253
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
253
یادمه داشتم به یکی از همکلاسیاک نقاشی یاد میدادم اولاش اوکی بود بعدش دفتر رو نزدیک بود پاره کنم بکوبونم تو سرک
253
جدی اجازه ندید من بهتون چیزی یاد بدم اولاش با آرومی یاد میدم وسطاش جنگ جهانی پنجم راه میندازم
253
کثکش این فاطمه من رو یاد اونایی میندازه که پول میدن میرم کلاس نقاشی تا هروی دلشون خواست نقاشی کنن بجای اینکه یاد بگیرن
