245
订阅者
-124 小时
-57 天
+2330 天
帖子存档
245
Repost from 𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞(closed)
بینشان نه خداحافظیای اتفاق افتاد، نه عشقی که تمام شده باشد؛ فقط سکوتی ماند که هر روز بلندتر از قبل، فاصلهشان را به رخ میکشید.
نعناع از رفتنِ فرمانده نمیترسید؛ از روزی میترسید که بماند، اما دیگر دلش برای او نلرزد.
245
Repost from سَـمفونـےِ مَهتـآب '
چگـونه فـراموش کنـم دستـے را ڪه روزی آرامـشِ قلـبم بـود؟
