زلال خاطرهها 🕊️
前往频道在 Telegram
گاهی در سکوت، صدایی هست که جهان را میلرزاند. دل اگر صاف باشد، نگاهت نور میشود. آدمها میآیند و میروند، ولی خوبی میماند. مهربانی زبان مشترک دلهاست. و عشق، سادهترین و عمیقترین حقیقت زندگیست. ✍🏻|#مِهلیـــــا
显示更多未指定国家未指定类别
258
订阅者
+424 小时
+97 天
+1130 天
帖子存档
بعضی زندگیها را نباید از بیرون قضاوت کرد؛
چون آنچه چشم میبیند، همیشه حقیقتِ آنچه در دل میگذرد نیست.
گاهی پشت یک لبخند خستگی پنهان است؛
پشت سکوت هزار حرف ناگفته؛
و پشت آرامش ظاهری جنگی که هیچکس از آن خبر ندارد.
آدمها را فقط از آنچه نشان میدهند نشناسیم؛
هر کسی داستانی دارد که شاید هیچگاه برایمان تعریف نکند.
پس پیش از قضاوت کمی مهربانتر باشیم؛
زیرا ظاهر همیشه باطنِ زندگی نیست.
#زندگی
#قضاوت
#مِهلیـــــا
Repost from N/a
⭕️ طریقه بدست آوردن 500 افغانی کارت رایگان برای تمام شبکه ها🎁
این یک تبلیغ نیست واقعی است انتخاب کن💯✔️
Free card | کردیت رایگان
💸
Free card | کردیت رایگان
💰
⬅️برای ثبت کانال های تان به فایل پر جذب ما به آیدی زیر پیام بگذارید ➡️👇
🔤 @MERSAD_19💬
🔤 @MERSAD_19💬
بعد از آنکه راضی به رنجِ من شدی و گذاشتی گریه همدمِ شبهایم بشود،
دیگر برای من مُردی…
أتَعلمُ مَا هُوَ الحَنين؟
الحَنينُ هُوَ حينَ لَا يَستطيعُ الجَسدُ أن يَذهبَ
حَيثُ تَذهبُ الرُّوح ...
میدانی "دلتنگی" چیست؟
دلتنگی آن است که جسمت نتواند به آنجایی
برود که جانت به آنجا میرود...
#محمود_درویش
خانه امن من
باران از صبح آرام و بیوقفه میبارید.
در کلبه کوچک دخترک خاموش کنار پنجره نشسته بود، به جاده خاکی که باران بر آن فرود میآمد نگاه میکرد و فنجان چای را میان دستهایش گرفته بود. بخار چای بالا میرفت و روی شیشه پنجره گم میشد؛ درست مثل خیلی از فکرهایی که سالها در ذهن نگه داشته بود و هیچوقت به زبان نیاورده بود.
گاهی به این فکر میکرد که چرا بعضی آدمها با شنیدن کلمه «خانه» لبخند میزنند، اما برای او این کلمه همیشه معنای عجیبی داشت.
خانه برای او هیچوقت جای بدی نبود.
آدمهای بدی هم در آن زندگی نمیکردند.
همه چیز سر جای خودش بود.
فقط یک چیز کم بود؛
کسی که بفهمد پشت «خوب استم» گفتنهایش، همیشه واقعاً خوب بودن نیست.
از کودکی دختری بود که زیاد حرف نمیزد.
نه اینکه حرفی نداشته باشد؛ اتفاقاً حرفهای زیادی داشتم.
ولی کسی نبود که به حرف هایش گوش بدهد.وقتی از مکتب برمیگشت و اتفاقی ناراحتاش میکرد، لبخند میزد و هیچ چیز نمیگفت،
وقتی از چیزی میترسید، چیزی نمیگفت در سکوت با خودش صحبت میکرد.
وقتی دلش تنگ میشد، خودش را سرگرم میکرد.
کمکم یاد گرفته بود احساساتش را در جایی پنهان کند که هیچکس پیدایشان نکند.
در خودش.
سالها همینطور گذشت.
تا یک روز فهمید چقدر از «قوی بودن» خسته شده است.
آن روز اتفاق خاصی نیفتاده بود.
نه با کسی دعوا کرده بود، نه اتفاق بزرگی افتاده بود.
فقط یک روز معمولی بود؛
اما برای اولین بار از معمولی بودنش خسته بود.
از اینکه همیشه باید بگوید خوب هستم.
از اینکه هیچکس نمیپرسد پشت این سکوت چه میگذرد.از اینکه حتی وقتی دلش میخواست گریه کند، باز هم خود را نگه میداشت تا کسی اشکش را نبیند.
آن روز رفت جایی که کسی منتظرش نبود.
کنار پنجره نشست و مدت زیادی فقط به باران نگاه کرد.
شخصی کنارش نشست.
منتظر بود که بپرسد
«چه شده؟»
«چرا ناراحت استی؟»
«چرا ساکت استی؟»
اما هیچکدام را نپرسید.
فقط نشست.
چند دقیقه بعد، آرام گفت:
«اگر نمیخواهی حرف بزنی، حرف نزن.»
نگاهش کرد.
لبخند کوچکی زد و ادامه داد:
«لازم نیست همیشه حالت خوب باشد.»
همان جمله ساده قلبش را لرزاند.
شاید برای دیگران فقط چند کلمه بود.
اما برای دخترک چیزی بود که سالها منتظر شنیدنش بود.
برای اولین بار احساس کرد لازم نیست خود را توضیح بدهد تا کسی بفهمد.
لازم نیست قوی باشد تا دوستداشتنی بماند.
لازم نیست همیشه لبخند بزند تا کسی از کنارش نرود.
آن روز بود که فهمید خانه همیشه چهار دیوار نیست.
گاهی خانه، جایی است که میتوانی سکوت کنی و باز هم پذیرفته شوی.
گاهی خانه، صدای کسی است که نمیخواهد تو را تغییر دهد؛ فقط میخواهد بداند حالت چطور است.
گاهی خانه، یک نفر نیست؛ یک احساس است.
احساسِ اینکه بالاخره جایی هست که میتوانی خسته باشی.
میتوانی سکوت کنی.
میتوانی خودت باشی.
و هیچکس از تو نمیخواهد نقش آدم قوی را بازی کنی.
حالا هر وقت باران میبارد، یاد آن روز میافتد.
یاد دختری که سالها فکر میکرد خانه یعنی جایی برای برگشتن؛ اما بعدها فهمید خانه یعنی جایی برای آرام گرفتن.
شاید به همین دلیل است که هنوز کنار پنجره مینشیند، چای مینوشد و به صدای باران گوش میدهد.
چون حالا میداند:
خانه امن من جایی نیست که هیچ غمی واردش نشود؛
خانه امن من جایی است که وقتی غم وارد شد، مجبور نباشد تنهایی تحملش کند.
و شاید زیباترین شکلِ خانه همین باشد.
اینکه یک نفر، یا حتی یک گوشه از قلب خودت، به تو یادآوری کند:
«لازم نیست همیشه قوی باشی؛
گاهی فقط خودت باش.»
#مِهلیــــــا
