کرده بود و نمیدانستم . دلشوره گی شیرینی داشتم اولین شعر ، اولین کلمه احساسی .. اولین ها هرگز فراموش آدم نمی‌شود من اولین حرف هایش را به یاد دارم و اولین بار که قلبم با دیدنش لرزیده‌بود ، آن روز طبق عادت همیشگی آمد قبلِ دیدن اش برگ ها را زیر پایم لِه کرده بودم . یک برگ.. دو برگ… سه برگ …. هوای سرد خزانی لرزه ی خفیفی در بدنم آورده بود اما دلم گرمِ گرم بود چون او را می دیدم ، پروانه ها در قلبم در حال پرواز بودند و اشتهایم کور شده بود فکر کردن به او آب و غذایم شده بود . در میان جمعیت دیدمش و غیر از او کسی را ندیدم ، آدم های زیادی دور و برم بودند با همه سلام کردم و با دیدن او سرما و گرما یکجا در وجودم نفوذ پیدا کرد . ابهت چهره اش کافی بود تا برای ادای احترام نزدش بروم و حرفی را برایش بازگو کنم و کاش آنقدر خوب نمیبود که با هر بار دیدنش قلبم فرو نمیریخت و با دیدن او هیچ کس را نمی دیدم . برایش گفته بودم آدمِ خوب آنجا تو هستی خندیده‌گفته بود مگر دیگران اسراییلی هستند؟ شوخ مزاج بود ، حرف هایش ، شوخی هایش برایم لذت بخش بود ، لحظات را با او حساب نمیکردم اصلاً نمیدانستم چطور میگذرد. آن اولین روزها برای صحبت با من دنبال بهانه بود ، به یاد دارم یک روز تازه موبایلم را از ترمیم برگشتانده بودم وقتی وارد صفحه واتساپ شدم اولین مسج از او بود و دوباره حذف کرده بود برایش پیام گذاشتم و علت حذف پیامش را جویا شدم ؛پاسخش برایم حکم زنده گی در آن روز را داشت، حرف هایش پهلو دار و پر از رمز بود ، هیچگاه آن حرف را فراموش نخواهم کرد. ✍🏻پ .ح
69
12
این چند روز، به‌جای همهٔ کارهایی که باید انجام دهم، وقت تلف می‌کنم...
53
13
از امروز که تولدم است.+2
از امروز که تولدم است.
95
14
عکس از صفحه تقی بختیاری «ما از زنانیم و به سوی آنان باز می‌گردیم.» گمنامی| تقی بختیاری+1
عکس از صفحه تقی بختیاری «ما از زنانیم و به سوی آنان باز می‌گردیم.» گمنامی| تقی بختیاری
15
15
سینه مالا مال درد است ای دریغا مرحمی.
119
16
تَنگ مپسند دلی را که در او جا داری...
143
17
خبر ز خویش ندارم جز اینکه روزی چند نگاه شوق تو بودم‌ کنون خیال توام #بیدل
199
18
«اَما عزیز من! در این گوشه‌ی دُنیا "زَن" بسیار کَم دوست داشته شُد.»
«اَما عزیز من! در این گوشه‌ی دُنیا "زَن" بسیار کَم دوست داشته شُد.»
179
19
وقتی تمام تن می‌گریستم کسی بر چشمم اشکی ندید بهرام بیضایی
113
20
اگر جایگاهی در زندگی کسی داشته باشی، ‏او هرگز در برابر دیگران وانمود نمی‌کند که تنهاست.. -عباس معروفی
122