زلال خاطرهها 🕊️
前往频道在 Telegram
گاهی در سکوت، صدایی هست که جهان را میلرزاند. دل اگر صاف باشد، نگاهت نور میشود. آدمها میآیند و میروند، ولی خوبی میماند. مهربانی زبان مشترک دلهاست. و عشق، سادهترین و عمیقترین حقیقت زندگیست. ✍🏻|#مِهلیـــــا
显示更多未指定国家未指定类别
254
订阅者
+524 小时
+57 天
+630 天
帖子存档
این ترس از درون میبلعدَم؛ چه سخت است در میان هجومِ هراس، برای هر نفس بجنگی و وانمود کنی هنوز توانِ ادامهدادن داری.
#مِهلیـــــــا
عشق حادثهای نیست که در قلب اتفاق بیفتد و تمام شود
عشق تغییریست که پس از آمدنِ یک نفر در تعریفِ تو از جهان رخ میدهد.
عشق یعنی یک انسان آرامآرام از «دیگری» بودن دست بکشد و به بخشی از معنای تو تبدیل شود
چنانکه دیگر دلت برای حضورش تنگ نشود، بلکه برای خودِ او تنگ شود؛ برای بودنش، برای نگاهش، برای آن نسخهای از خودت که تنها در کنار او زنده بود.
عشق مالکیت نیست؛
آزادیِ دوستداشتنِ کسیست که حتی اگر سهمت از او فقط خاطره باشد، باز نمیخواهی زیباییِ وجودش را انکار کنی.
عشق یعنی پذیرفتنِ این حقیقت تلخ که همیشه هرچه را عمیقاً دوست داریم، نمیتوانیم برای همیشه نگه داریم؛
اما میتوانیم آن را چنان صادقانه دوست بداریم که نبودنش هم نتواند ارزشِ بودنش را از گذشتهمان پاک کند.
عشق یعنی سکوتهایی که هزاران جمله در خود دارند؛
دلتنگیهایی که به زبان نمیآیند؛
و نامی که شاید بر زبان نیاوری اما قلبت هنوز هنگام شنیدنش مکث میکند.
عشق برای من آن چیزی نیست که آدم را از رنج نجات میدهد؛
گاهی خودِ عشق شریفترین شکلِ تحملِ رنج است؛
اینکه با وجودِ تمام زخمها قلبت را به نفرت نسپاری.
عشق یعنی کسی را نه برای کاملکردنِ خودت بلکه برای آنچه واقعاً هست دوست بداری؛
با ضعفهایش، با سکوتهایش، با فاصلههایش و حتی با قسمتهایی از وجودش که هرگز نتوانستی بفهمی.
و شاید عشق عمیقترین تناقضِ زندگی باشد؛
هم میتواند آدم را بیپناه کند و هم پناهِ تمامِ بیپناهیهایش شود؛
هم میتواند تو را به آسمان ببرد و هم سالها در یک خاطره نگهت دارد.
برای من عشق یعنی وفاداریِ قلب به احساسی که حقیقت داشته است؛
حتی اگر سرنوشت پایانِ دیگری برایش نوشته باشد.
عشق یعنی بعضی آدمها را نمیتوانی داشته باشی
اما نمیتوانی هم انکار کنی که روزی
تمامِ جهانِ تو بودهاند.
و در نهایت عشق این است
اینکه کسی از زندگیات عبور کند اما از جانت نه
برود، اما معنایی را که در تو ساخته با خودش نبرد.
#مِهلیـــــــــا
۲:۴۰شب
Repost from N/a
عشق از نگاهِ من!
عشق به گمانم همان دیوانگیِ شیرینیست که آدم را از خودش میگیرد و به اسارتِ یک نفر میسپارد. جایی که دیگر منطق، فرمانروای قلبت نیست؛
نگاهش، لبخندش، صدایش یا حتی حضورِ خاموشش کافیست تا تمام معادلاتت را بههم بریزد.
عشق همان وسوسهی خطرناکیست که میان هزاران آدم، فقط یک نفر را چنان به جانت گره میزند که نبودنش، جهان را برایت بیمزه، سرد، و بیمعنا میکند.
و چه عجیب است آن لحظهای که میفهمی از میان تمامی آدمهای این دنیا فقط یک نفر محارت آرام کردنت را دارد، اگر همان یک نفر نباشد، دیگر حتی خودت هم شبیه خودت نیستی.
سروری ✍️تعریف شما از عشق چیست؟ در ناشناس بنویسد با نام و کانالتون به اشتراک میگذارم.
Repost from N/a
پشت هر چهره و هر خندهی نقش بسته بر لبِ آدمها، هزاران زخم و درد غیرقابل التیام پنهان است، که کسی را از آن خبری نیست.
#سروری ✍️
Repost from N/a
میخواهم بدانم؛
میتوانی حس کنی
وقتی مدام به تو فکر میکنم؟
🌚🌱
#آنا_گاوالدا
Repost from N/a
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.
این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند این دردهای باورنکردنی را نادر و عجیب بشمارند.
#صادق_هدایت
Repost from VIP TAB
🚨 چنل ۱۳۰۰ ممبر درخواستی تب لیستی⭐️
گروه ۳۰۰۰ ممبر⭐️
گروه ۱۲۰۰ ممبر ⭐️
❗ فروشی هر سه فول واقعی خریدار پیوی
@TAB_file1⭐️
Repost from N/a
💙 انترنت رایگان
💙 پروکسی و VPN
💙 کانال های عاشقانه
💙 پروفایل استوری
💙 هک وایفا
فقط کافیه رو لینک زیر کلیک کنید و جوین شوید⬇️
https://t.me/+FSWAF9xm6nhkNjBl 👀
💙 بدون محدودیت
💙 اتصال سریع فوق العاده
💙 ثبت در لیست
🔤@MERSAD_19
🔤@MERSAD_19
Repost from یغما 🦢🫧
دمی با یار به سر بردن ، به صد دنیا بها دارد
خوشا آن کس که در دنیا یارِ با وفا دارد..🙂🤍
Repost from وَژیـن | بـانـوامـیـری
نمیدانستم چه کنم.
بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟ یا دوباره خودم را جمع کنم و فردا صبح، مثل آدمی که هیچ اتفاقی نیفتاده، از جا برخیزم و به زندگی ادامه بدهم؟ اما مگر آدم چند بار میتواند خودش را از روی زمین جمع کند؟ من مدتهاست خودم را جمع میکنم. هر بار تکهای از من جایی افتاد و من خم شدم، برداشتمش، گرد و خاکش را تکاندم و به خودم گفتم: "چیزی نیست، بانو... میگذرد."
چه دروغ عجیبی!
همهچیز میگذرد، اما بعضی چیزها از آدم نمیگذرند. بعضی دردها نمیروند؛ فقط آنقدر ساکت میشوند که خیال میکنی درمان شدهای. بعد یک شب، درست وقتی همهچیز آرام است، برمیگردند و چنان گلویت را میفشارند که میفهمی تمام این مدت، درد فقط منتظر فرصتی بوده است تا دوباره خودش را به تو ثابت کند!
#بـانـو_امـیـری
Repost from N/a
💙 انترنت رایگان
💙 پروکسی و VPN
💙 کانال های عاشقانه
💙 پروفایل استوری
💙 هک وایفا
فقط کافیه رو لینک زیر کلیک کنید و جوین شوید⬇️
https://t.me/+FSWAF9xm6nhkNjBl 👀
💙 بدون محدودیت
💙 اتصال سریع فوق العاده
💙 ثبت در لیست
🔤@MERSAD_19
🔤@MERSAD_19
Repost from N/a
|درددل سانسورشده|
رفتم
تا بهانتهای جادهی تنهایی
دیدم
قبری ساختهاند
در آنجا برایم
که خستهگیهای هزارسالهام را
در آن بریزم
و نابود شوم...
و من بهمزاح نه با جدیت گفتم:
نمیخواهم
استخوانهایم تا دیروقت بمانند،
حتی سیل بیاید،
و آنجا را چنان هموار کند
که هیچکس
و هیچلالهی قبرم را پیدا نکند!
میخواهم
یکاپیدمی آلزایمر...
کروناسان در ذهن کسانی
که مرا میشناختند، رُخ دهد!
و من حتی از خاطرهها
با سیلِ آلزایمری نابود شوم،
و
مرا بهفراموشخانه ببرد؛
و در آنجا بهدنبال دوستان نو
بگردم، که بدانند و بفهمند،
همیشه حالم را بپرسند؛ و
بیریا و صادقانه بدون نیاز دوستم
داشته باشند، همانطور من،
مشکلاتشان را حل کنم، و بهآنها یاد بدهم
و یاد بدهند، چگونه رنجهای هم را بکاهیم،
و برای هم در روزهای سخت مرهم شویم...
میخواهم
دانشهای آدمها را از پیششان بگیرم...
از کسانی که ذهنهایشان انبار کردهاند؛
اما درونشان همان تعفنخانهی ابدیست!
از کسانی که امیالشان دانشپوش کردهاند؛
اما ماهیت دانششان همان نیازها، کینهها،
دروغها، نیرنگها و بدبختیها است...
بهقول سنایی:
علم که تو را از تو نستاند
جهل از آن علم به بود بسیار!
بههرحال، اهمیت آنچنانی ندارد؛
اینها که گفتم، چندان اهمیت ندارد.
یکچیز که خیلی دوست داشتم؛
و در خود دارم و میخواستم...
دیگران هم میداشتند، رندی بود!
یعنی با وجود همهی آنچه غمها و رنجها
و هرنوع اختلاف فکری، دوستم میداشتند؛
جویای احوالم میشدند، از حال دل میپرسیدند؛ ولی تا فیالحال ندیدهام...
نمیخواهم اینها را بنویسم؛ اما ذهنم از یکشاخه بهشاخهی نامربوط میپرد...
خلاصه؛
کسی که شدیداً دوستت داشته باشد،
کور میشود!
عُرفها و رواجها را نمیبیند؛ اگر آنها را ببیند،
نمیتواند تو را داشته باشد.
یکی گفت: من عاشق یکهمصنفیام بودم؛
سالها منتظر ماندم تا اوضاع مساعد شود!
وقتی دانشگاه تمام شد و من کمی ترتیبات دادم؛ تماس گرفتم با همان مورد دلپسندم...
که فلانی دوستتان دارم...خیلی شدید!
می گوید، او گفت:
تشکر! من یکشیرخوار دارم الان!
میگوید: بعد آن انتخاب کردم از میان حسرت و شکست، که شکست را تجربه کنم اما حسرت داغ مثل آن را هرگز که چشمهی دردآفرین است نه!
نمیدانم چرا این را گفتم؛ اما امیدوارم مطلب موهومم را رسانده باشم.
جاوید محمدی 🖤
پراکنده
موقت#
Repost from N/a
💙 انترنت رایگان
💙 پروکسی و VPN
💙 کانال های عاشقانه
💙 پروفایل استوری
💙 هک وایفا
فقط کافیه رو لینک زیر کلیک کنید و جوین شوید⬇️
https://t.me/+FSWAF9xm6nhkNjBl 👀
💙 بدون محدودیت
💙 اتصال سریع فوق العاده
💙 ثبت در لیست
🔤@MERSAD_19
🔤@MERSAD_19
