زلال خاطرهها 🕊️
前往频道在 Telegram
گاهی در سکوت، صدایی هست که جهان را میلرزاند. دل اگر صاف باشد، نگاهت نور میشود. آدمها میآیند و میروند، ولی خوبی میماند. مهربانی زبان مشترک دلهاست. و عشق، سادهترین و عمیقترین حقیقت زندگیست. ✍🏻|#مِهلیـــــا
显示更多未指定国家未指定类别
259
订阅者
+224 小时
+107 天
+1030 天
帖子存档
Repost from { Roman } • { رمان }
گاهی اوقات دلم مى خواهد
در تاريكى گُم بشوم
از خودم مى گُريزم
از خودم كه هميشه؛
مايهى آزارِ خودم بودهام
از خودم كه نمى دانم
چه مى كنم و چه مى خواهم...
#فروغ
🌐@Roman_of_10
میترسم از روزی که قلمم زیر بارِ اینهمه درد بشکند و دیگر ننویسد.
✍🏻|#مهلیـــا البداهه
باز هم آمدی در خوابم، بیهیچ واژهای، فقط با آن نگاه سنگین و مغرور.
دلم به لرزه افتاد، نه از ترس، از دلتنگیِ بیپایانی که هنوز با دیدنت زنده میشود.
چقدر بیرحمی تو حتی در خواب هم نمیگذاری دلم آرام بگیرد.
چشمانت سرد بود، اما در عمقشان چیزی میدرخشید شاید حسرت، شاید اندوهی پنهان.
خواستم چیزی بگویم، اما صدایم شکست، مثل قلبم.
تو رفتی، بیآنکه برگردی، و من ماندم با تپشی خسته و اشکی که تا صبح خشک نشد.
دلم هنوز در همان خواب مانده، کنار نگاهی که مرا به نابودی کشاند.
✍🏻|#مهلیـــا ۱۴۰۴/۸/۱۳ ۹:۱۰am
میگویند لاغر شدی…
نمیدانند وزن دلم چقدر سنگین شده از غصهها.
نمیدانند هر شب با بغض میخوابم
و هر صبح با درد بیدار میشوم.
نمیدانند خستگیِ تن نیست،
خستگیِ جان است که آرام آرام مرا میسوزاند…
✍🏻|#مهلیـــا
آه از این خوابهایی که شبیهِ دلِ مناند…
ساکت، پر از دلتنگی و غمهای نگفته.
خوابهایی که نیمهشب میآیند و یادِ کسی را زنده میکنند
که رفت، اما هنوز در دلِ من نفس میکشد.
آه از این چشمهایی که خواب ندارند،
و از دلی که به هیچ آرام نمیگیرد…
من، همان دختریام که لبخند میزند
اما شبها با اشک، خواب را بدرقه میکند.
✍🏻|#مهلیـــا
سکوت
سکوت گاهی بلندتر از هر فریادی حرف میزند.
وقتی که واژهها کم میآورند، سکوت خودش زبان میشود زبانی که فقط دلها میفهمند.
سکوت میتواند آرامش باشد، مثل لحظهای که نسیم بر برگها میوزد و هیچ صدایی جز نفسِ طبیعت شنیده نمیشود.
اما گاهی هم درد است، مثل بغضی که در گلو مانده و راه بیرون رفتن ندارد.
در سکوت، انسان خودش را میشنود. میفهمد چقدر گفته و چقدر نگفته، چقدر دوست داشته و چقدر از گفتنش ترسیده.
سکوت میتواند پناه باشد، یا زندان. بستگی دارد درونِ آدم چه میگذرد.
بعضی وقتها باید سکوت کرد تا صدای درونت را بشنوی،
و بعضی وقتها باید سکوت را شکست تا خفهات نکند.
✍🏻|#مهلیـــا
در چاهی به نام زندگی غرق شدهام؛
نه راه پیش دارم، نه توان برگشت.
فقط دست و پا میزنم تا فراموش نکنم هنوز زندهام.
✍🏻|#مهلیـــا
گاه به حال خود میخندم،
گاه بیصدا اشک میریزم.
نمیدانم آنکه در درونم غوغا میکند،
«من» هستم یا «آن»یی که از من ساخته شده است.
✍🏻|#مهلیـــا
میترسم عمرمان به پایان برسد
و ما همچنان در انتظار برآورده شدن آرزوهایمان باشیم،
اما هیچگاه محقق نشوند...
#محمود_درویش
گاهی در میان خندهها، ناگهان دلم میگیرد.
بیهیچ دلیلی، بیهیچ اتفاقی.
احساس میکنم چیزی درونم آرام آرام فرو میریزد،
و فقط لبخند میزنم تا کسی نفهمد.
نه اینکه از آدمها خسته شده باشم،
فقط نمیخواهم غمِ تو دلم،
سایهای روی دلِ آنها بیندازد.
برای همین سکوت میکنم.
و در خلوت خودم
با دلی سنگین، لبخند میزنم...
✍🏻|#مهلیـــا ۱۴۰۴/۸/۱۲ ۱۲:۲۷pm
