ch
Feedback
زلال خاطره‌ها 🕊️

زلال خاطره‌ها 🕊️

前往频道在 Telegram

گاهی در سکوت، صدایی هست که جهان را می‌لرزاند. دل اگر صاف باشد، نگاهت نور می‌شود. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، ولی خوبی می‌ماند. مهربانی زبان مشترک دل‌هاست. و عشق، ساده‌ترین و عمیق‌ترین حقیقت زندگی‌ست. ✍🏻|#مِهلیـــــا

显示更多
未指定国家未指定类别
257
订阅者
-124 小时
+77 天
+930 天
帖子存档
sticker.webp0.06 KB

sticker.webp0.19 KB

شب است و من بازهم در گوشه‌ای از این سکوتِ سنگین بیدار مانده‌ام. نه خواب مرا می‌خواهد و نه فکرهایم دست از سرِ ذهنم برمی‌دارند. تنها چیزی که در میانِ تمامِ این شبِ خسته ترکم نمی‌کند، تَب است… تبی که آرام‌آرام تمامِ تنم را می‌سوزاند و مثلِ غمی پنهان در رگ‌هایم قدم می‌زند. انگار امشب تنها کسی که حاضر نیست مرا تنها بگذارد، همین دردِ خاموش است.
#مِهلیــــا

در زندگیِ هر آدم، گاهی یک نفر پیدا می‌شود که حضورش شبیهِ خانه است؛ همان‌قدر امن، همان‌قدر آرام، همان‌قدر ارزشمند. من کسی را دارم که با تمامِ بی‌حوصلگی‌هایم کنار آمده، با تمامِ خاموشی‌هایم صبر کرده، و با تمامِ بدی‌هایی که گاهی ناخواسته نثارش کرده‌ام، بازهم مهربانی را از یاد نبرده است. بعضی وقت‌ها آن‌قدر درگیرِ دردهای خودم می‌شوم که فراموش می‌کنم آدمی روبه‌رویم ایستاده که قلب دارد، احساس دارد، و شاید از حرف‌هایم آرام‌آرام بشکند؛ اما او هیچ‌وقت شکستنش را نشان نداد. همیشه همان‌گونه ماند؛ آرام، صبور، دلسوز… انگار بلد است چگونه آدمِ خسته را بدونِ قضاوت دوست داشته باشد. و من هر شب با خود فکر می‌کنم اگر روزی او خسته شود چه؟ اگر یک‌بار تصمیم بگیرد مثلِ همه‌ی آدم‌های این دنیا برود چه؟ آن وقت می‌فهمم بعضی آدم‌ها فقط «یک شخص» نیستند؛ آن‌ها ستونِ آرامشِ زندگیِ ما هستند. نبودن‌شان تمامِ جهانِ آدم را سرد می‌کند. برای همین، گاهی باید بیشتر مراقبِ کسانی باشیم که بی‌صدا دوست‌مان دارند؛ همان‌هایی که در اوجِ بد بودنِ ما بازهم خوب می‌مانند.
#مِهلیـــــا

راه می‌روم اما زندگی را جا گذاشته‌ام #آیمان_ایوبی
راه می‌روم اما زندگی را جا گذاشته‌ام #آیمان_ایوبی

در پس زخم‌هایت چه مرهمی داری که این‌گونه هنوز سر باز کرده‌اند… #مسعوده

قهر خود کردی نصیبم قهر عالم بر سرت
کاپی

میخواهم دمی به خواب بروم دمی، دقیقه‌ی، قرنی ...
@Wazhahayaram

از هر دردی که فرار می‌کنم، باز هم می‌رسم به همین گوشه‌ی تاریکِ خودم، اما از این نفس‌تنگیِ نصف‌شب، نه راهی هست و نه فراری؛ انگار نشسته در سینه‌ام و آرام آرام مرا خاموش می‌کند.
#مِهلیـــــا

بعضی دلتنگی‌ها صدا ندارند. فقط نیمه‌شب، میانِ سکوتِ اتاق ناگهان نبودِ کسی را با تمامِ جانت حس می‌کنی. امشب فهمیدم چقدر به حضورِ خواهر بزرگم عادت داشتم؛ به آن نوازش‌های آرامی که من ظاهراً ممانعت می‌کردم، اما روحم در همان لحظه‌ها اندکی از خستگیِ دنیا را زمین می‌گذاشت. عجیب است، آدم گاهی دیر می فهمید برخی دست‌ها نه فقط موها، بلکه آشوبِ درونِ آدم را نوازش می‌کنند.
#دلتنگی #عزیزکم #مِهلیــــــا

دلتنگم و دیدار تو درمان من است #مولانا

Behnam_Bani_Dota_Dele_Ashegh_بهنام_بانی_دو_تا_دل_عاشق_480_X_854.mp43.70 MB

sticker.webp0.13 KB

خنده بر لبم می‌شکفد، امّا آخرِ شب چشم‌هایم تاوانِ شکفتنش را با اشک می‌دهند.
#شب #مِهلیــــا

تحفه‌یِ قشنگ‌تر از کتاب مگر داریم. 💚😍
تحفه‌یِ قشنگ‌تر از کتاب مگر داریم. 💚😍

با همهٔ عالم می‌جنگم برای این لباسِ سفید، که نشانهٔ رؤیاهای بی‌صدا و آرزوهای نانوشتهٔ من است. می‌جنگم، نه از سرِ لجاجت، بلکه از عمقِ دلی که سال‌ها در سکوت، خواستن را تمرین کرده است. این سپیدی، تنها رنگِ یک لباس نیست؛ روشنیِ راهی‌ست که با امید دوخته‌ام، اگر دنیا سد شود، اگر صداها خاموشم کنند، باز هم می‌ایستم با قلبی که یاد گرفته برای خواسته‌هایش حتی با تمامِ جهان بجنگد. این فقد یک لباس سفید نیست، بلکه تمامِ «من» است که می‌خواهد دیده شود.
#موفقیت #مِهلیـــــا

Repost from N/a
تا فردا میتوانم برای این ویدئو بخندم و گریه کنم😂

ز درد من بگذر که طاقتی نیست مرا....)